۱۴ دلو ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۴ دلو ۱۳۹۷

خطای احزاب در بازی صلح امریکا و طالبان

شماری از احزاب سیاسی تایید می‌کنند که دولت روسیه از آنها و گروه طالبان برای شرکت در نشست مسکو دعوت کرده است؛ اما مسؤولان این احزاب می‌گویند که این نشست بدون حضور نمایندگان دولت کابل، بی نتیجه خواهد بود.

نشست احزاب سیاسی و هیات طالبان قرار است به تاریخ پنجم و ششم فبروری به میزبانی دولت روسیه برگزار شود؛ گفته می شود که در این نشست، محمدمحقق، عطامحمد نور، محمد اسماعیل خان، حامد کرزی و نماینده حزب اسلامی نیز شرکت خواهند کرد.

هرچند، دولت روسیه از حکومت کابل در این نشست دعوت نکرده؛ اما حکومت افغانستان نیز گفته که برگزاری این گونه نشست‌ها به روند صلح افغانستان کمکی جدی نخواهد کرد.

با این وجود، شماری از احزاب سیاسی دیگر از جمله حزب اسلامی نیز تایید کرده که برای شرکت در نشست مسکو دعوت شده است.

آگاهان هم می‌‌گویند که نشست مشترک احزاب و طالبان بدون حضور نمایندگان حکومت، نتیجه ملموسی را در پی نخواهد داشت.

با این حال، بعید است که علیرغم این موضع گیری ها و با وجود درک خطرات و هزینه های سیاسی ناشی از مشارکت احزاب و چهره های سیاسی در گفتگوی مستقیم با طالبان، بدون حضور نمایندگان حکومت افغانستان، این احزاب، حضور شان در نشست مسکو را مشروط به شرکت دولت کنند و بدون دولت، در آن حضور پیدا نکنند.

واقعیت این است که شماری از جریان ها، احزاب، تشکل های قومی و چهره های سیاسی، به دلیل آنکه در طول این سال ها از سیاست های انحصارگرایانه اشرف غنی، زخم خورده و نسبت به عملکرد حکومت وحدت ملی، اعتراض دارند، انزوای دولت در روند صلح را فرصتی مغتنم برای انتقام جویی می دانند و تلاش می کنند تا با برجسته کردن نقش خود در این روند، موضع دولت در این زمینه را تضعیف کنند.

آنها در شکل گیری این خطای استراتژیک، مسؤول اند و در صورتی که روند کنونی صلح امریکایی با طالبان، به سرانجامی برسد، یکی از مسؤولان اصلی پیامدهای زیانبار آن برای نظام، قانون اساسی، انتخابات، مردم سالاری و شکست روندهای ملی، همین افراد و احزاب خواهند بود.

نکته مهمی که در این خصوص، نباید نادیده گرفته شود این است که حمایت از صلح امریکا با طالبان، تنها کمک به امریکا و طالبان برای تحمیل یک صلح استعماری و غیر افغانی بر مردم و دولت افغانستان نیست؛ بلکه تیشه زدن به ریشه نظام سیاسی کنونی افغانستان هم هست.

احزاب و افرادی که برای انتقام گرفتن از دولت و جبران آسیب هایی که اشرف غنی بر آنها وارد کرده، از موضع خلیلزاد حمایت می کنند و برای گفتگوی مستقیم با نمایندگان طالبان، لحظه شماری می کنند، باید بدانند که با پشت سر گذاشتن دولت افغانستان در این زمینه، تنها دولت را تضعیف نمی کنند و فقط به اشرف غنی در تنگ تر کردن حلقه انزوایی که منجر به انزجار او شده، آسیب نمی زنند؛ بلکه در عین حال، قانون اساسی را نیز زیر پا می گذارند و اصل نظام را هم تهدید می کنند؛ زیرا نخستین پیامدهای صلح امریکا با طالبان، براندازی نظام سیاسی کنونی و تعلیق و تعطیل قانون اساسی موجود است؛ این در حالی است که قانون اساسی و نظام سیاسی، ملک طلق اشرف غنی یا کرزی نیست. این نظام، مطلوب همه اقوام و جریان هایی است که برای روی کار آمدن آن، هزینه داده اند.

احزاب و رهبرانی که برای تحمیل الگوی صلح خلیلزاد که در تبانی پنهانی او با طالبان، فراهم شده، زمینه سازی می کنند، باید تکلیف خود را با نظام و قانون اساسی و انتخابات و مردم سالاری هم مشخص کنند؛ زیرا احیای طالبان، به معنای مرگ این موارد است.

اینکه اشرف غنی، پیش از این هیچ اعتقادی به قانون اساسی و انتخابات و حاکمیت مردم بر مردم و توزیع قدرت و مشارکت عادلانه اقوام و احزاب سیاسی در مدیریت کشور نداشته، لزوما کمک به براندازی نظام و تعلیق قانون اساسی آنهم در راستای بازگرداندن طالبان به قدرت را توجیه نمی کند؛ زیرا تنها در سایه همین نظام و قانون اساسی است که دیگر اقوام و احزاب هم فرصت نفس کشیدن و ابراز وجود پیدا کرده اند و اگر طالبان بیایند، تاریخ تکرار خواهد شد و از آن پس باید همگان در سایه سیطره سرکوبگرانه طالبان فاشیست، به رعایای بی چون و چرای مولوی های پاکستانی تبدیل شوند.

نویسنده: علی موسوی/ جمهور

این را هم بخوانید:  ایران بازیگر جدید روند صلح افغانستان
برچسب ها

بدون دیدگاه