۱۴ دلو ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۴ دلو ۱۳۹۷

آیا اوزبیکان از جنبش عبور خواهند کرد؟

همزمان با اعلام موجودیت تکت ثبات و همگرایی، آقای ته‌ینچ سخنگوی حزب جنبش، در صفحه‌ای فیسبوک خود، از تلاش‌های اخیر رهبری حزب جنبش برای بدست آوردن کرسی معاونیت اول ریاست جمهوری در انتخابات پیشرو پرده برداشته و از رد درخواست آن حزب توسط اشرف غنی نیز با تفصیل سخن گفت.

نکته ای قابل مکث و تاثرآور در اظهارات آقای ته‌ینچ، درست، همین ملاقات رهبری جنبش با اشرف غنی است. کسی که تمام صلاحیت‌های معاونیت اول را سلب و جنرال را برای بیشتر از دو سال از کشور تبعید نمود. حال سوال این جاست که رفتن در تکت انتخاباتی این شخص به حیث معاون اول چه دردی از هزاران درد ملت ترکتبار را درمان می‌کرد که جنبش در تلاش آن بود؟ توهین، تحقیر و دستگیری نظام الدین قیصاری از فرماندهان ضد طالب و مربوط جنبش وهمراهان وی به هدایت اشرف غنی چقدر زود از حافظه رهبری و حواریون جنبش پاک گردیده که باز خواب معاونیت اول را در کنار غنی دیدند؛ خوابی که اما تعبیر نشد. آیا رهبری جنبش گاهی در این مورد فکر کرده که حافظه مردم اوزبیک شستشو نشده و شاید در آینده‌ای نزدیک مورد محاکمه این خلق و نسل‌های بعدی قرار بگیرند؟

 آیا گاهی هم دراین مورد که معاونیت اول در جریان پنچ سال تا چه اندازه آرزو و خواست‌های قوم اوزبیک و ترکمن را برآورده ساخته، فکر نموده اند؟ به چه تعداد جوانان و کدرهای این قوم به دوایر دولتی و پست‌های مهم راه یافته‌اند؟ از بعد امنیتی و اجتماعی چه اقداماتی در محلات و مناطق این مردم صورت گرفته؟ مطمین هستم که پاسخ همه این پرسش‌ها منفی است.
پس در این مورد بگذاریم خواننده خود به قضاوت بنشیند.

این را هم بخوانید:  اصلاحات برای تبلیغات، تبلیغات برای انتخابات

اما درمورد رفتن جنبش با تیم عبدالله باید گفت این سناریوی از قبل شکست خورده است. چون جبن و عدم شجاعت سیاسی عبدالله در زمان تصدی پست ریاست اجراییه بر کسی پوشیده نیست. او بیشترین اوقات خویش را در سالون‌های آرایش پاریس و دبی سپری نمود و نتوانست از حق پنجاه فیصد اقتدار و قدرت سیاسی به نفع تیم و طرفداران خویش استفاده نماید. درمقابل غنی حالت جبن، در برابر سفارت‌های خارجی اطاعت پذیری و در مقابل دوستان خویش حالت دورویی و مکارگی را پیشه نمود. تا اینکه همه به شخصیت واقعی او پی بردند که عبدالله کسی نیست که بتواند از حقوق و داعیه‌شان درکشاکش سیاست پیچیده ای کشور دفاع نماید. او حتی پنجشیر جایگاه مشروعیت سیاسی خویش را فراموش نمود.

