۱۵ دلو ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۵ دلو ۱۳۹۷

دیکتاتوری کوچک بامیان، گورستان آزادی بیان

خبرنگار محلی خبرگزاری صدای افغان(آوا) در ولایت بامیان به دلیل برخورد نادرست، توهین‌ و تحقیرآمیز سخنگوی والی بامیان، عصر روز گذشته (یک‌شنبه ۱۴ دلو) در مقابل مقر والی این ولایت اقدام به خودکشی کرده؛ اما با رسیدن به موقع برخی همکاران و نزدیکان، از مرگ نجات یافته است.

مهدی بهزاد؛ خبرنگار محلی آوا در بامیان، قبل از اقدام به خودکشی، در پیامی نوشته است: “هرچند راهی را که میرم درست نیست؛ ولی راه را برای دیگران هموار خواهم کرد‌. کسی نبود دردم را بگویم، توهین و تحقیر (عبدالرحمان) احمدی برایم سخت شده، نمی‌ توانم تحمل کنم، پیش ولایت آمدم تا بفهمانم من هم یک خبرنگار بودم”.

وی ادامه داده است: “امیدوارم راه برای خبرنگاران باز شود”.

بامیان از امن‌ترین ولایت‌های افغانستان است؛ این امنیت اما پیش از آنکه مرهون زحمات، مدیریت بهینه و تلاش‌های دلسوزانه اداره محلی آن ولایت باشد، مدیون رویکرد خشونت‌پرهیزانه و مدارامشربانه مردمی است که در طول تاریخ، همواره متعهد به قانون، وفادار به رفتار متمدنانه و نفی هرگونه خشونت بوده اند.

با این حال، اداره محلی بامیان، خود مظهر آشکار خشونت است؛ خشونتی پنهان که در دیکتاتوری های سرکوبگر کوچک و حقیر سراغ داریم. مقام‌ های محلی بامیان تصور می کنند که آنها مالک مطلق میراث فرهنگی و افتخارات تمدنی و تاریخی بامیان بزرگ هستند. آنها خود را برتر از شهروندان عادی می‌دانند و خبرنگاران و رسانه های پرنفوذ و پرمخاطب محلی را تحقیر می‌کنند.

نماد و نماینده این طرز فکر منحط، عبدالرحمن احمدی؛ سخنگوی والی بامیان است؛ کسی که می‌گوید فقط حاضر است با «غول های رسانه ای» مصاحبه کند!

آقای احمدی اما فراموش کرده است که در سرزمینی که اداره محلی بامیان، فرمانروایی می کند، مردم هنوز از فقر فلاکت بار فراگیری که وجود دارد، در سرمای استخوان سوز بامیان، در مغاره ها زندگی می کنند، علف می خورند و از ابتدایی ترین امکانات زندگی در دنیای امروز، بی بهره اند. آقای احمدی که می خواهد فقط با غول های رسانه ای، مصاحبه کند و خبرنگاران زحمتکش و پرتلاش و متعهد محلی را بی شرمانه تحقیر و توهین می کند، باید توضیح دهد که در مصاحبه با غول های رسانه ای، چه افتخار بزرگی برای ارائه دارد؟ آنها برای بامیان و مردم محروم آن ولایت، چه کار سترگ و سزاوار ستایشی انجام داده اند که برای ارائه گزارش آن تنها حاضر اند با غول های رسانه ای، مصاحبه کنند؟

رفتار اهانت آمیز و دیکتاتورمآبانه آقای احمدی به عنوان سخنگوی یک دیکتاتوری حقیر و کوچک نوظهور در بامیان، تنها توهین به خبرنگار آوا نیست؛ توهینی که به اندازه زننده و زشت بوده که خبرنگار آزاده آوا را به خودکشی به عنوان ابزاری برای ابراز اعتراض خویش به نظم ناعادلانه و سرکوبگرانه حاکم بر بامیان واداشته؛ بلکه این رفتار، اهانت به مردم نجیب بامیان و هزاران سال فرهنگ و تمدن و تاریخ آن سرزمین پرافتخار و باعظمت هم هست.

آقای احمدی و امثال او در اداره محلی بامیان، خوارتر و حقیرتر از آن هستند که از شکوه و شوکت تاریخی و تمدنی بامیان بزرگ و غرور و افتخار و عزت و نجابت مردم آن سرزمین، نمایندگی کنند. حضور آنها در اداره محلی بامیان، نوعی ستم و ظلم و حق‌کشی آشکار در حق تمدن و تاریخ بامیان و مردم و ساکنان کنونی آن ولایت است.

مغاره‌نشینی هم که خبرنگار آوا به عنوان بخشی از رسالت بزرگ خبرنگاری در سرزمین محرومیت و فقر و جنگ، می‌خواست آن را از طریق مصاحبه با مسؤولان محلی بامیان، به عنوان یک واقعیت تلخ اجتماعی و برایند تضاد طبقاتی حاکم بر آن ولایت، بازتاب دهد، لکه ای تاریک و ننگین در کارنامه مدیران کنونی آن ولایت به حساب می آید.

بنابراین، اینکه در یک ولایت امن و باثبات با آن پیشینه پرشکوه از فرهنگ و مدنیت، هنوز هم خانواده هایی هستند که در غارها زندگی می کنند و از فرط فقر و تبعیض و بی عدالتی، علف می خورند، و نیز اینکه در سایه نظام سیاسی کنونی افغانستان که در آن از «آزادی بیان» به عنوان بزرگترین دستاورد و افتخار یاد می شود و این حق انسانی، در قانون اساسی نیز تسجیل و تضمین شده است، خبرنگاری در بامیان به عنوان گورستان آزادی بیان افغانستان، به اندازه ای تحقیر و توهین می شود که ناگزیر به خودکشی می گردد، نشانگر عملکرد شرم آور حاکمان محلی آن ولایت و حضور عناصر فرومایه و خودخواه و حقیری مانند عبدالرحمن احمدی در آن است.

انتظار می رود در پی این رویداد تکان دهنده که ارکان آزادی بیان آسیب پذیر افغانستان را مورد تهدید قرار داده است، دولت مرکزی، وزارت اطلاعات و فرهنگ، نهادهای مدافع آزادی بیان و خبرنگاران و مهم تر از همه، نهادهای عدلی و قضایی کشور، برای تنبیه و توبیخ سخنگوی هتاک و قانون شکن والی بامیان، وارد عمل شوند و اجازه ندهند که این دیکتاتوری حقیر و کوچک، بیش از این، بامیان را به گورستان آزادی بیان افغانستان، تبدیل کند.

فراموش نکنیم که این رویداد در هلمند تحت سلطه طالبان یا در نقطه ای دیگر از خاک کشور که تحت سیطره یک فرمانده سرکش و قانون شکن محلی است، رخ نداده؛ بلکه در بامیان؛ مهد فرهنگ و تمدن و طلایه دار آزادی و مدارا و خشونت‌پرهیزی و صلح‌جویی، اتفاق افتاده است.

این را هم بخوانید:  معارف افغانستان و نجات از سندرمِ بی‌خیالی

منبع: خبرگزاری صدای افغان

برچسب ها

بدون دیدگاه