۱۰ دلو ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۰ دلو ۱۳۹۷

صلحی که اشرف‌غنی نمی‌خواهد

اشر‌ف‌غنی؛ رییس جمهور پس از ملاقات با زلمی خلیلزاد می‌گوید هیچ افغان خواهان حضور دایمی نیروهای خارجی در کشور نیست.

آقای غنی در یک پیام ویدیویی درباره صلح گفت حضور نیروهای خارجی بر اساس یک ضرورت است و با یک طرح منظم این نیروها به صفر خواهد رسید.

آقای غنی با بیان این مطلب که قربانیان جنگ افغان‌ها هستند، گفت که ابتکار صلح نیز باید به دست افغان‌ها باشد. او از طالبان خواست به گفتگوهای جدی با حکومت افغانستان حاضر شوند.

وی ‌افزود: «طالبان دو انتخابات دارند: یا با ملت افغانستان یک‌جا‌ شوند یا وسیله تطبیق اهداف بیگانگان شوند. من از طالبان می‌خواهم که پلان‌های شوم بیگانگان را کنار بگذارند و به خواست افغان‌ها لبیک بگویند و با دولت مذاکرات جدی را آغاز کنند.»

او به تجربه‌های داکتر نجیب‌الله و داوودخان اشاره کرد و گفت: ما آگاهی کامل داریم که آن‌ها چگونه فریب خوردند.

رییس‌جمهور وعده داد که «ما صلح را تامین می‌کنیم و جلو هرنوع از هم‌پاشی را می‌گیریم».

سخنان تازه اشرف غنی درست پس از آن صورت می گیرد که زلمی خلیلزاد به منظور ارائه گزارش مذاکرات شش روزه اخیر خود با نمایندگان طالبان در قطر، با او در ارگ ریاست جمهوری دیدار کرد.

به نظر می رسد که آقای غنی و دولت افغانستان به شدت نسبت به آنچه از سوی امریکا در روند صلح جریان دارد، سوء ظن دارند و از تبعات و پیامدهای آن نگران هستند.

اگرچه شاه حسین مرتضوی؛ معاون سخنگوی ارگ، سعی کرده است که بروز تنش میان کابل و واشنگتن بر سر برنامه صلح را پروپاگندای شماری از رسانه ها عنوان کند؛ اما سخنان تازه رییس جمهوری، پرده از ابعاد پنهان این تنش برمی دارد و نشان می دهد که آقای غنی، اکنون بیش از هر زمان دیگری خود را در موقعیت داوودخان یا داکتر نجیب الله می بیند و نگران فروپاشی دولت خود در نتیجه توافق امریکا و طالبان است.

او پیشتر نیز در مواضعی بی سابقه که آشکارا بوی تنش می داد، اظهار داشته بود که روند جاری صلح میان امریکا و طالبان، بدون گفتگوهای مستقیم طالبان با دولت افغانستان و بی توجه به ابعاد ملی، منطقه ای، اسلامی و بین المللی صلح، به نتیجه نخواهد رسید.

کارشناسان می گویند که سخنان اخیر آقای غنی، شباهت نزدیکی به مواضع ضد امریکایی حامد کرزی در اواخر دوران حکومت داری او دارد و این نشان می دهد که رییس جمهوری، حمایت امریکا را از دست داده و آینده قدرت خود را در معرض خطر می بیند.

در این میان اما نباید از نظر دور داشت که آقای غنی، برخلاف ژست ملی گرایانه و میهن پرستانه ای که اتخاذ کرده است، هرگز نگران امنیت، حاکمیت، منافع ملی و تمامیت ارضی افغانستان در بازی صلح امریکا با طالبان نیست؛ چه اگر چنین بود او از همان آغاز، پیمان امنیتی را با امریکا امضا نمی کرد و در برابر دیگر اقدامات آن کشور که از مصادیق آشکار دخالت واشنگتن در امور داخلی کشور بوده است، با قدرت و صراحت و صلابت ایستادگی می نمود؛ اما آقای غنی، نه تنها چنین نکرد؛ بلکه تا آنجا که امکان داشت با استفاده از حمایت های ایالات متحده، در برابر بدیهی ترین حقوق مردم و احزاب سیاسی افغانستان ایستاد و اجازه نداد تا به دنبال تجربه ناکام و شرم آور انتخابات ریاست جمهوری پیشین که منجر به تحمیل الگوی امریکایی حکومت وحدت ملی شد، دموکراسی و قانون اساسی و نظام سیاسی کشور در مسیر درستی قرار بگیرند و حضور و مشارکت مشروع و مؤثر مردم در روندهای بزرگ ملی، دوباره احیا شود؛ اما اکنون که خود او و قدرت سیاسی اش، در معرض تلاشی و فروپاشی قرار گرفته و نگران تکرار تجربیات تلخ داوودخان یا داکتر نجیب است، تظاهر به مردم گرایی و صیانت از استقلال و منافع و حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور و پاسداری از حقوق اساسی مردم افغانستان می کند و این موارد را خطوط سرخ صلح با طالبان می داند.

این ژست های کاذب و ریاکارانه اما نمی تواند آب رفته را به جوی بازگرداند. این امریکایی ها هستند که تصمیم می گیرند؛ زیرا اشرف غنی و دولت وحدت ملی به رهبری او و آقای عبدالله، این امکان را به قدرت هایی مانند امریکا اعطا کرده اند تا در خصوص حیاتی ترین مسایل ملی و آینده سیاسی و امنیتی افغانستان، با طالبان وارد مذاکره و معامله شوند.

صلح امریکا هم مانند جنگ امریکا به نفع مردم افغانستان نیست؛ اما اشرف‌غنی نمی تواند با تظاهر به مردم گرایی و تعلق خاطر به منافع ملی کشور و گرفتن ژست بیگانه ستیزی و میهن پرستی، بار دیگر برای استمرار سلطه خود و جلوگیری از تلاشی و فروپاشی آن در نتیجه صلح استعماری امریکا با طالبان، مردم را سپر قرار دهد؛ مردمی که او بارها به آنها پشت کرد و آنها را نادیده گرفت.

نویسنده: عبدالمتین فرهمند/ جمهور

این را هم بخوانید:  ​آیا جنرال دوستم از یک سوراخ دوبار گزیده می‌شود؟
برچسب ها

بدون دیدگاه