۱۴ دلو ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۴ دلو ۱۳۹۷

صلح به شرط خروج؛ آیا امریکا شکست خورده است؟

روزنامه امریکایی نیویورک تایمز نوشته که مذاکرات جدی میان مقامات امریکایی و طالبان با «گامی ملموس و بزرگ» برای پایان دادن به جنگ نزدیک به ۱۸ ساله در افغانستان همراه بوده است. مذاکرات بیشتری هم در هفته های آینده برای کار روی جزئیات انجام می شود؛ اما در حال حاضر ایالات متحده باید ۱۴هزار نیروی خود را در این کشور آسیای میانه بدون دریافت هیچ ضمانتی از سوی دشمن، خارج کند.

در اوج دوران جنگ شمار نیروهای امریکا در افغانستان به ۱۰۰ هزار نفر می رسید.

رایان کروکر؛ سفیر سابق امریکا در افغانستان گفته است که امریکا در خفا «شرایط تسلیم شدن» را بررسی می کند و در ظاهر سعی دارد وجهه خوبی به مساله بدهد. او همچنین خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را با عقب نشینی و شکست نیروهای امریکایی در پایان جنگ ویتنام در اواسط دهه ۱۹۷۰ مقایسه کرد و افزود: «همانطور که از حضور ما پای میز مذاکره مشهود است، داریم تسلیم می شویم. ما در حال مذاکره شرایط تسلیم شدن مان هستیم.»

با این حساب، امریکا می خواهد به طولانی ترین جنگ تاریخ آن کشور، پایان دهد؛ جنگی که بربنیاد ارزیابی ها، امریکا تاکنون حدود ۲ هزار میلیارد دالر از پول مالیات دهندگان امریکایی را صرف آن کرده؛ اما در عمل، هیچ دستاورد ملموسی کسب نکرده است.

اگرچه شاید به لحاظ میزان تلفاتی که امریکا در جنگ ویتنام متحمل شد با آنچه در افغانستان، اتفاق افتاده، نظامیان امریکایی در طولانی ترین جنگ تاریخ خویش، تجربه موفق تری داشته اند؛ اما معیار موفقیت یا ناکامی سیاست تهاجمی امریکا در برابر کشورهای هدف، بر اساس میزان تلفات نیروها سنجیده نمی شود؛ بلکه هزینه هایی که امریکا از همه جهات از مالی و انسانی  تا سیاسی و استراتژیک می کند در مقایسه با آنچه در برابر آن، به دست می آورد، شکست و پیروزی جنگ های امریکا تعیین می شود.

در افغانستان، این آمار هرگز به سود امریکا نیست. امریکا از عهده جنگ با طالبان برنیامد. در روزگاری که بیش از ۱۰۰ هزار نظامی امریکایی در افغانستان، مستقر بودند، جنگ با طالبان در کنار کشتار بی رویه غیر نظامیان افغان، امریکا را در تنگنایی قرار داده بود که استراتژیست های نظامی ایالات متحده، هرگز آن را پیش بینی نکرده بودند. پس از ۲۰۱۴ امریکا تلاش کرد با انتقال مأموریت امنیتی از نیروهای خارجی به نظامیان افغان، شماری قابل توجه از نظامیانش را از افغانستان خارج کند و به جای آن، تمرکز خود را روی اهداف استراتژیک و جنبه های سودآور حضور و سلطه بر افغانستان، معطوف کند.

امریکا شاید تصور می کرد که با حمایت مدیریت شده از نیروهای مسلح افغانستان، می تواند موج ناامنی های افغانستان را مهار کند، از هزینه های سالانه ۵۰ میلیارددالری جنگ بکاهد و روند اوضاع را به نفع سلطه خود، مدیریت نماید؛ اما آنچه در عمل رخ داد، ناامیدکننده بود. طالبان بربنیاد یک ارزیابی حدود ۷۰ درصد خاک کشور به استثنای مراکز شهرها و شماری از ولسوالی ها را به اشغال خود درآورد. میزان تلفات نیروهای امنیتی افغانستان به صورت وحشتناکی بالا رفت. روند دولت سازی در افغانستان، با شکست مواجه شد و فساد، قوم گرایی، انحصار قدرت، تنش های سیاسی پایدار و پردامنه، تعلیق و تعویق انتخابات و بروز شکاف های عمیق سیاسی و اجتماعی و مذهبی، جای خالی دموکراسی وارداتی امریکایی را پر کردند. ظهورداعش که البته بی ارتباط به برنامه های بلندمدت امریکا برای منطقه نبود، افغان ها را نسبت به اتحاد و شراکت استراتژیک با امریکا، بی اعتماد کرد و پیمان های استراتژیک و امنیتی میان امریکا و افغانستان، بیشتر از گذشته، به فسخ و فروپاشی نزدیک شد.

این رویدادها از دید تحلیلگران، نشان داد که امریکا توان مدیریت اوضاع را از دست داده و این طالبان هستند که با خروج ده ها هزار نظامی خارجی، در عرصه امنیت افغانستان، مانور می دهند.

بنابراین، استراتژیست های واشنگتن تحت سلطه ترامپ به این نتیجه رسیدند که باید راهی برای پایان این جنگ غارتگر و بی نتیجه پیدا کنند. آنها اما برای آنکه نشان دهند هنوز کنترل شرایط را در اختیار دارند، راه مذاکره با طالبان را در پیش گرفتند تا در نهایت، اینگونه وانمود کنند که از افغانستان «اخراج» نشده اند؛ بلکه در یک روند صلح آمیز، روی «خروج» از افغانستان، توافق کرده اند؛ اما به باور آگاهان، طالبان هیچ تعهدی در برابر امریکا نداده اند و حتی اگر روی کاغذ امریکا از طالبان تعهداتی هم بگیرد، آنچه در عمل روی می دهد این است که امریکایی ها شکست را پذیرفته و مجبور شده اند افغانستان را ترک کنند؛ در این میان، فرقی نمی کند که نام آن را «اخراج» بگذاریم یا توافق برای «خروج»!

این را هم بخوانید:  تنش بین واشنگتن و مسکو از پشت میز تا میدان جنگ

منبع: خبرگزاری صدای افغان

بدون دیدگاه