• دسته: x تیتر یک
  • ۸ دلو ۱۳۹۷

طالبان دروازه‌های خروج را به امریکا نشان دادند

چهارمین دور مذاکرات شش روزه نمایندگان امریکا و طالبان در قطر روز گذشته (۶ دلو) پایان یافت. قرار بود در پایان این مذاکرات، اعلامیه مشترک صادر شود؛ اما دوطرف به توافق نهایی نرسیدند.

زلمی خلیلزاد؛ نماینده امریکا گفته که در این مذاکرات شش روزه پیشرفت‌های مهمی صورت گرفته؛ اما توافق نهایی به دست نیامده است.

آقای خلیلزاد گفته: “من برای مشوره عازم کابل هستم، مذاکرات ۶ روزه در اینجا بیش از هر زمان دیگر سازنده بود. پیشرفت‌های مهمی روی مسایل حیاتی به‌دست آمده است. اگر روی مذاکرات بین‌الافغانی و آتش‌بس همه‌جانبه با گروه طالبان توافقی نشود، روی مسایل دیگر توافقی در کار نخواهد بود”.

از سوی دیگر، منابع طالبان هم به خبرگزاری رویترز گفته اند که در مذاکرات شش روزه میان نمایندگان امریکا و طالبان، روی تدوین پیش‌نویس موافقتنامه ختم جنگ ۱۷ ساله افغانستان توافق شده است که این پیش‌نویس شامل امتیازاتی از هردو جانب می باشد.

با توجه به این موارد، مهم ترین رویداد در گفتگوهای استراتژیک امریکا و طالبان، توافق روی تعیین مدت زمان خروج نظامیان امریکایی از افغانستان است. طالبان سرانجام توانستند دروازه های خروج را به امریکا نشان دهند؛ اما نمی توان انتظار داشت که کسب این امتیاز مهم و طلایی، بدون واگذاری امتیازهای دلگرم کننده به امریکا صورت گرفته باشد.

امریکا هم در افغانستان، اهداف و برنامه های راهبرد و بلندمدتی دارد که برخی از آنها فراتر از معادلات جنگ و صلح با طالبان و حتی مناسبات سیاسی افغانستان در ابعاد کلان می باشد. به بیان دیگر، حضور یا خروج نظامیان امریکایی از افغانستان بربنیاد قواعد مهم تری در ابعاد منطقه ای و بین المللی، تنظیم و تراز می شود و طالبان یا دولت افغانستان، به تنهایی قادر به تعیین یا حتی تغییر این قواعد نیستند. بنابراین، خروج امریکا لزوما به معنای پایان سلطه و هژمونی ایالات متحده بر افغانستان و رخت بربستن آن از منطقه نخواهد بود.

با این حال، طالبان با دستیابی به این توافق، اکنون می توانند بیش از هر زمان دیگری به قدرت خویش ببالند و نبض تحولات سیاسی و امنیتی داخلی در افغانستان را در اختیار بگیرند. آنها به سادگی می توانند ادعا کنند که با خروج یا اخراج امریکا از افغانستان، گروهی بی رقیب هستند و به همین دلیل، به خود حق می دهند که سازوکار سیاسی و امنیتی کشور را همان گونه که خود ترجیح می دهند، تعیین کنند.

با توجه به این مهم، در صورت توافق نهایی امریکا و طالبان برای خروج نظامیان امریکایی از افغانستان، تمامی پروژه ها و پروسه های سیاسی و امنیتی مرتبط با امریکا یا تحت حمایت واشنگتن و متحدان آن در افغانستان، متوقف خواهد شد و نظم جدیدی آغاز یا استقرار خواهد یافت؛ نظمی که شاید در آن، دیگر حمایت از دموکراسی و مردم سالاری و توابع آن مانند انتخابات، تعلیق و تعطیل شود و جای آن را تلاش های تازه برای نوسازی نظام، تغییر قانون اساسی و بازتعریف مبانی حقوقی و اصلاحات ساختاری حاکمیت و دولت بگیرد.

با این حال، هنوز باید منتظر ماند و دید که امتیازهایی که گفته می شود طالبان به امریکا داده اند، چیست و چه پیامدهایی برای سیاست و امنیت افغانستان خواهد داشت. با این وجود، بسیاری از آگاهان معتقد اند که با توافق روی خروج نیروهای خارجی از افغانستان، نمی توان به استمرار یا استقرار طرح ها و پروژه های پیشین ایالات متحده در حوزه دولت – ملت سازی، سیاست، امنیت و… امیدوار بود. ورود طالبان به عرصه سیاست، قواعد روند کنونی را تغییر خواهد داد و مناسبات تازه ای را جایگزین مناسبات جاری فعلی خواهد کرد.

بعید است طالبان به عنوان گروهی که دست کم بربنیاد روایت های رسمی، نزدیک به نیمی از خاک افغانستان را کنترل می کند و هنوز ابتکار عمل در عرصه جنگ میدانی با دولت، در اختیار آن گروه است، پذیرفته باشد که تنها خواسته اش خروج نیروهای خارجی است و با تحقق این مهم، به سادگی، دموکراسی را تأیید می کند، در انتخابات شرکت می کند، نتایج حاصل از انتخاب مردم را می پذیرد، به قانون اساسی و ساختار نظام، احترام می گزارد و آماده پیوستن به روند سیاسی صلح آمیز و عاری از خشونت است. اینها مواردی نیستند که از یک نیروی جنگجوی تفنگدار و در موضع قدرت، بتوان انتظار داشت. بنابراین، باید آماده تغییرات شگرف و بنیادی در تمامی مناسبات سیاسی و معادلات امنیتی کشور باشیم؛ تغییراتی که لزوما خوشایند و مورد تأیید همه آحاد و اقشار ملت افغانستان نخواهد بود؛ اما از آنسو، گزیر و گریزی جز پذیرش آنها نیز وجود ندارد.

نویسنده: علی موسوی/ جمهور

این را هم بخوانید:  در افغانستان چه می‌گذرد؛ سایه سنگین طالبان و بیچارگی امریکا/ قسمت اول

بدون دیدگاه