۲۵ اسد ۱۳۹۵
  • دسته: x تیتر یک
  • ۲۵ اسد ۱۳۹۵

جایگاه ارزش‌های انسانی و اخلاقی در جوامع مدرن

نویسنده: محمد یزدی زاده

همواره بسیاری از مردم و اندیشمندان و صاحبنظران و دست اندرکاران فرهنگی وسیاسی کشور بطور جد و قاطعانه ازسال های دور معتقد بوده و هستند که لجام گسیختگی و نابسامانی های اخلاقی و رفتاری و سقوط ارزش های اعتقادی و فرهنگی موجود در جامعه ایران اسلامی، عمدتا و غالبا معلول تهاجم فرهنگی غرب از طرق مختلف ازقبیل ماهواره ، شبکه های مجازی و کانال های نمایشی کشورهای همسایه است و شاید در این زمینه تاکنون هزاران برنامه در صداوسیما و سخنرانی ها و خطبه ها و سمینارها و حتی نمایشگاه های متعدد در تمام این سال ها برگزار و اجرا شده اند تا گفته شود هرچه بدبختی و مشکل داریم، نتیجه بی توجهی وغفلت از گرایش و تمایل جامعه بویژه جوانان به سوی برنامه ها و فیلم ها و تبلیغات جذاب وفریبنده و گمراه کننده ومنحط بلوک غرب است واگر به موقع وقاطعانه با تهاجم فرهنگی برخورد می شد، اکنون شاهد چنین اوضاع آشفته وبه هم ریخته فرهنگی واخلاقی نبودیم. صرف نظر از میزان دقت وصحت وسقم وسهم تاثیر گزاره فوق در رفتارهای فرهنگی واخلاقی جامعه، دراین جا چند سوال اساسی مطرح می شود: ۱- سیاست ها وبرنامه ها و قوانین تدوین شده وسرمایه گذاری های فرهنگی کاربردی و موثر وسازنده ما برای خنثی ویا کم اثرکردن تهاجم فرهنگی غرب درطول این ۳۸ سال چه بوده است وآثارشان درکدام بخش از جامعه مشاهده می شود؟ ۲- سهم عملیاتی و بودجه ای و وظیفه ذاتی هرکدام از ده ها نهاد و دستگاه و سازمان و موسسه و نشریه و روزنامه و ……ازجمله صداوسیما دراین زمینه در طول این سال ها چه مقدار و سهم تاثیرگذاری هریک چه میزان بوده و به چه نهادها یا ارگان های نظارتی پاسخ و گزارش مستند و عملیاتی داده اند؟ ۳- صادقانه و شجاعانه هردستگاه و نهاد و سازمان و مسئول فرهنگی به نسبت سهم عملیاتی و بودجه ای خود به مردم و نهادهای نظارتی توضیح و گزارش دهند که میزان کوتاهی و کم کاری و ندانم کاری شان دربرنامه های خنثی سازی و کم اثرسازی تهاجم فرهنگی غرب واحتمالا تشدید اثرات تهاجم فرهنگی چه مقداربوده است؟ ۴- واقعا وانصافا امروز کسی هست که بتواند باشهامت بگوید درصورت درکارنبودن تهاجم فرهنگی غرب، چهره فرهنگی و اخلاقی و هنجارهای جامعه ایران اسلامی در وضعیت خیلی بهتری می بود؟ و درآستانه مدینه فاضله و ام القرای اسلامی می بودیم؟ ۵- چرا تاثیر برنامه ها و رفتارها و نگرش ها وبرخوردها و کنش های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی خود برپیکره و شالوده اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی جامعه را نادیده ویا حداقل کم اثر می انگاریم وسرمان را زیربرف می بریم و سعی می کنیم همه و یا عمده تقصیرها را به گردن دیگران از جمله غرب بیندازیم؟ ۶- آیا کمی عجیب به نظرنمی رسد که پس از ۳۸ سال کارهای پرطمطراق و وسیع فرهنگی توسط انبوهی از نهادها و سازمان های متولی ازجمله صداوسیما که همگی تحت پوشش دولت ها ویا نظام هستند – برخلاف سایرکشورها دراین زمینه بخش خصوصی نداریم تا گناهان را گردن آنان بیندازیم – وهزاران هزار میلیارد بودجه و هزاران کارمند ومتخصص وکارشناس و صدها سمیناروکنفرانس وصد ها میلیون صفحه کتاب ونشریه ومقاله و هزاران فیلم و نمایش و برنامه های متعدد و متنوع درماه های مبارک رمضان و ماه های عزاداری و غیره، هنوز نتوانسته ایم اهداف وآرمان ها ودیدگاه های فرهنگی انقلاب وامام (ره) را آنگونه که باید و شاید به منصه ظهور برسانیم؟ این تذهبون؟ واما سوال کلیدی: آیا تحقیروتوهین وفحاشی وپرده دری و هتک حرمت وبی عفتی و مباح شدن هرگونه سخن زشت وناروا نسبت به آحاد جامعه – که هرکدام ازآنان جرم محسوب شده و برخی دارای حد شرعی هستند – هم، سوغات غرب و نتیجه تاثیرتهاجم فرهنگی است؟ آیا اشخاص، گروه ها، سایت ها ویا نشریاتی که مرتکب چنین بداخلاقی ها و جسارت ها وپرده دری ها می شوند، متاثر از فرهنگ و مکتب غرب هستند؟ آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟ چرا حساسیت جامعه نسبت به چنین اتفاقاتی بسیارکم شده است؟ استنتاج اول: حالا در یک دوراهی قرارگرفته ایم؛ اگر قائل به تاثیر همه جانبه تهاجم فرهنگی غرب بر کالبد جامعه باشیم، متاسفانه باید بپذیریم که آقایان وگروه ها ونشریات هتاک و توهین کننده وپرده در هم در دامان فرهنگ غربی افتاده اند و رفتارها و سخنانشان ناشی از اثرات فرهنگ غربی است. استنتاج دوم: اگر استنتاج اول غلط باشد، پس تنها استنتاج دوم قابل قبول و منطقی خواهد بود؛ واینکه درصورت عدم تاثیرپذیری هتاکان و فحاشان از فرهنگ غربی، باید بپذیریم که اینگونه رفتارها و ناشکیبایی ها و بداخلاقی ها وپرده دری ها همانند سایر معضلات ولجام گسیختتگی های فرهنگی و اخلاقی و رفتاری ازآن جمله بد حجابی و بی حجابی ها، منشا وریشه داخلی ودرونی دارند و نتیجه بی برنامگی ها و بی مبالاتی ها و ندانم کاری ها وسرگردانی مسئولین ودست اندرکاران فرهنگی و اقتصادی وسیاسی جامعه است که همه را به جان هم انداخته است؛ و هرکس و هرگروه و هرحزب و هرنشریه ای به خود اجازه می دهد که جای قاضی و وکیل و مجری وضابط قانون بنشیند و حکم را اجرا کند بدون اینکه نگران برخورد دستگاه های مسئول باشد. نتیجه گیری: کاروان و سکان فرهنگی و اخلاقی جامعه سال هاست به سان کودک بی سرپرست به حال خود رها شده و هرکس وهرنهاد و هرگروه و هرحزب و هر مسئولی به اندازه فهم و درک و دانش و ظرفیت خود وبا افراط و تفریط می خواهد این کودک را تربیت کند؛ یکی گوشش را می کشد؛ دیگری برسرش می کوبد؛ آن یکی برصورتش سیلی می نوازد؛ وآن یکی با چوب او را ادب می کند؛ و دیگری فحش های آبدارش می دهد. تا دیرنشده بایستی فکری و کاری کرد. بایستی مانع سقوط فرهنگی و اخلاقی جامعه شد. به قول شاعرمعروف از ماست که برماست؛ جان گر به لب ما رسد، ازغیر ننالیم با کس نسگالیم از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست ازماست که‌ برماست ماکهنه چناریم که از باد ننالیم برخاک ببالیم لیکن چه کنیم‌، آتش ما در شکم ماست ازماست که‌ برماست گویند بهار ازدل و جان عاشق غربیست یاکافر حربی است ما بحث نرانیم درآن نکته که پیداست ازماست که‌ برماست

برچسب ها

در همین رابطه بخوانید

بدون دیدگاه