۱۰ دلو ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۰ دلو ۱۳۹۷

اشرف غنی و صلح؛ برنامه‌های شخصی و نگرانی‌های ملی

محمداشرف غنی، رییس حکومت وحدت ملی عصر دیروز در یک سخنرانی خطاب به ملت، یک بار دیگر اعلام کرد که از روز اول ریاست جمهوری‌اش تا هنوز در پی صلح است و در این راستا تلاش کرده است. غنی سخنرانی دیروزش را پس از جلسه‌ی دی‌شب نمایندگان دولت افغانستان با زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی امریکا برای صلح ایراد کرد. زلمی خلیل‌زاد روز شنبه پس از طولانی‌ترین نشستش با نمایندگان گروه طالبان در دوحه، به کابل برگشت و در دیدارهای جداگانه با نمایندگان دولت افغانستان، سفرای کشورها و نمایندگان رسانه‌ها و سیاسیون افغانستان کلیات چهارمین دور گفت‌وگو با نمایندگان طالبان را شریک ساخت.

ریاست جمهوری افغانستان پس از ارائه‌ی توضیحات خلیل‌زاد ابتدا در اعلامیه‌ای از تلاش‌های خلیل‌زاد برای صلح تشکری کرد اما سخنرانی عصر دیروز رییس جمهور، بیان‌گر نگرانی‌های متعددی بود که در سخنرانی «خطاب به ملت» رییس جمهور بیان شدند.

عمده‌ترین نگرانی که تا هنوز دولت افغانستان به صورت مکرر از تلاش‌های جاری سیاسی میان امریکایی‌ها و طالبان ابراز کرده‌اند، بحث «حکومت موقت»، «گفت‌وگوی طالبان با دولت افغانستان» و «مالکیت افغانستان بر پروسه‌ی صلح» بوده است. این نگرانی‌ها توسط رییس‌جمهور غنی از یک طرف به عنوان منافع ملی افغانستان مطرح شده و از جانب دیگر، بازتاب‌دهنده‌ی نگرانی‌های شخصی رییس‌جمهور است.

رییس‌جمهور غنی دیروز در سخنرانی‌اش، سرنوشت داکتر نجیب‌الله، رییس‌جمهور پیشین افغانستان را بازخوانی کرد و گفت که ضمانت سازمان ملل متحد برای صلح، کارساز واقع نشد. او همچنان از بی‌خبری داوود خان از بازی‌های منطقه و جهان یادآوری کرد و اذعان کرد که اکنون خطرات پس از توافق صلح را درک می‌کند و فضای حاکم بر منطقه و جهان را می‌شناسد.

این را هم بخوانید:  ساختار نظام، انتخابات و قانون اساسی

توضیح رییس‌جمهور از این دو اتفاق تاریخی برای افغانستان نگرانی ملی است. توافق صلح و تلاش‌های جاری سیاسی به رهبری امریکا نباید یک بار دیگر نتایجش مقطعی و ناگوار باشد. صلح پایدار در افغانستان زمانی ممکن است که افغان‌ها بدون مداخله و فشار کشورهای خارجی بر سر آینده‌ی این کشور به توافق برسند و برای این توافق از گذشته‌‌ی بسیار بد عبرت بگیرند. صلح پایدار موازی با عدالت و رعایت حقوق شهروندی و پذیرش حقوق اساسی بشر است. و همین‌‌طور توافق بر سر اصول و موازین حقوقی و سیاسی که بتواند ارزش‌های متکثر افغان‌ها را در یک مجموعه‌ای از قواعد و اصول قانونی بازتاب دهد. سپردن اختیار یک توافق سیاسی که افغان‌ها در داخل به آن ضرورت دارند به کشورهای خارجی منجر به مداخله دایمی برسر افزودن منافع کشورها خواهد شد و مداخله در امور افغانستان کوتاه نمی‌شود و تاریخ نشان می‌دهد که یکی از عوامل اساسی خشونت و خون‌ریزی طولانی در افغانستان ناشی از این مداخلات  و تعارض منافع کشورهای منطقه و جهان در افغانستان است.

