• دسته: x تیتر یک
  • ۹ جدی ۱۳۹۷

ائتلاف ملی؛ سایه منافع شخصی بر آرمان‌های سیاسی

تا همین چندی پیش، ائتلاف بزرگ ملی، مهم ترین جریان سیاسی مخالف تیم حاکم به شمار می آمد که تصور می شد از طیف وسیعی از مردم افغانستان، نمایندگی می کند و از نظر تنوع قومی هم جامع‌ ترین ائتلاف سیاسی موجود است که در آن، نماینده های سرشناس و رهبران شاخص متعلق به همه اقوام بزرگ افغانستان، حضور و مشارکت دارند.

پیش بینی می شد تیم یا تکت انتخاباتی که از سوی ائتلاف بزرگ ملی، معرفی می شود، از حمایت بسیاری از مردم افغانستان برخوردار خواهد بود و بخت اول پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری محسوب خواهد شد.

بسیاری از رهبران سرشناس منتقد دولت وحدت ملی در رأس بزرگ ملی حضور داشتند. نکته مهم اینکه این ائتلاف درست پس از بازگشت جنرال عبدالرشید دوستم از تبعید، رسما اعلام وجود کرد و به این ترتیب، بیش از هر زمان دیگری، به عنوان یک جریان اپوزیسیونی مقتدر و دارای پشتوانه های نیرومند ملی، مورد توجه دوستان و دشمنانش قرار گرفت.

در پی آغاز زایزنی‌ ها در خصوص تشکیل تیم های انتخاباتی و معرفی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، همه نگاه ها به ائتلاف بزرگ ملی دوخته شده بود تا ترکیب تیمی که از آدرس این جریان معرفی خواهد شد، به لحاظ سیاسی و قومی چگونه است.

شاید در پاسخ همین انتظارها بود که سخنگویان و برخی رهبران عضو این ائتلاف، از معرفی یک تکت متفاوت ۸ نفری سخن گفتند؛ ترکیبی که آشکارا نشانگر برنامه های جدی ائتلاف بزرگ ملی برای اصلاح و بازتعریف ساختار سیاسی نظام، تعدیل قانون اساسی و تمرکززدایی از قدرت و توزیع و تقسیم آن به مجموعه‌ای از کانون‌های تصمیم‌ساز بود.

با گذر زمان و با وجود انتظارهای فراوانی که از رهگذر موضع‌گیری های تبلیغاتی اعضا و سران این ائتلاف، شکل گرفته بود، ائتلاف بزرگ ملی، نه تنها هنوز تیم انتخاباتی مورد نظر خود را معرفی نکرده؛ بلکه گزارش های غیر رسمی از احتمال تلاشی و فروپاشی این ائتلاف حکایت دارد.

بربنیاد یکی از گزارش ها‌، محمد محقق؛ معاون دوم ریاست اجراییه و از اعضای کلیدی ائتلاف بزرگ ملی که روابطی تنگاتنگ با جنرال دوستم و عطامحمد نور دارد، در شرف پیوستن به تیم انتخاباتی حنیف اتمر است و احتمالا به عنوان معاون دوم او وارد کارزار انتخابات آینده خواهد شد.

جنرال عبدالرشید دوستم نیز اعلام کرده است که تاکنون با بسیاری از نامزدهای مطرح انتخابات، وارد مذاکره شده؛ اما با هیچ‌یک به توافقی جدی و نهایی نرسیده است. او گفته است که تنها معیار او برای پیوستن به تیم‌های انتخاباتی، اعطای سمت معاونت اولی به ترک‌تباران است.

عمر داوودزی نیز گفته می  شود خود رأسا وارد مبارزات انتخاباتی می شود؛ تصمیمی که تصور نمی ‌شود از حمایت دیگر اعضای ائتلاف ملی برخوردار باشد.

انوارالحق احدی، پیش از این، از عضویت در ائتلاف، خارج شده بود.

بنابراین، ائتلاف بزرگ ملی، دیگر نه «بزرگ» است و نه «ملی». این ائتلاف که روزگاری برپایه منافع و اهداف کوتاه مدت شماری از رهبران رانده از حکومت و بازمانده از قدرت، متولد شده بود، حتی پیش از آغاز رسمی روند انتخابات ریاست جمهوری، در معرض فروپاشی زودهنگام قرار گرفته است.

ائتلافی که روزی پرقدرت ترین رقیب نامزد حکومت در انتخابات آینده، محسوب می شد، امروز به جریان از پیش‌باخته انتخابات بدل شده و اعضا و رهبران آن، در جستجوی راه هایی برای تأمین منافع شخصی خویش اند.

ائتلاف بزرگ ملی، درست از همان نقطه ای آسیب دید که پیش از این، نقطه قوت آن به حساب می آمد و آن تنوع و تکثر علایق و سلایق گردآمده در آن بود. پیش از این، گمان می رفت که ملی ‌بودن، فراگیری سیاسی، تنوع فراقومی و قدرت و اتحاد فراجناحی آن، می تواند زمینه ساز پیروزی پرشکوه این ائتلاف در انتخابات آینده قرار بگیرد؛ اما گذر زمان ثابت کرد که ائتلاف هایی که صرفا بر هدف ها و منافع کوتاه مدت و مقطعی اعضای شان، تکیه می کنند و فاقد آرمان های بلندمدت سیاسی هستند، نمی توانند برای مدت زمانی طولانی به حیات خود ادامه دهند و در مسیر تحولات بزرگ سیاسی، به سرعت متحول و متلاشی می شوند.

ائتلاف بزرگ ملی، تنها یک هدف مشترک داشت و آن، مهار حکومت اقتدارگرا و انحصارطلب اشرف غنی بود؛ این در حالی بود که موارد اختلافی احزاب، افراد و تشکل های عضو این ائتلاف، بسیار بیشتر، ریشه‌دارتر و قدرتمندتر بود.

این را هم بخوانید:  چرا ائتلاف بزرگ ملی از هم پاشید؟

منبع: خبرگزاری جمهور

برچسب ها

در همین رابطه بخوانید

Related Posts

بدون دیدگاه