۳ سنبله ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۳ سنبله ۱۳۹۷

«خلیلزاد» چرا به افغانستان بر میگردد ؟

برگشت زلمی خلیل زاد، یکی از اعضای مهم باند نئومحافظه کاران که جورج بوش را احاطه کرده بود، در عین حال قبل از حادثه ۱۱ سپامبر لابی طالبان در امریکا بود. وی در مذاکرات میان طالبان و کمپانی پطرول و گاز امریکایی نیوکال در دهه ۱۹۹۰ سهم مهم داشت. خلیل زاد از نگاه تعلق به زادگاه خود، خصوصیت قوم و قبیله ی خود را از دست نداده. وی مهمترین نقش را در کنفرانس بن برای کنار گذاشتن ستار سیرت که توسط کنفرانس به ریاست دولت انتقالی انتخاب شده بود فقط به خاطری که پشتون نبود، ایفا کرد و تلاش کرد که حامد کرزی را بریاست برساند. رهبران جبهه ملی (اتحاد شمال) که در بن حضور داشتند و تاریخ باید در مورد نقش آنها و اینکه چرا به ریاست حامد کرزی پیوستند باید روشنی اندازد.

خلیل زاد سپس چه بحیث نماینده بوش و چه به عنوان سفیرسمبول شکست امریکا، هم نظامی و هم سیاسی، در افغانستان شمرده میشود. در هنگام ریاست جمهوری بارک اوباما او به حاشیه رانده شد. با انتخاب ترامپ وی دوباره به صحنه برگشت. اخطاریه های که وی سال گذشته به عطا محمد نور ایراد کرد در حالیکه هیچ پست رسمی نداشت همه را بیاد دارید. وی اگر با حامد کرزی در رابطه با قرارداد یونوکال دوستی داشت، قرابت آیدئولوژیک وی با اشرف غنی بیشتر است. در افغانستان وی سعی خواهد کرد که “حکومت وحدت ملی” را حمایت کند و زوج غنی ـ عبدالله را برای انتخابات بعدی استحکام ببخشد.

اما، اصولآ خلیل زاد چندان نزد پرامپ راه ندارد. وی این بار نماینده رئیس جمهور نیست، فقط نماینده پومپئو، وزیر خارجه جنگ طلب افراطی، نژاد پرست و ضد اسلام میباشد. ترامپ برعکس جورج بوش و باراک اوباما سیاست امریکا در افغانستان را به وزارت خارجه و وزارت دفاع محول کرده، چون خودوی نمیخواهد که حضور امریکا در افغانستان ادامه یابد. اما امریکا، بدون سروصدا سرانجام بعد از ۱۷ سال جنگ با طالبان، با آنها وارد مذاکره رسمی و مستقیم شد. چه کسی دراین مرحله بهتر از خلیل زاد برای پومپئو پیدا میشود تا مذاکرات با طالبان را با به پیش ببرد.

به گفته ترامپ علاقه باطنی وی اینست که افغانستان را ترک کند. زمانی که ترامپ یکسال پیش تحت فشار ژنرال هایی که دور و بر او را گرفته بوند حاضر شد که حالا در افغانستان بماند و فکر میکرد که با تهدید پاکستان و چند صد عسکر اضافی خواهد توانست پیروزی هایی را کسب کند. وی انتظار نداشت که اوضاع طوری بوخامت بگذارد که اداره وی مجبور شود تن به درخواست طالبان داده و با طالبان از در مذاکره مستقیم که نوعی مشروعیت دادن به آنهاست وارد شود. از سوی دیگر روسیه با شگفتی واشنگتن با سرعت بسوی احیا نفوذ از دست رفته اش در شرق میانه و جنوب آسیا شود.حتی اوضاع طوریست که روسیه چند گام در این مورد از امریکا جلو است. اگر روسیه قادر شود کنفرانس بین المللی ۴ سپتامبر مسکو را با حضور مستقیم یا غیر مستقیم طالبان ، بدون امریکا و افغانستان (که باردیگر نشان داد که سیاست مستقل ندارد)، یک پیروزی برای مسکو و یک گام مهم بسوی قدرت برای طالبان شمرده خواهدشد.

مشکلات امریکا تنها در جنگ افغانستان نیست. ترامپ با مشکلات فراوان داخلی مواجه هست. هرروز یکی از نزدیکان ترامپ متهم به فساد مالی یا انتخاباتی و حتی تبانی با روسیه میشود. خود ترامپ نیز در مواضع دفاعی غیر قابل قبولی برای یک رئیس جمهور قرار دارد. انتخابات میان دوره ی سنا و مجلس نمایندگان سه ماه قبل برگذار میشود و در صورت پیروزی دموکراتها، ممکن است پروسه عزل ترامپ (امپیچمنت) براه افتد. اخطار ترامپ که در صورت عزل من بازار مالی سقوط خواهد کرد بی ثمر است. فقط یک پیروزی مهم در سیاست خارجی میتواند مانع شکست جمهوریخواهان شود. این پیروزی ممکن است در افغانستان صورت پذیرد : رسیدن یک موافقت با طالبان و اعلام خروج نیروهای امریکایی از این کشور.

خلیلزاد به عنوان نماینده پومپئو وزیر خارجه (که رفتاراهانت آمیز او دو ماه قبل در کابل در برابر اشرف غنی را همه بخاطر دارند)، بهترین کسی است که میتواند با طالبان مذاکره کند. زمانی که امریکا افغانستان را به طالبان واگذارکند نزدیک شده است. نخاطر بسپارید که دو سال بعد از انتخاب ترامپ وی نه به کابل آمده و نه اشرف غنی را به واشنگتن دعوت نموده است. پیداست که سوالی که او یکسال قبل مطرح کرده بود به حال خود باقیست : “میخواهم بفهمم که بعد از ۱۷ سال جنگ ما در افغانستان چکار میکنیم ؟” هنوز پا برجاست.

سه ماه آینده سه ماه مهم و شاید خطرناکی برای افغانستان باشد.

نویسنده: کریم‌ پاکزاد

بدون دیدگاه