اگر رفتارها و کنش های سیاسی عبدالله از زمان وزارت خارجه تا به امروز در مقابل ترکتباران را داوری نماییم، باز حسن نیتی دیده نمی‌شود. داکترعبدالله که حتی چای دارباشی‌های خانه خود را بحیث دیپلومات و سفیر در خارج مقرر کرد حاضر نبود که یک اوزبیک تحصل کرده را به حیث مامور در وزارت بپذیرد. آیا همین عبدالله نبود که با انتخاب عمدی تپه تاریخی زمان بابر، تپه شهر آرا، برای دفن دوباره پیکر امیرحبیب الله ، اوزبیک و تاجیک را به جان هم انداخت؟ حال می‌خواهد با آرای ترکتباران به سکوی ریاست جمهوری تکیه بزند. صلاح الدین خان که به حیث میانجی، جنرال را به طرف تیم عبدالله کشاند، لطف نموده بفرمایند و بگویند در زمان تصدی وزارت خارجه ، به چه تعداد اوزبیک و ترکمن را دروزارت استخدام نموده است؟ چند رییس، چند جنرال قنسل و چند سفیر از این مردم در تشکیل وزارت خارجه دارد؟ تعداد جوانان جذب شده در زمان وزارت شان، تنها از ولسوالی یفتل بدخشان بالاتر از حضور تمام اوزبیک‌ها و ترکمن‌ها در این وزارت است. آقای فرهمند شاید لست‌های ارسالی جوانان جنبش را به یاد داشته باشد که در کشورهای میز سکرتر وزیر صاحب خارجه کهنه شد و لست‌های که قبلا ارسال شده بود را موریانه خورد.

این را هم بخوانید:  روند صلح پایان جنگ و دو سناریو

متاسفانه در زمان تصدی داکتر عبدالله و صلاح الدین خان در وزارت خارجه وضعیت و حضور برادران هزاره نیز مانند ترکتباران، اسفناک است. اما نباید فراموش کنیم که کتله‌ای بزرگ از ترکتباران از زمان جهاد و حیات شهید استاد ربانی عضویت حزب جمعیت را داشته و به خاطر آرمان‌های جمعیت جان‌های خود را ازدست داده‌اند. متاسفانه دیدگاه عبدالله و صلاح الدین خان از سطح قریه و فامیل بالاتر نبوده که بتوانند با سینه ای فراخ برادران ترکتبار خویش را درآغوش گرفته و در کنار خود داشته باشند. از سه سفیر اوزبیک ، دو تن آن به سفارش استاد عطا محمد نور مقرر گردیده که نشان دهنده‌ای آینده سنجی و سعه صدر این شخصیت است.

کوتاه سخن اینکه رفتن با تیم عبدالله نیز از نگاه استراتیژی هیچ گونه مفادی برای اوزبیکان نداشته و اشتباه دیگری است که برای پنج سال دیگر این مردم را به حاشیه رانده و بالاخره جایگاه سیاسی و اجتماعی این قوم محروم در آینده کاملآ تضعیف و مستاصل می‌گردد .
آیا برای جنرال بهتر نبود با دوستانی که در روزهای سخت در ترکیه درکنارش با ساختن ایتلاف اورا همراهی کردند، با یک تیم قوی بطرف انتخابات می‌رفت.

این را هم بخوانید:  اولویت اجماع بر انتخابات

یقین براین است که تیم اتمر در انتخابات پیشرو قوی‌ترین تیمی خواهد بود که به احتمال قوی برنده است. وقتیکه همچو یک تیم قوی، امتیازات زیادی به شمول نماینده خاص رییس جمهوری با صلاحیت‌های معاونیت تا هنگام تعدیل قانون اساسی، کرسی معاونیت پس از تعدیل قانون، یک وزارت کلیدی، رتبه مارشالی که از آرزوهای دیرین جنرال است، پیشنهاد می‌نماید و حاضراست اقتدار سیاسی را به همه اقوام افغانستان با ایجاد پست صدارت تقسیم نماید ، کوبیدن دروازه دیگر تکت‌های شکست خورده انتخاباتی، منطقی به نظر نمی‌رسد.

دوستان و حواریون نزدیک جنرال که به تیوری توطیه زیاد باور دارند و هر اشتباه جنرال را ناشی از بدخواهی دیگران می‌بینند، لطف نموده سندی را ارایه بدارند که اتمر در توطیه‌ای کمین طالبان در غورماچ بر جان رهبر شان دست داشت.

درغیر آن عقل سلیم حکم می‌کند که جوانان و چیز فهم‌های قوم اوزبیک و ترکمن این بار بطور جدی تصامیم خود سرانه رهبری جنبش را که منافع حیاتی و دراز مدت این قوم را به خطر می‌افکند ، زیر سوال برده و راه درست را که متضمن آینده و نسل‌های بعدی شان است، انتخاب نمایند.
چنانچه در انتخابات پارلمانی نیز این را ثابت ساختند.

نویسنده: سلیم بابر/ خبرگزاری جمهور

بدون دیدگاه