افزون بر منافع و نگرانی‌های ملی افغانستان، آنچه را نمی‌توان در اعلامیه‌ها، گفته‌ها، رفتار و احساسات غنی در قبال صلح نادیده گرفت، ترجیهات و علایق شخصی‌اش است. غنی بارها اعلام کرده که چشم‌انداز او برای افغانستان کوتاه‌مدت نیست. آنچه در مخیله‌ی شخصی غنی او را به نقطه‌ای جوش می‌رساند، قهرمانی در افغانستان از طریق تحکیم قدرت مرکزی و حتا قومی در یک دوره‌ی زمانی ۵ ساله بیشتر است. بنا‌براین، غنی در‌حالی‌که صلح را اولویت می‌داند، از حکومت موقت می‌ترسد و از تلاش‌های سیاسی امریکا و رهبری این روند توسط خلیل‌زاد، شخصا نگران است. بحث «حکومت موقت» را سازماندهی‌‌شده تبلیغ کردن  اولین کلیدواژه‌ی غنی برای برنامه‌های شخصی‌اش است. او درحالی حکومت موقت را آماج حملاتش قرار داده و می‌خواهد که یک اجماعی سیاسی داخلی در برابرش شکل دهد که خودش پیش از این بارها گفت‌وگوی بدون قید و شرط را با طالبان پیشکش کرده بود و حتا قانون اساسی را قابل گفت‌وگو می‌دانست.

این را هم بخوانید:  برکناری محقق، قانونی یا غیرقانونی؟

مگر ممکن است که هم خشونت را قطع کنیم، هم حاضر باشیم قانون اساسی را تغییر دهیم اما حاضر نباشیم گروهی را که حدودا بر نصف افغانستان کنترل دارد در یک دوره‌ی موقت بر سر ساختار آینده‌ی نظام و مندرجات قانون اساسی به رسمیت نپذیریم؟ اگر حاضریم، راه حل رسیدن به این جا و مکانیزم اجرای این خواسته چیست؟

این‌جاست که غنی برنامه‌های شخصی‌اش بر نگرانی‌های ملی غلبه می‌کند. او «قدرت» می‌خواهد و می‌داند که حفظ قدرت از طریق روند موجود که از یک طرف امریکایی‌ها مدیریت روند را بر عهده دارند، از جانب دیگر طالبان حکومت افغانستان را مشروع نمی‌داند و از جانب دیگر، نهادها و افراد سیاسی داخلی از موضع رییس‌جمهور حمایت کافی نمی‌کنند، برایش ممکن نیست. بنا ‌بر این او از روند جاری و از نقشه‌ی آینده‌ی خلاف نقشه‌ی شخصی‌اش می‌ترسد. برای او در حقیقت انتخابات اولویت است نه صلح. انتخابات می‌تواند با یک مهندسی نهادی، مالی و مملو از فساد سیاسی غنی را برای یک دور دیگر در قدرت ابقا کند. اما مسیر صلح پایانش به هیچ وجه، ریاست غنی بر دولت موقت و یا یک پروسه‌ی سیاسی برای تعین چشم‌انداز آینده نخواهد بود. امریکایی‌ها، افغان‌ها، طالبان و کشورهای دخیل منطقه به صورت مشترک نمی‌توانند این مسیر را تحت رهبری و افراط‌گرایی غنی به نتیجه برسانند.

این را هم بخوانید:  سودای انتخاباتی حکومت و خـزانۀ زبان‌بسـتۀ دولت

بنا بر این، با درک این حساسیت که صلح در نهایت باید میان افغان‌ها و از دل گفت‌وگو بر سر نگرانی‌ها، ارزش‌ها، تنوع و چشم‌انداز افغان‌ها، پدید بیاید و دست مداخله‌ی کشورهای منطقه و جهان بر سر آینده‌ی افغانستان کوتاه باشد، بایستی این نگرانی را نیز به یک اجندای سیاسی و مهم تبدیل کنیم که یک فرد حق انحصار این روند بر اساس برنامه‌ها و منافع شخصی‌اش را ندارد. رییس‌جمهوری افغانستان و تمامی کشورها، افراد و نهادهای دخیل در پروسه بایستی این نگرانی و حساسیت را درک کنند و بپذیرند و تلاش کنند که ختم جنگ و خشونت چند دهه‌ی اخیر در افغانستان مهمتر از هر منفعت و مصلحت دیگر است.

منبع: اطلاعات روز

برچسب ها

بدون دیدگاه