۱ میزان ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱ میزان ۱۳۹۷

ایران : آغاز یک دوران پرخطر

یکسال قبل پرنس محمد بن سلمان، مرد پر قدرت عربستان سعودی، قسم خورده بود که شکست خود را در عراق، سوریه، لبنان و یمن از ایران تلافی کند ، اعلام نمود که جنگ را در داخل خاک ایران خواهد برد. این اعلامیه رزمی در اول ماجراجویانه به نظر میخورد. اما، بعد از شکست داعش به حیث یک ساختار دولتی در سوریه و عراق شرایطی را برای ائتلاف سه گانه علیه ایران “ائتلاف امریکا، اسرائیل و عربستان سعودی” بوجود آورد که بهتر و بیشتر نیروهای خود را در تمام جبهات، نظامی، سیاسی، دیپلوماتیک، اقتصادی و پروپاگند برای یک هدف بسیج کنند : سرنگونی جمهوری اسلامی ایران.

خروج یکجانبه امریکا از معاهده بین المللی روی پروگرام اتومی ایران (برجام) توسط دونالد ترامپ، با پا گذاشتن روی قوانین بین المللی و در نادیده گرفتن مخالفت کشورهای که متحدین امریکا شمرده میشوند مانند انگلستان، آلمان، فرانسه، اتحادیه اروپا و اجماع جهانی، نخستین و مهمترین ابزار این سیاست بود. برگشت تحریم ها که این بار کاملآ غیر قانونی میباشد، به گفته خود مسئولان حکومتی ایران مشکلاتی را در زمینه مالی و اقتصادی برای این کشور ایجاد میکند. تحریم ها ایران را از منابع مالی ناشی از فروش نفت محروم میکند و با بکار برد افزار های فشار که امریکا به مناسبت حاکم بودن دلار در معاملات و معادلات مالی در جهان دارد علیه تمام کشورهایی که مبادرت به خرید نفت ایران میکند و یا در این کشور فعالیت اقتصادی و سرمایه گذاری دارد، موجب بحرانهای اجتماعی و انسانی در ایران میشود. هدف این سیاست ایجاد نا رضایتی میان مردم در داخل ایران و تحریک به اغتشاشات و اعتراض ها و تضعیف رژیم برای تسهیل مداخله نیروهای اپوزیسیون خارج کشور میباشد. از یاد نبریم که سیاست جمهوری اسلام در برابر معترضین و منتقدین، حتی فردی مثل محمد خاتمی، رئیس جمهور اصلاح طلب قبلی، کمکی به حمایت مردمی از رژیم در برابر تهدید های بر افگنی خارجی نمیکند.

پایه دوم این سیاست جمع آوری اپوزیسیون ایرانی خارج کشور، تمویل و متشکل ساختان آنها در سراسر جهان است. روزی نیست که یک تشکل سیاسی جدید در اروپا یا آمریکا ایجاد نشود. تبلیغات، از طریق رادیوها و تلویزیون های مختلف و فراوان که ازامریکا، اروپا و یا شرق میانه به مقصد ایران فعالیت میکند، فیلمهای سینمایی تولید میکنند. در این تازه گی یک فیلم سینمایی که سوژه آن جور و ستم و اخراج مهاجرین افغانی است درانترنت به اشتراک گذاشته شده که هدف آن کشیدن پای مهاجران افغانی به اعتراضات ضد رژیم است. اما مهمترین افزار کمک های فراوان مالی به سازمان مجاهدین خلق، سلطنت طلبان و گروه های کرد ایرانی است. مجاهدین خلق بطور علنی توسط عربستان حمایت میشود. یک هئیت کردهای ایرانی هم در ریاض دیده شده .

حلقه سوم این پالیسی، حمایت ( مسلمآ مخفیانه) از گروه های اپوزیسیون مسلح در داخل ایران است، گروهایی که پایگاه قومی و مذهبی دارند. گروه های کرد ایرانی که از سالها به این طرف در کردستان عراق پناهنده شده اند برای مدت زیادی تحت فشار کردهای عراقی که مناسبات خوبی با ایران دارند، از مبارزه مسلحانه دست کشیده بودند. با ترامپ آنها دو باره دست به مبارزه مسلحانه زدند. در این دو سال اخیر بار ها میان پاسداران و نیروهای کرد زدو خورد صورت میگرفت. ماه گذشته سپاه پاسداران جلسه کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان ایران را در عراق مورد حمله موشکی قرار داد که موجب کشته شد ن تعدادی از کادر های این حزب کردی شد. کردها از نگاه مذهبی سنی هستند. از چندین سال به این طرف در بلوچستان ایران یک گروهی که واضحآ تروریستی بنام جند الله بنام خلق بلوچ که یکی از مناطق محروم و عقب گذاشته شده ای ایران است عمل میکند. حمله امروز در اهواز توسط “جنبش عربی آزادی بخش الاهواز”، گروهی که خود را مدافع حقوق اعراب ساکن خوزستان توصیف می‌کند، و یکی دیگر از سازمانهاییست که مورد حمایت عربستان سعودی قرار دارد صورت گرفت. حمله امروز که هدف آن تنها سربازان در حال رژه نظامی نبود و کورکورانه همه، بشمول افراد ملکی و حتی کودکان، را هدف قرار داد و ۲۵ کشته و ۶۷ زخمی بجا گذاشت، میتوان یک حمله تروریستی حساب نمود. وانگهی داعش که هرعمل فردی را در اروپا به خود نسبت میدهد، این بار هم خواست این حمله را به خود نسبت بدهد. ولی جنبش الاهواز آنرا رسمآ به عهده گرفت.

به این ترتیب اولین صحنه وعده پرنس محمد بن سلمان در شهر اهواز بازی شد.
پاسخ “کوبنده” ایران بگفته آقای روحانی، رئیس جمهور، چه خواهد بود ؟ پاسخ به آن پست جداگانه میخواهد ولی با آنکه مقامات ایرانی تلوحیآ عربستان سعودی را عقب این حمله دانسته اند، من شک دارم که در شرایط کنونی ایران دست به عمل انتقام جویانه بزند.

نویسنده: کریم پاکزاد

برچسب ها

بدون دیدگاه