۲۲ جدی ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۲۲ جدی ۱۳۹۷

ایران ـ افغانستان

آقای شاه حسین مرتضوی معاون سخنگوی ارگ، کسی که مآموریت دارد تا سخنان اشرف غنی را با ناشیانه ترین و افراطی ترین شکلی که خود ارگ قادر نیست، بیان میکند بازهم گل کاشت. وی محمد جواد ظریف دیپلومات کارگشته ایران را که میداند چگونه روی مسایل بین المللی حرف بزند به حیث “سخنگوی” طالبان مورد حمله قرار داد.

ارگ از حرفهای ظریف ناراضی است. آنرا از زیره بین انتقاد و واقع بینی که یک اصل اساسی در روابط بین المللی بگذرانیم. ولی قبل از آن لازم است تذکری کوتاه در مورد شغل ” سخنگوی” طالبان داد. آقای مرتضوی که بلد است خوب بنویسد، متاسفانه از زمره آن تحصیلکرده های مهاجر افغانی است که در دانشگاه های ایران در ادبیات فارسی درستآوردهای خوب داشته اند. بخش بزرگ از نخبه ها، نویسندگان، شاعران، روزنامه نگاران، استادان امروزی افغانستان در دانشگاه های ایران درس خوانده اند. ولی خوب نوشتن به فارسی یا املا و انشای خوب داشتن به معنی درک ادبیات سیاسی نیست. در سیاست گاهی کلمات معنای ویژه خود را دارد. از این جمله کلمه سخنگو است. سخنگو طوریکه گفتم نظرات، پیشنهادات و طرح های یک شخص یا یک بنیاد را بازگو میکند یا به دیگران اطلاع میدهد.

آیا وزیرخارجه ایران در نقش “سخنگوی” طالبان حرف میزند یا عمل میکند ؟ اگر چنین باشد باید آقای جواد ظریف اصل مفاد مواضع طالبان را بیان کند، یعنی در مورد معظله افغانستان بگوید : “طالبان نباید با رژیم کابل مذاکره کنند،. این رژیم مشروعیت ندارد. طرف مذاکره طالبان امریکا میباشد و هدف مذاکره هم خروج نیروهای اشغالگر امریکا از افغانستان است “. مگر مواضع کنونی طالبان در پروسه مذاکرات کنونی صلح غیر از این است ؟ خوب، اگر آقای ظریف در این جهت، حتی نه به این روشنی و صراحت حرف میزد، آقای مرتضوی اگر بویی از سیاست میداشت میگفت که اوبه حیث “حامی” طالبان یا حداقل حامی مواضع طالبان ظاهر میشود. ولی بیبینیم که حرفهای جواد ظریف حمایت از مواضع طالبان هست ؟

حرفهای او را در مصاحبه با یک رسانه هندی عینآ نقل میکنم، حرفهای که موجب عکس العمل مرتضوی شده. وزیر امور خارجه ایران دراین مصاحبه‌ گفت : ” غیرممکن است که طالبان در دولت آینده افغانستان هیچ نقشی نداشته باشند. اما این نقش نباید غالب باشد … درباره این که به گروه طالبان در آینده نقشی در دولت داده شود، مردم افغانستان باید تصمیم بگیرند… ما در منطقه و فراتر از آن، برای کمک به افغان‌ها در این تصمیم باید زمینه‌سازی کنیم نه این که تحمیل کنیم … فکر می‌کنم هیچ کس در منطقه، دولتی تحت سلطه طالبان را به نفع امنیت منطقه نمی‌داند. فکر کنم در این زمینه تقریبا یک اتفاق نظر وجود دارد.”

