۲۲ جدی ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۲۲ جدی ۱۳۹۷

رازهای جنگ آمریکا و شوروی در افغانستان

۳۹ سال پیش در چنین شب‌ها و روزهایی، واحدهای ارتش چهلم شوروی سابق در بسیاری از ولایت‌های افغانستان مستقر شده بودند و در انتظار حمله به مراکز تجمع مخالفان مسلح دولت کمونیستی کابل بسر می‌بردند. از همان ابتدا این سؤال مطرح بود که چه عواملی باعثِ تصمیم رهبران شوروی، برای اشغال افغانستان شد؟ برخی تاکنون برای پاسخ به این سؤال به نتیجه قطعی نرسیده‌اند اما برخی دیگر، رسیدن شوروی به آب‌های گرم، تلاش شوروی برای انحراف توجه آمریکا از کوبا و سایر متحدان کمونیستش در آمریکای مرکزی و جنوبی، سعی شوروی برای پایان دادن به اختلافات داخلی «حزب دموکراتیک خلق افغانستان»، تقویت دولت کابل و جلوگیری از افتادن این دولت را به دامان آمریکا، از عوامل اصلی تصمیم رهبران شوروی برای حمله به افغانستان عنوان کرده‌اند.

در این میان، آنچه در گذشته کمتر مورد توجه قرار گرفته بود، نقش آمریکا برای تحریک شوروی در حمله به افغانستان بود. این دیدگاه در گذشته طرفداران کمتری داشت اما به مرور زمان که مستنداتی از نقش آمریکا برای تحریک و البته ترغیب شوروی در حمله به افغانستان منتشر شد، جایگاهی بین کارشناسان باز کرد و به تدریج مورد توجه قرار گرفت. اکنون این نظریه از چنان اهمیتی برخوردار شده که می‌تواند علت اصلی حمله شوروی به افغانستان بوده باشد. این دیدگاه، عمدتاً متکی به اسناد و شواهد نهادهای امنیتی و اطلاعاتی آمریکایی است. این اسناد به تدریج پس از فروپاشی شوروی، در رسانه‌های آمریکایی مطرح گردید که بخشی از آن از طبقه‌بندی محرمانه نیز خارج و رسماً توسط وزارت خارجه آمریکا و سازمان سیا منتشر شده است. در همین راستا، روزنامه «واشنگتن‌پست» دوشنبه ۱۷ جدی برابر با هفتم ژانویه، گزارشی را بر اساس اسناد سازمان سیا و وزارت خارجه آمریکا منتشر کرد که نشان می‌دهد، آمریکا کمک به اخوانی‌ها و مجاهدین را ماه‌ها پیش از حمله شوروی به افغانستان، آغاز کرده بود. طبق منبع، سازمان سیا با میانجیگری «برژینسکی» مشاور امنیت ملی آمریکا در ۲۸ فوریه ۱۹۷۹، از «جیمی کارتر» رئیس‌جمهور سابق آمریکا خواست که برنامه توزیع اسلحه به مخالفان مسلح دولت کابل را امضا کند. هرچند کارتر در نخست محتاطانه با این موضوع برخورد کرد اما سرانجام در سوم جولای همین سال، برنامه توزیع اسلحه به مخالفان مسلح دولت کابل را امضا کرد که از همان ابتدا، بخش بیشتر این کمک‌ها به سوی «گلبدین حکمتیار» روانه شد.

