۱۲ جدی ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۲ جدی ۱۳۹۷

روایت یک سقوط؛ اسطوره ای که دلقک شد‎!

جمهوری فریاد: این مقاله در وبسایت جمهوری اعتماد منتشر شده و بازنشر آن به معنای تایید تمام یا قسمتی از آن نیست!

کارل مارکس می گوید «تاریخ دوبار تکرار می شود: بار اول به صورت تراژیدی و بار دوم به صورت کمدی و قهرمانان این تاریخ دو بار زائیده می شوند: یکبار در قامت یک اسطوره و بار دوم به شکل یک دلقک!»
‎تاریخ فراز و فرود حیات سیاسی عبدالله به عینه تمثیل بارز همین روایت مارکس است. ظهور عبدالله در سال ٢٠١۴ یک تراژیدی کامل برای مردم و پایگاه رأی حوزه جهاد و مقاومت بود. صدها نفر از شهروندان نظامی و ملکی بی گناه این آب و خاک جان پاک شان را نثار کردند تا انتخابات گوسفندی ٢٠١۴ برگزار شود. در جریان تقلبات گسترده و عهدشکنی حریف، خونها ریخته شد تا از حق تلفی جلوگیری شود. و نهایتا در نتیجه ایستادگی رهبران جهادی مثل استاد عطامحمد نور و جوانان غیور وطن، حریف مکار و جامعه جهانی ناچار تن به تقسیم قدرت دادند.

‎وقتی عروس وحدت ملی را جان کری به حجله برد قباله ۵٠ فی صد قدرت و اختیارات را به نامش تفویض کرد اما ۴ سال بعد از آن روز، اکنون که حکومت وحدت ملی با طلاق سیاسی برابر شده است، عروس با ۵ فی صد قدرت به میان مردم اش بازگشته! عبدالله٢٠ سال سرمایه جهاد یک ملت را طی مدت ۴ سال ضرب صفر کرد. عبدالله طی ۴ سال به جای آنکه از حق الناس در برابر انحصارگرایی دفاع کند مصروف تخلیه عقده های زندگی اشرافی از پیسه بیت المال بود. عبدالله در زمانی که غزنی در آتش خشم برادران ناراضی می سوخت، صرف برای گرفتن چند عکس فیس بوکی در کنار دونالد ترامپ و ملانیا ترامپ تا نیویورک رفت و پس از سخنرانی برای چوکی های خالی مجمع عمومی سازمان ملل به کابل بازگشت. عبدالله وقتی که تنها طی یک هفته بیش از ۴٠٠ نیروی امنیتی در نبرد فراه به شهادت رسیدند در آتلیه های عکاسی لوکس پاریس با کرتی پتلونهای ده هزار دالری ژستهای انتخاباتی می گرفت تا با نشر عکسها در فیس بوک و شبکه های انترنتی لایک و کمنت شکار کند! بله این است روایت ۴ ملیون رأی دلقک فیس بوک نشین.

این را هم بخوانید:  یک عکس و هزار سخن

‎عبدالله تمام سرمایه سیاسی خود را مدیون حضور در کنار بزرگ مردی است که اسطوره ساده زیستی و قناعت و غیرتمندی بود. ای کاش عبدالله کنفرانس خبری سال ٢٠٠١ شهید احمدشاه مسعود در پارلمان اروپا را به یاد می آورد که چگونه آن ابرمرد با همان لباس عسکری از کوههای پنجشیر تا پاریس و بلجیم سفر کرد و از حقانیت مبارزات خود علیه طالبان وحشی در برابر افکار عمومی جهان دفاع نمود. مسعود بزرگ پروای کرتی و نکتایی لوکس نداشت، مسعود قهرمان پروای شهرت کاذب در رسانه های مجازی را نداشت چون به خودش و راهی که در پیش گرفته بود ایمان داشت. او می دانست تا وقتی در راه حق مردانه مبارزه می کند همه جهان نظاره گر اوست و نیازی به نمایش و شوآف برای جلب توجه افکار عمومی ندارد.

‎ای کاش عبدالله می فهمید کسب محبوبیت و مشروعیت حاصل مبارزه و شجاعت در راه آزادی است و نه شهرت کماهی در فیس بوک! کاش یک نفر عاقل در تیم مشاورین عبدالله می بود تا برایش می گفت فیس بوک و انستاگرام ضعیفه ای که خود را «شوی شار» می نامد هم چند ملیون لایک دارد! اگر ملاک محبوبیت، لایک صفحه فیس بوک باشد قطعا عبدالله میدان بازی را به امثال شوی شار، الکسیس تگزاس و کیم کارداشیان باخته است!
‎به راستی ارسطو چه زیبا گفته است که «فضیلت مرد سیاسی شجاعت است»! شجاعتی که مردم ساده دل افغانستان در سال ٢٠١۴ تصور کردند شاید در وجود تک تک همرزمان مسعود بزرگ باشد اما عبدالله ثابت ساخت که خیر اینگونه نیست! و حال که چهره حقیقی افرادی مثل عبدالله آشکار می شود می فهمیم که مسعود بزرگ در کنار این قبیل اشخاص چقدر تنها بود، روحت شاد مرد بزرگ! حالا می فهمیم در دل چه می کشیدی از این «همرهان سست عناصر»…

این را هم بخوانید:  آیا عبدالله کامنتهای فیس بوکش را می خواند؟

نویسنده: قسیم حکمت/ جمهوری اعتماد

برچسب ها

بدون دیدگاه