۲۶ قوس ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۲۶ قوس ۱۳۹۷

گذرگاه‌های ترانزیتی افغانستان و راه لاجورد

اولین محموله نمایشی افغانستان در مسیر لاجورد، تکانه تازه‌یی به گذرگاه‌های ترانزیتی افغانستان است. این تکانه، شاید در کوتاه مدت، به مثابه فرصتی سودآور برای تاجرین ما نباشد، اما می‌تواند به تعادل  دیپلماسی منطقه‌یی افغانستان برای گذرگاه‌های ترانزیتی دیگر افغانستان تاثیر مثبت داشته باشد.  از این رو، به بهانه راه لاجورد و فرصت‌های آن، در این نوشتار نگاهی اجمالی به مسیرهای تجاری افغانستان در این نوشتار کوتاه انداخته خواهد شد.

افغانستان به عنوان کشوری محاط به خشکه از یک سو متغیری وابسته به استراتیژی و سیاست خارجی کشورهای بزرگ منطقه‌یی و فرامنطقه‌یی است و از سوی دیگر  در تلاش برای یافتن مسیری برای باز نمودن گذرگاه‌های تازه است. براین اساس، از دیرباز شمولیت در برنامه‌های اقتصادی کشورهای منطقه اهمیت فراوان برای منافع ملی افغانستان داشته است. در این میان، تلاش برای عضویت در برنامه‌های اقتصادی کشورهای منطقه، مانند ابتکار راه و کمربند چین و چابهار ایران، از جمله برنامه‌های افغانستان بوده است. در میان کریدورهای اقتصادی چین، دو کریدور آن تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم بر وضعیت افغانستان دارد: اول کریدور کاشغر- گوادر که هنوز افغانستان مشمول آن نبوده و چشم‌انداز آن تا سال ۲۰۲۳ چندان روشن نیست. دوم کریدور چین به آسیای غربی و اروپا از مسیر آسیای مرکزی است؛ اگرچه هنوز مسیر آن نیز روشن نشده است، با این حال افغانستان از طریق راه آهن پنج جانبه و یا راه لاجورد می‌تواند از آن بهرمند شود. در سوی دیگر بندر چابهار، فرصت مشترک میان افغانستان، ایران، هند، یکی از راه‌های ترانزیتی مهم به شمار می‌رود؛ این بندر بعد از خارج شدن از لیست تحریمات امریکا، اهمیت تازه یافته است.

بر این اساس، گذرگاه‌های اقتصادی-تجاری افغانستان را که با سه کریدور اقتصادی چین و هند-ایران و در عین حال با مسیر دریایی به یک‌دیگر متصل می‌گردند، می توان در محورهای ذیل تفکیک نمود:

محور اول ـ دستیابی به اقیانوس هند:

نزدیک‌ترین راه به بازار پاکستان و اقیانوس هند، بنادر پاکستان است. این راه تجارتی-ترانزیتی به مثابه نزدیک‌ترین و پرکاربردترین راه برای کالاهای چینی و کشورهای جنوب شرق آسیا محسوب می‌گردد. در این محور سه گذرگاه تورخم، غلام‌خان و اسپین بولدک است که از هر کدام به میزان متفاوت کالا انتقال داده می‌شود. در این حوزه دو بندر مهم کراچی، گوادر و واگه که از طریق آن به هند دسترسی پیدا می کنیم قرار دارد. بندر گوادر ضمن این‌که اهمیت استراتیژیک آن به علت حضور چین، بازخوانی شده است، اما مراحل بازدهی ‌آن به نظر نزدیک نمی‌رسد. آخرین گزارش‌های نشر شده در سایت کریدور اقتصادی چین و پاکستان؛ چین در بندر گوادر تا سال ۲۰۲۳ تنها سه فی‌صد از تمام سرمایه‌گذاری‌اش را اختصاص می‌دهد. نزدیک به ۸۰ فی‌صد سرمایه‌گذاری چین در پاکستان به زیربناهای برق اختصاص می‌یابد. بر این اساس به نظر می‌رسد که کریدور کاشغر-گوادر به علت مشکلات کشمیر، بحران توزیع سیاسی در میان ولایت‌های پاکستان، کمبود برق و چالش‌های امنیتی تا سال ۲۰۲۵ دست‌آورد چندانی نداشته باشد. این محور ترانزیتی به علت مشکلات امنیتی و سیاسی، همواره یکی از مسیرهای کمتر باثبات برای افغانستان بوده است.