بر اساس منبع، کارتر در نخستین اقدام، مبلغ ۶۹۵ هزار دالر به مجاهدین افغان کمک کرد که شامل پول نقد و سایر کالاهای مورد نیاز مجاهدین بود. این اصل گزارش واشنگتن‌پست بود که بر اساس اسناد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و همچنین کاخ سفید و وزارت خارجه این کشور تهیه شده است. اگر ما زمان آغاز توزیع اسلحه توسط آمریکا به مجاهدین را جولای ۱۹۷۹ بدانیم، این تاریخ، شش ماه جلوتر از اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ در ۲۷ دسامبر ۱۹۷۹ است. یعنی قبل از این‌که شوروی تصمیم بگیرد افغانستان را اشغال کند، آمریکا جنگ در حیاط‌خلوت و قلمرو شوروی را آغاز کرده بود. در همین زمان که مجوز توزیع اسلحه توسط کارتر به مجاهدین صادر شد، رسانه‌های دولتی افغانستان در سرطان ۱۳۵۸، از کشف سلاح‌های غربی در افغانستان خبر دادند. این سلاح‌ها از نوع مسلسل اتوماتیک انگلیسی «L2A3» و «L2A1» بودند که دولت افغانستان ادعا داشت آمریکا در اختیار شورشیان قرار داده است. این موضوع چنان جدی بود که وزارت خارجه آمریکا در تاریخ ۲۶ ژوئن ۱۹۷۹ برابر با پنجم سرطان ۱۳۵۸، با ارسال نامه محرمانه به سفارت آمریکا در کابل، از دیپلمات‌های آمریکا خواست که تبلیغات دولت افغانستان را خنثی کنند. نسخه‌ای از این نامه که توسط «وارن کریستوفر» جانشین وزیر امور خارجه آمریکا امضا شده، به سفارت آمریکا در تهران نیز فرستاده شده است. هم‌زمان با این، «کا.جی.بی» سرویس اطلاعات شوروی نیز اطلاع حاصل کرد که آمریکا عملاً به حمایت مخالفان مسلح دولت افغانستان اقدام کرده است. این سازمان در قدم اول، از رسانه‌های روسی خواست که موضوع حمایت آمریکا را از شورشیان افغان، علنی کنند. خبرگزاری «تاس» روسیه، در تاریخ ۲۷ ژوئن ۱۹۷۹ طی مطلبی به قلم «یوری کورنیلف» تحت عنوان «افغانستان در دفاع از انقلاب» نوشت که دیپلمات‌های آمریکایی در کابل، مستقیماً با شورشیان ارتباط برقرار کرده و علیه دولت کابل به جنگ تبلیغاتی دست زده‌اند. در آن زمان این ادعا، سروصدای زیادی به پا کرد تا جایی که وزارت خارجه آمریکا مجبور شد طی مکتوب محرمانه‌ای در تاریخ سوم ژوئیه ۱۹۷۹ برابر با ۱۲ سرطان ۱۳۵۸ از کاردار سفارت آمریکا در کابل بخواهد تا با سفیر شوروی در کابل، دیدار کند و به او بگوید که چنین چیزی واقعیت ندارد. این مکتوب نیز که به امضای کریستوفر رسیده، نسخه‌ای از آن به سفارت آمریکا در تهران ارسال شده بود. این نامه در ۱۳ عقرب ۱۳۵۸ به دست انقلابیون ایرانی افتاد و کمی بعد منتشر شد. جالب است که در نوشته روز دوشنبه واشنگتن‌پست نیز به صراحت گفته شده است که سازمان سیا، شش ماه پیش از حمله شوروی به افغانستان، به نفع مخالفان دولت کابل، تبلیغات را آغاز کرده بود، همان موضوعی که ۳۹ سال پیش خبرگزاری تاس از آن خبر داده بود. از طرف دیگر، در آن زمان، وزارت خارجه آمریکا از سفارت این کشور در مسکو نیز خواسته بود که با مقامات شوروی در این باره گفتگو کند. رایزن سیاسی سفارت آمریکا در مسکو در تاریخ پنجم ژوئیه ۱۹۷۹ با «ویکتوراف ایزاکف» معاون رئیس بخش آمریکای وزارت خارجه شوروی دیدار کرد و از او خواست که رسانه‌های روسی را از انتشار اخبار دروغین و کذب علیه آمریکا بازدارد زیرا آمریکا از شورشیان افغانستان حمایت نمی‌کند اما حقیقت این بود که رایزن سیاسی سفارت آمریکا در مسکو، دروغ می‌گفت زیرا در آن زمان، کمک‌های آمریکا به مخالفان مسلح دولت افغانستان آغاز شده بود.

تا اینجا سخن از حمایت‌های مالی و تسلیحاتی آمریکا به مجاهدین، تا شش ماه پیش از آمدن ارتش سرخ به افغانستان بود اما یک سند دیگر نشان می‌دهد که مجاهدین افغان، هشت ماه پیش از اشغال افغانستان توسط شوروی، نقش جاسوس را برای آمریکا در افغانستان و پاکستان بازی می‌کردند. این سند، در تاریخ ۱۴ می ۱۹۷۹ برابر با ۲۴ ثور ۱۳۵۸ از سفارت آمریکا در اسلام‌آباد به وزارت خارجه آمریکا ارسال شده است. متن سند در جلد پنجم «اسناد لانه جاسوسی آمریکا» در بخش دوم از قسمتِ «افغانستان آغاز بحران» صفحه ۲۶۴ درج است. در این سند با صراحت گفته شده است که «همایون آصفی» نماینده مجاهدین افغان روز ۲۳ آوریل ۱۹۷۹ همراه با «سید احمد گیلانی» به سفارت آمریکا در اسلام‌آباد مراجعه کردند. جالب است که این دو نفر، قطعاتی از یک جنگنده «میگ۲۱» را نیز با خود به سفارت آمریکا آورده بودند و در اختیار مأموران آمریکایی قرار دادند. آصفی مدعی بود که این قطعات از جنگنده دولت افغانستان است که در آوریل[۱۹۷۹] توسط مجاهدین در منطقه «زدران» ولایت پکتیا سرنگون شده است. نماینده مجاهدین، پس از ارائه گزارش کامل به سازمان سیا، شماری عکس و تصاویر جنگ افغانستان را نیز در اختیار مأموران آمریکایی گذاشت. در چنین وضعیتی بود که کرملین تصمیم گرفت، در شش جدی ۱۳۵۸ از زمین و هوا افغانستان را اشغال کند و فاجعه انسانی را شکل دهد؛ همان اقدامی که آمریکا ماه‌ها پیش انتظارش را می‌کشید. این بود یکی دیگر از رازهای جنگ آمریکا و شوروی در افغانستان که چگونه این کشور به میدان رقابت ابرقدرت‌ها و افغان‌ها به بازیچه دست بیگانگان تبدیل شدند که تاکنون ادامه دارد.

نویسنده: محمد مرادی

بدون دیدگاه