۲۶ جدی ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۲۶ جدی ۱۳۹۷

اهداف و ابزارهای طالبان در گفتگو با امریکا

یک منبع نزدیک به گروه طالبان تایید کرده است که گفتگوهای مقام‌های امریکایی و نمایندگان طالبان پیرامون روند صلح افغانستان به بن بست رسیده است.

این منبع می‌گوید که مقام‌های امریکایی از تعهدات قبلی‌شان عقب نشینی کرده و به همین دلیل  نمایندگان طالبان دیدار دوباره با آنان را رد کرده‌اند.

براساس معلومات منبع، در نشست ابوظبی، امریکایی‌ها وعده داده بودند که در نشست‌های بعدی با نمایندگان طالبان، پیرامون خروج نیروهای امریکایی‌ها از افغانستان گفتگو خواهند کرد؛ اما در نشست دوحه، امریکایی‌ها با این آجندا وارد مذاکره نشدند.

منبع گفت:”امریکایی‌ها در نشست ابوظبی چیزی را که وعده کرده بود، در نشست بعدی حاضر نشدند و امریکایی‌ها در مورد آتش بس میان دولت افغانستان و گروه طالبان گفتگو کردند؛ اما طالبان این برنامه امریکایی‌ها را رد کردند.”

بر بنیاد گفته‌های این منبع، طالبان نشست صلح در عربستان را به این منظور رد کردند که کشورهای منطقه‌ از صلح افغانستان سوءاستفاده نکنند.

با توجه به آنچه از سوی این منبع نزدبک به طالبان، مطرح شده، روند صلح طالبان با امریکا اکنون بیش از روزهای نخست آغاز آن، شکننده و آسیب پذیر شده است. به احتمال قوی، دلیل این رویداد، تعارض میان اهداف، خواسته ها و ابزارهایی است که دوطرف در نظر و در اختیار دارند.

طالبان از همان آغاز و پیش از آنکه برای هرگونه صلح و یا پیوستن به یک روند سیاسی صلح آمیز، اعلام آمادگی کنند، شرایط و اهدافی برای خود تعریف کرده اند که تصور نمی شود برای امریکا، خوشایند و قابل قبول باشد.

به عنوان نمونه، تعیین جدول زمانی و تاریخ دقیق خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان، آزادی تمامی زندانیان طالبان از زندان های امریکا و دولت افغانستان و حذف نام رهبران این گروه از لیست سیاه سازمان های بین المللی، از اهداف و خواسته های محوری طالبان بوده است.

این در حالی است که امریکا در صدد پایان یافتن جنگ، برقراری آتش بس و زمینه سازی برای ادغام سیاسی طالبان است تا هم هزینه های حضور و سلطه امریکا در افغانستان، کاهش پیدا کند و هم چشم انداز سیاسی جدیدی برای آینده این کشور، آنگونه که ایالات متحده، مد نظر دارد، به وجود بیاید.

واضح است که میان این اهداف و خواسته ها، تعارض های بزرگ و غیرقابل ترمیمی وجود دارد که به آسانی قابل رفع نیست.

در این میان و با توجه به اهداف مورد اشاره طالبان در روند گفتگوهای صلح با امریکا، اکنون پرسش این است که این گروه، چه ابزارهایی برای اعمال و تحقق این خواسته ها در اختیار دارد و در صورتی که امریکا عهدشکنی کند و از توافقات انجام شده، عقب بکشد، این گروه چگونه می تواند از خود دفاع کند؟

نکته ای که پیش از پاسخ به این پرسش باید مورد تأکید قرار بگیرد، این است که امریکایی ها هرگز مذاکره کنندگانی مطمئن و قابل اعتماد نیستند. آنها بارها در تعاملات مشابه در مسایل بین المللی نشان داده اند که در روند مذاکرات، صادق نیستند، ریاکارانه عمل می کنند و پس از رسیدن به اهداف خود، هیچ تعهدی نسبت به مسؤولیت های خود در چارچوب توافق طرفینی، نشان نمی دهند. برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام درباره پرونده هسته ای ایران، تنها یکی از نمونه های آن است که یک رییس جمهوری امریکا آن را امضا کرد و رییس جمهوری بعدی، بدون توجه به مصوبه شورای امنیت سازمان ملل و حتی بدون در نظرداشت دیدگاه های دیگر اعضا و اضلاع این توافق چندجانبه بین المللی، از آن خارج شد.

همین خطر در برابر پرونده هسته ای کوریای شمالی هم وجود دارد.

بنابراین، طالبان پیش از آنکه متعهد به انجام کاری برای امریکا شوند، ابتدا می خواهند امریکا گام های عملی خود را در مسیر خواست ها و اهداف آن گروه بردارد؛ اهدافی مانند تعیین تاریخ خروج، آزادی زندانیان طالبان و حذف نام رهبران آن گروه از لیست های سیاه.

همه اینها در شرایطی است که طالبان همچنان سلاح در اختیار دارند و به عنوان یک گروه قومی قدرتمند، بیش از نیمی از خاک افغانستان را کنترل می کنند؛ اما آنها اگر بدون رسیدن به این اهداف، سلاح های خود را بر زمین بگذارند و سلطه و حاکمیت دولت کابل را بر سراسر کشور به رسمیت بشناسند، عملا ابزاری کارآمد و مؤثر برای تحقق اهداف و خواسته های خویش در اختیار نخواهند داشت و اگر امریکا عهدشکنی کند، دست طالبان خالی خواهد بود.

بنابراین، روند گفتگوهای صلح میان امریکا و طالبان، اکنون بسیار شکننده است و تعارض شدید منافع و اهداف، مانع از پیشرفت آن می شود.

این را هم بخوانید:  یازده سپتمبر؛ افغانستان و تفکر منجی پرستی

نویسنده: محمدرضا امینی/ جمهور

بدون دیدگاه