۱۶ جدی ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۶ جدی ۱۳۹۷

چین ابر قدرت قرن ۲۱ : شانسی برای افغانستان

روز ۲ جنوری، حادثه ی اتفاق افتاد که ممکن برای افغانها و شاید برای اکثریت مردم جهان دارای اهمیت زیاد نباشد ولی دانشمندان ، محققین، سیاستمداران جهان را متفقآ غافلگیر نمود. این حادثه نشستن سفینه فضایی چین بر روی بخش ناشناخته ماه، آن قسمتی که از کره زمین قابل دید نیست، همیشه پنهان است و ارتباط با آن تا حال ناممکن بود. چین برای اولین بار قادر شد با موفقیت سفینه “چانگ۴” را روی آن پیاده کند و بشریت برای نخستین بار با چشم این بخش پنهان ماه را بیبیند. حالا تنها پرچم امریکا نیست که روی ماه دراحتزاز است، پرچم چین هم روی ماه کوبیده شد.

شاید بخش بزرگ مردم در جهان ندانند که با قرن ۲۱ ما وارد دوره نوینی از تاریخ شده ایم. همانگونه که قرن ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ قرن جهانگشایی و فتوحات و کلونیالیسم فرانسه و انگلستان بود، قرن ۲۰ شاهد امپراطوری عظیم امریکا بود که بخصوص بعد از فرو پاشی شوروی به حیث یگانه قدرت نظامی و اقتصادی جهان در پایان قرن ۲۰ جای خود را تثبیت نمود. ولی قرن ۲۱ قرن چین است. زمامداران چین برای تجلیل صدمین سال انقلاب ۱۹۴۹ چین یک هدف دارند : چین بزرگتری قدرت اقتصادی و نظامی جهان. محققین اروپایی و امریکایی عقیده دارند که ۳۰ سال بعد تولید خالص داخلی چین (PIB) به ۶۹۰۰۰ میلیارد دالر، دو برابر PIB امریکا میرسد.

این را هم بخوانید:  روسیه و چین در مقابل امریکا

از همین حالا پروژه اعمار “خطوط جدید ابریشم” بابیش از یک هزار میلیارد دالر و گذشتن از ۷۰ کشور برای وصل چین از خشکه و دریا به اروپا، بزرگترین پروژه انکشافی است که بشر روی دست گرفته. اگر امپراطور چین کینه دو صد سال قبل از میلاد ساختن دیوار بزرگ چین را برای دفاع آغاز نمود، زی جین پینگ برای استقرار جهانی قدرت چین پروژه “خطوط جدید ابریشم” را در سال ۲۰۱۳ روی دست گرفت. یکی از مهمترین بخش این پروژه پاکستان است. جاده بزرگ و مدرن همراه با خط آهن که چین را به بنادر کراچی و گودر وصل خواهد کرد ۴۲ میلیارد دالر سرماینه گذاری میخواهد که در حدود ۶ میلیارد آنرا پاکستان بعهد میگیرد. این پروژه میتواند در رشد و انکشاف پاکستان از یکطرف و وصل نمودن چین به آبهای دریای هند و خلیچ فارس، نقش بسزایی داشتن باشد. افغانستان نیز سهمی از این راه ابریشم خواهد داشت.

این را هم بخوانید:  تحمیل سکولاریزم اجتماعی بر مسلمانان چین

آری قرن ۲۱ قرن چین و بیداری آسیا خواهد بود. زمامداران کنونی افغانستان با آنکه من حتی یک شخصیتی که بتوان آنرا دارای دید استراتیژیک و طولانی ملی باشد، نمیبینم، بازهم به همین ها گوش زد نمود که وابستگی یک جانبه به امریکا و خصومت دیرینه (روی مسئله پشتونها) با پاکستان با منافع ملی طولانی مدت، منافع نسل فردا، مطابقت ندارد. بر عکس ما باید معظلات خود را با پاکستان حل کنیم، روابط خود را با چین توسعه ببخشیم و خود را کاملآ یکی از اعضای منطقه بدانیم. چین علیرغم نام آن که هنوز حزب کمونیست قدرت را در دست دارد، در روابط بین المللی سالهاست که ایدئولوژیک عمل نمیکند. وی حتی نظام نئولیبرالیستی غربی را در هونگ کانگ قبول نمود و همین تز “یک کشور دو نظام” را برای برگشت تایوان به چین پیشنهاد میکند. چین به حیث یک سرمایه دار و تاجرعمل میکند و بدون تفات میان نظام های سیاسی کشورها با آنها روابط برقرار میکند، کاری را که امریکا و اروپا انجام نمیدادند. این ها اعتقاد داشتند که لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی بهترین نظام است و باید همه از آن پیروی کند. آنرا با اشغال کشور ها، کلونیالیسم، کودتاه ها و تجاوز نظامی اجرا میکرد.

این را هم بخوانید:  موشک های قاتل چین که باعث نگرانی پنتاگون می شوند

خروج امریکا، ایجاد یک دولت واقعآ ملی، جنگ ملی و توده ای علیه استبداد سیاه طالبان، بهره گیری از اوضاع منطقه و بخصوص دادن تضمین واقعی به پاکستان که افغانستان از این بعد دشمن پاکستان نیست و خط دیورند را برسمیت میشناسد، ضامن پیروزی علیه طالبان است.

نویسنده: کریم پاکزاد

برچسب ها

بدون دیدگاه