• دسته: x تیتر یک
  • ۹ جدی ۱۳۹۷

من تا حالا افغانِ احمق ندیده‌ام

اشرف غنی گفته: «من تا حالا افغانِ احمق ندیده‌ام».

فرض کنید این سخن درست باشد. یعنی هم اشرف غنی افغان ِ احمق ندیده باشد و هم واقعا افغان ِ احمقی وجود نداشته باشد. حالا عجالتا در برابر افغان ِ احمق «افغان ِ هوشیار» را بگذارید.

گمان می‌کنید سرزمینی که پر از آدم هوشیار باشد، جای خوبی است؟

شاید افغانستان به همین خاطر خراب شده که همه‌ی ساکنان آن «هوشیار»‌اند. رفتارها و کارهای زیادی هستند که منطقا یک آدم هوشیار نباید مرتکب‌شان شود، اما همان رفتارها و کارها (رفتارها و کارهای احمقانه) جامعه را سر پا نگه می‌دارند.
سربازانی که در هوای سرد زمستانی در کوه‌ها و دشت‌ها با دشمنان ملک و مردم می‌جنگند و زخم بر می‌دارند و کشته می‌شوند و خانواده‌های داغدار برجا می‌گذارند، کار هوشیارانه‌یی نمی‌کنند. هوشیاران بر کنار می‌نشینند.
افرادی که به موسسات خیریه کمک می‌فرستند، به کمپاین‌های کمک به آسیب‌دیدگان سیلاب و زلزله پول می‌دهند و اشک‌های مردان و زنان کنار سرک را باور می‌کنند و دست به جیب می‌شوند تا به آنان کمکی کنند، رفتار هوشیارانه‌یی نمی‌کنند. هوشیاران تا صد درصد مطمئن نباشند که یک قِران‌شان ضایع نمی‌شود، پول خود را بیجا نمی‌سازند.

آنانی که «دوست‌تان دارم»‌های دیگران را باور می‌کنند، کار هوشیارانه‌یی نمی‌کنند. آدم هوشیار همیشه پشت دیوار شک و فاصله می‌ایستد تا فریب نخورد و آسیبی نبیند.

آدم هوشیار به دیدن لبخند، اشک، اشتیاق، درد، اضطراب و هیجان و اندوه اکتفا نمی‌کند و همراهی و همدلی خود را معطل نگه می‌دارد تا اول خوب «تحقیق» کند که ماجرا از چه قرار است. آدم هوشیار از ظاهر عبور می‌کند و تا پُشت قصه را نبیند، همدل و همراه نمی‌شود.

اما چیزهایی چون اعتماد اجتماعی، ایثار، همدلی، یاری، سخاوت و مهربانی نباید پیوسته معطل نگه داشته شوند. معطل نگه داشتن این چیزها( یعنی همان رفتار هوشیارانه) جامعه را ویران می‌کند.

افغان‌ها قصه‌های همدیگر را باور نمی‌کنند؛ فریاد کمک‌خواهی همدیگر را تقلبی می‌پندارند؛ ابراز دوستی دیگران را آمیخته با نیرنگ و «مقصد» می‌بینند؛ بر سلامت نفس و مهربانی همدیگر شک عمیق دارند و پشت ِ هر لبخند و گریه‌یی طرحی اغواکننده می‌بینند. افغان‌ها هوشیار‌اند.

با همین هوشیاری زندگی را در کام خود زهر کرده‌ایم.

نویسنده: سخی داد هاتف

برچسب ها

بدون دیدگاه