مگراین حرفها و مواضع محمد جواد ظریف یک نوع رئالیسم سیاسی و درعین حال یکنوع حمایت از دولت کابل نیست ؟ مگر سایر کشورهای منطقه اینگونه با صراحت از اینکه ” سلطه طالبان خطری برای منطقه بشمار میرود و نباید در صورت صلح آنها نقش غالب در دولت افغانستان داشته باشند” حرف زده اند ؟ اما چرا سخنگوی اشرف غنی نه تنها وزیر خارجه ایران را “سخنگوی” طالبان میشمارد بلکه با صراحت اوضاع داخلی ایران را با اوضاع داخلی افغانستان (که دولت کنترول نصف کشور را از دست داده و قادر به تامین امنیت و زندگی معشیتی مردم ،علیرغم صدها میلیارد دالر کمک خارجی نیست) با اوضاع ایران مشابه میداند. درعین حال چنین هم برمیآید که وی به انتخابات ۲۰۰۸ که احمدی نژاد بار دوم به ریاست جمهوری رسید، انتخاباتی که نه تنها محققین و پژوهشگران خارجی بلکه در داخل ایران هم آنرا انتخابات پر تقلب میشمارند، اشاره دارد. اما آیا این واقعآ چشم سفیدی نیست که سخنگوی حکومتی که با تقلب ماشینی و با میانجیگری یک قدرت خارجی بدون اینکه قانونی و مشروع باشد، به دیگران درس دموکراسی میدهد.

این حق هر فرد افغان یا نه میباشد که در مورد ماهیت و سیاست ایران در منطقه ، در جهان و در داخل ایران ناگاه حمایتی یا انتقادی داشته باشد. من هیچگاه حتی در رسانهای داخلی ایران از انتقاداتم خود داری نکرده ام. ولی در روابط میان کشور ها، بخصوص میان کشورهای همسایه یک اصل حقوق بین الدول وجود دارد که آنرا “همزیستی مسالمت آمیز” میان رژیم ها و سیستمهای مختلف مینامند و همه باید آنرا مراعات کنند و مثال دونالد ترامپ را که هیچ احترامی به قواعد بین المللی ندرد، پیش نگیرند. از این جهت است که ایران و یا سایر کشورها روابط خود را با “حکومت وحدت ملی” که با قانون اساسی افغانستان در تضاد است حفظ کردند. ایران و دیگران حتی در مورد این پروسه تقلب در انتخابات اظهار نظری نه نمودند.

واقعیت در این است. که حکومت کابل در برابر اراده دونالد ترامپ در خروج نیروهایش از افغانستان و پیشبرد مذاکرات با طالبان بدون موافقت کابل و حتی تروریست خواندن مجاهیدین، دست و پاچه شده. این حکومت که جز حفظ قدرت برای منافع گروهی و قومی رسالتی نداشت خود را در خطر نابودی میبیند و تلاش دارد با ایجاد تنش و شاید هم بیشتر از آن با ایران خود را در استراتیژی سرنگونی جمهوری اسلامی ترامپ با وی همراه سازد. از این لحاظ ممکن است این دارودسته هرچه بیشتر در خصومت با ایران برای خود جلیقه نجاتی بیابد.
ولی تنش، خصومت و دشمنی افغانستان با همسایگان، حتی با پاکستان که حامی طالبان است، به نفع منافع ملی ما نیست. هرچه زودتر به عمر این اپورتونیست ها و آماتورهای سیاسی به نفع یک حکومت ملی و فراگیر خاتمه داده شود، بیشتر به نفع ملت است. بهترین راه هم است که در برابر زیاده خواهی های طالبان در یک پروسه صلح ملی و شفاف، جبهه ضد طالبان تقویت شود.

پ.ن: ادریس زمان، معاون وزارت خارجه افغانستان که با زبان دیپلوماتیک بیشتر آشانست و میبایست در دفاع از موضع اشرف غنی اعلامیه بدهد فقط اظهار داشت “هرگونه رابطه با طالبان خارج از چارچوب تعاملات دولتها باعث تضعیف روابط دو کشورخواهد ش” . یعنی روابط میان افغانستان و امریکا، روسیه، چین، ایران، ازبکستان، پاکستان عربستان سعودی، امارات، قطر، اندونیزی … تضعیف یافته

نویسنده: کریم پاکزاد

بدون دیدگاه