۲۶ قوس ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۲۶ قوس ۱۳۹۷

سه جانبه افغانستان، چین و پاکستان؛ دیپلماسی نمادین یا همکاری‌های عملی

چین در حاشیه غربی خویش، در همجواری با ولایت سینکیانگ، در امتداد استراتیژی حرکت به سمت غرب در سطوح مختلف با افغانستان و پاکستان همسویی و همکاری داشته است. در تبیین همکاری و همسویی؛ شاید ماهیت روابط میان چین با  پاکستان براساس همکاری‌های مؤثر و چین با افغانستان بر همسویی رسمی در برنامه‌های چند جانبه با افغانستان باشد. اگرچه در برخی از موارد، مانند پروژه مس عینک و آمودریا، همسویی به نظر نمی‌رسد، با این حال چین همواره دوستی بی‌غرض و کمتر موثر در  در امور افغانستان بوده است. در این نوشتار تلاش می‌شود، به بهانه این تفاهم‌نامه سه جانبه، به فرصت‌های موجود همکاری و یا همسویی میان افغانستان و چین و پاکستان  پرداخته شود.

این سه جانبه و فرایند تحول آن:

این سه جانبه از سال ۲۰۱۳ یکی از موضوعات مورد بحث مقامات سه کشور در سطوح مختلف به شمار می‌رفته است که درنهایت پس از تلاش گسترده در حالت فعلی در قالب تفاهم‌نامه میان سه کشور در کابل به نتیجه می‌رسد. منظور از نتیجه، دست‌یابی به تفاهمی است که در آن سه کشور تروریسم را به عنوان عاملی مخرب در منطقه دانسته و برای مقابله با آن اقدامات مؤثر انجام می‌دهند. مهم‌ترین چالش در این مقابله و همکاری مشترک، عدم شناسایی گروه‌های تروریستی به استثنای گروه جنبش اسلامی ترکستان شرقی است. چین همواره در تمامی سطوح دیپلماسی خویش تلاش نموده تا همسویی و همکاری پاکستان و افغانستان را برای مقابله با گروه اسلامی جنبش اسلامی ترکستان شرقی کسب نماید که کسب نموده است. در حوزه‌های دیگر میان افغانستان و پاکستان، هنوز مهم‌ترین قدم برای مبارزه با تروریسم شناسایی گروه‌های تروریستی و چگونگی اقدام مشترک در برابر آن‌هاست. موضوع دوم دست‌یابی به میکانیزم مشترک برای مبارزه با تروریسم است. به نظر نمی‌رسد که پاکستان حاضر باشد در شرایطی که اهرم اقتصادی چین بر وی مؤثر است، زمینه ترجمه شدن این اهرم اقتصادی به اعمال فشار امنیتی به نفع افغانستان را بپذیرد. از این رو کمترین تعهد و مسئولیت را خواهد پذیرفت و زیر بار هر گونه فشار تعهد شده سه جانبه نخواهد رفت. این موضوع مهم‌ترین عامل به تعویق افتادن امضای این سه جانبه از سال ۲۰۱۳ به شمار می‌رود.

دست‌آوردهای سیاسی این سه جانبه برای سه کشور:

این تفاهم سه جانبه، برای چین فرصت‌های زیادی را مهیا می‌سازد: اول؛ از افغانستان و پاکستان برای مبارزه با تروریسم، به خصوص گروه اسلامی ترکستان شرقی تعهد می‌گیرد. دوم؛ در فضای کلان منطقه‌یی، نقش خویش را به عنوان بازیگر ثبات‌ساز در جنوب آسیا معرفی می‌کند که این موضوع جایگاه وی را در دیپلماسی صلح منطقه‌یی افزایش می‌دهد. سوم؛ جایگاه خویش را در دیپلماسی صلح امریکا تقویت و زمینه سفر خلیل‌زاد را برای صحبت با چینی‌ها جهت به میز آوردن طالبان فراهم می‌سازد. در حالی که به نظر نمی‌رسد، افغانستان بتواند به نقش چین بر اعمال فشار بر پاکستان جهت اعمال نقش مؤثر در امر مبارزه با تروریسم، امیدوار باشد. چین در شرایط فعلی در تعامل اقتصادی با پاکستان، دچار تحول و دگرگونی شده است. تحول در چگونگی سرمایه‌گذاری چین در پاکستان، بیانگر ناتوانی چین در اعمال نظر در حوزه اقتصادی است، بنابراین بسیار بعید به نظر می‌رسد که چین تأثیر سیاسی و امنیتی بر پاکستان داشته باشد. در عین حال، پاکستان از طریق سه جانبه، تعهد نمادین خویش را به چین نشان می‌دهد، ضمن اینکه به صورت عملی، تعهدی را نپذیرفته است.

به بیان دیگر، چین به عنوان یک بازیگر اقتصادیَ، هنوز توان ترجمه و تفسیر میکانیزم‌های اقتصادی خویش را به اعمال فشار امنیتی ندارد. چین بر مبنای منطق سود عمل می‌کند و سودانگاری، نمی‌تواند به آسانی گرایش به اعمال فشار سیاسی بر پاکستان جهت اعمال رفتار خاصی شود. بنابراین، امیدواری در مورد این‌که چین بتواند در سیاست پاکستان در قبال افغانستان تأثیر  مثبت داشته باشد، بعید به نظر می‌رسد. این همکاری‌ها احتمالا بتواند برخی از کمک‌های محدود چین را در برابر مبارزه با گروه جنبش اسلامی ترکستان شرقی برای افغانستان فراهم سازد که این موضوع قبلا هم در قالب دوجانبه میان دو کشور وجود داشت.

در نهایت می توان گفت که این سه جانبه برای افغانستان بیشتر ماهیت نمادین داشته ضمن اینکه امکان تحول آن به همکاری های موثر نیز در آینده وجود دارد. چین سهم بیشتر ناشی از همکاری در برابر گروه اسلامی ترکستان شرقی و تامین امنیت برای ابتکار کمربند و راه، بیشتر است. در عین حال، پاکستان در فرایند این همکاری، بیشتر با محور چین در منطقه افغانستان همراه شده و نقش ایفا می کند و قطعا امتیاز اقتصادی کسب می کند. افغانستان در این فرایند چشم به راه اعمال فشار چین و نقش موثر پاکستان برای امنیت مردم خویش در برابر تروریست های منطقه است. با این حال، ایجاد برنامه عملی و مبتنی بر زمان برای تطبیق آن، میتواند صفحه تازه در این سه جانبه ایجاد نماید که به فعالیت های بعدی این سه جانبه مرتبط است.

منبع: مرکز مطالعات افغانستان و آسیا

بدون دیدگاه