۲۲ جدی ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۲۲ جدی ۱۳۹۷

ایران : نژاد پرستی، شوونیسم یا ناسیونالسیم ؟

ایران تنها یک کشور، یک جغرافیا یا همسایه ما نیست. ایران وارث یکی از بزرگترین فرهنگ ها و تمدنهای جهان باستان است. فقط تمدنهای مصر و چین ممکن است با آن همسری کند ولی مطمئن نیستم. حداقل برای ما که بخشی از این تمدن قدیم، حد اقل بخشی از خوارزم و خراسان بزرگ هستیم، بسیاری از واقعیت های تاریخی و حتی اسطوره ها میان ما یکی است. از فرهنگ و زبان که حرف نزنیم. فقط حافظ و سعدی، خیام و عطار، معیری و شاملو از میان هزاران مفاخر زبان پارسی بس است که من این کشور را که خوب میشناسم و این فرهنگ و زبان را دوست داشته باشم.

این گذشته تاریخی بزرگ ناگزیر و با افسوس تمام درعین حال به ایجاد احساسات و تمایلات ناسیونالیستی در میان بخش مهمی از مردم ایران دامن زده. چنین احساسات در انحصار ایران امروزی که با مهاجرین افغان و دیروز با مهاجرین عراقی گرفتار بود نیست. منحصر به مهاجرین افغانی هم نیست. در عراق دوستان من قصه ها از تمسخری که آنها از ایرانی ها میدیدند، بمن گفته اند. حتی جمهوری اسلامی که شعار آن اسلام است و کمتر آخوند ایرانی پیدا میشود که صحبت به عربی (زبان پیامر و فامیل و قوم او) را موجب افتخار نداند، از چنین احساسات ضد عربی و ضد عراقی نتوانست جلوگیری کند.

این را هم بخوانید:  بیانیه سفارت ایران در مورد گزارش موسسه مطالعات خاورمیانه واشنگتن

امروز در سایت BBC چشمم به بحثی افتاد که یک گوینده ورزشی معروف تلویزیون ایران، فقط به جرم اینکه یک گوینده یکی از تلویزیون های افغانستان یک واقعیت علنی را که مسبقات ورزشی در ایران بخاطر سانسور صحنه های تماشاچیان زن کاملآ مستقیم پخش نمیشود، بیان نموده، درکشوری که حتی دیدن مسابقه فتبال را برای زنان در ستدیوم ها مجاز نمیداند، ایجاب نمیکرد که وی با تقلید ناشیانه از لهجه گوینده افغان و با کلماتی که بشکل عیان تحقیر یک ملت میتوانست شمرده شود، عکق العمل نشان میداد. ولی طوری که گفتم این بخش از مردم ایران نماینگی از تمام ملت ایران نمیکند. دوستان افغانی من که در ایران زندگی میکنند از روش خوب دیگر ایرانیها در برابر مهاجرین هم صحبت میکنند.

ولی گفتم که این احساسات ناسیونالیستی ویژگی ایران کنونی نیست. سال ۱۹۷۱ بود من دانشگاه را تمام میکردم. قرار بود که کلاس ما برای “سیرعلمی” برای اولین بار به خارج کشور به ایران برود. پاسپورت تهیه کردیم ولی بعد از مدتی موسی شفیق وزیر خارجه وقت شخصآ ما را به ملاقات دعوت نمود و دلایل اینکه ممکن نیست که این مسافرت عملی شود را گفت. چرا ؟ چند ماه قبل فیلم “سوارکاران” که از روی کتاب نویسنده معروف فرانسوی و عاشق افغانستان، ژوزف کسل، به همین نام توسط هالیوود تهیه شده بود و در آن چک پالانس و عمر شریف نقش پدر و پسر چاپ انداز ماهرو رقیب در مسابقات بزکشی را بازی میکرد (چند سال قبل، دانشجوی لیسه استقلال، به حیث سیاهی لشکر در میدان بگرامی در هنگام فیلمبرداری صحنه های از این فیلم در جریان بزکشی شرکت نموده بودم) در ایران روی پرده آمده بود (قبل از اینکه به کابل برسد). رضا شاه و ملکه فرح بعد از تماشای این فیلم به خبرنگاران که انتباه او را در مورد فیلم جویا شده بود، وی که هیچ آگاهی از قواعد “مردانه” بزکشی این ورزشی که از اعماق قرون و اعصار برای هموطنان صفحات شمال به میراث رسیده، نداشت، اظهار داشته بود : “فیلم خوبی بود ولی واقعآ افغانها وحشی اند”. این آدم احمق قواعد بزکشی را که تا حدی “خشن” است با وحشت یکی گرفته بود. خلاصه نه تنها حکومت بلکه محصلان نیز اعتراض کردند و اعلامیه دادند و سرانجام شوونیسم و ناسیونالیسم شاه مسافرت ما را به ایران برهم زد.

این را هم بخوانید:  مذاکره با طالبان به کدام سو می رود؟

ناسیونالیسم با میهن پرستی متفاوت است. میهن پرست وطن خود را دوست دارد و برای ارتقا و پیشرفت آن تلاش میکند. ناسیونالیسم که مرحله اول شوونیسم، تفوق طلبی و سرانجام فاشیسم است، دیگران را پست و حقیر میشمارد. این یکی از عللی است که من مخالف و حتی دشمن قوم پرستی هستم. قوم پرستی با قوم دوستی فرق دارد.

نویسنده: کریم پاکزاد

بدون دیدگاه