این را هم بخوانید:  راه لاجورد به نفع افغانستان است ؟

محور دوم ـ مسیر آب‌های خلیج فارس:

در این محور افغانستان از طریق گذرگاه اسلام قلعه و زرنج از یک سو به بازار ایران دسترسی پیدا می‌کند و از سوی دیگر از طریق بندرعباس و چابهار به خلیج فارس ارتباط پیدا می‌کند. چابهار یکی از حوزه‌های دریایی ایران است که هند با هدف دست‌یابی به آسیای مرکزی و داشتن نفوذ بیشتر امنیتی در دهانه خلیج فارس در آن سرمایه‌گذاری می‌کند. بر اساس توافقات میان افغانستان، هند و ایران، هند تلاش دارد، ضمن تجهیز این بندر، شرایط لازم را برای حوزه آزاد تجاری ایجاد نماید. در اواخر اکتوبر ۲۰۱۷، اولین محموله هند از این مسیر به افغانستان انتقال داده شد. این مسیر تجاری-ترانزیتی، نزدیک‌ترین راه به خلیج فارس و دریا به شمار می‌رود. این بندر از لیست تحریمات امریکا خارج نگه داشته شد و به نظر می‌رسد که به عنوان یکی از فرصت‌های مناسب تجاری برای آینده روابط افغانستان، هند و ایران پنداشته شود. در عین حال افغانستان با هدف توسعه راه‌های تراتزیتی-تجاری خویش ضرورت دارد تا زمینه همسویی هر دو بندر گوادر و چابهار را در آینده در نظر گیرد.

محور سوم ـ دستیابی به آسیای میانه و فرای آن از طریق راه لاجورد:

افغانستان به دلیل هم مرز بودن با سه کشور ترکمنستان، تاجیکستان و ازبکستان از طریق بنادر شیرخان بندر، حیرتان، آقینه و تورغندی تعاملات تجاری دارد. با توجه به این‌که افغانستان می‌تواند کالا و انرژی را از آسیای جنوبی و از طریق بنادر تورخم، غلام خان و اسپین بولدک به این بنادر انتقال دهد، از این رو  از جمله پرکاربردترین بنادر افغانستان شناخته می‌شوند. مجهز و مؤثر نبودن میکانیزم‌های انتقال در این محور ترانزیتی، باعث شده است تا تعاملات تجاری ما با این کشورها با مشکلات همراه باشد. این مشکلات از یک سو در بُعد داخلی، به نوع سیاست خارجی افغانستان و عدم ظرفیت داخلی و پروسه طولانی اداری افغانستان و کشورهای آسیای میانه مرتبط است و در بعد خارجی به مشکلات موجود در روابط کشورهای آسیای میانه با یک‌دیگر ارتباط می‌یابد. با این حال، براساس طرح کریدور لاجورد و تجربه مکرر تجارت از این مسیر راه‌های دستیابی به بازارهای بین‌المللی میسر به نظر می‌رسد، در نتیجه این استمرار، می‌‌توان از محدودیت‌های افغانستان به عنوان کشوری محاط به خشکه کاست.

این را هم بخوانید:  چرا خشونت را پرستش می کنیم؟

این محور مهم تجاری- ترانزیتی را می‌توان به سه بخش تقسیم نمود:

اول ـ مسیر تجاری- ترانزیتی زمینی افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی و روسیه؛

دوم ـ مسیر ترکمنستان به روسیه و قزاقستان  از طریق دریای خزر؛

سوم ـ از مسیر ترکمنستان به دریای خزر- آذربایجان- گرجستان و نهایتا از طریق دریای سیاه به اروپا که با نام لاجورد یاد می‌شود.

براساس گزارش های موجود در مورد راه لاجورد؛ ما تا گرجستان ۲۵۰۰-۲۸۰۰ کیلومتر فاصله داریم که می‌تواند ما را به اروپا و خاورمیانه متصل کند. در این کریدور، اولین محموله افغانستان به صورت نمایشی انتقال یافت. روشن است که چالش‌های این محموله نمایشی، نشان خواهد داد که چالش‌های زیادی پیش روی این کریدور است. به نظر می‌رسد که یکی از چالش‌های مهم، عدم عضویت افغانستان در تراسیکا است. مجموعه تراسیکا در این حوزه دست‌آوردهای ترانزیتی مهمی داشته است که ادغام ابتکار لاجورد با آن بهره‌وری را گسترش می‌دهد. در عین حال ایران، یکی از رقیب‌های مسیر لاجورد به نظر می‌رسد. عبور ننمودن مسیر لاجورد از  خاک ایران مهم‌ترین دلیل مخالف ایران است که به نظر می‌رسد به همین دلیل در عضویت افغانستان در مجموعه تراسیکا ممانعت می‌کند.

محور چهارم ـ دستیابی مستقیم به چین:

یکی از محورهایی که هنوز به صورت بالقوه اهمیت دارد و تلاش‌های کمتر مستمر برای تحقق آن وجود دارد، مسیر واخان است که ما را به صورت مستقیم به سینکیانگ چین متصل می‌کند. مطالعات اولیه امکان‌سنجی فایبر نوری افغانستان و چین در این مسیر در حال انجام شدن است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که مسیر واخان به مراتب بهتر از مسیر کاشغر به سمت پاکستان باشد. کوه‌های منطقه کشمیر در خاک پاکستان، یکی از دلایل متوقف شدن حفاری‌های چین در کریدور اقتصادی چین و پاکستان به شمار می‌رود. با این حال  برای ارتباط مستقیم با چین، فارغ از مسیر پاکستان  در امتداد واخان دو چشم‌انداز دیگر وجود دارد:

این را هم بخوانید:  چرا خشونت را پرستش می کنیم؟

اول ـ اتصال به چین از مسیر تاجیکستان: دولت تاجیکستان، به علت گسترش ناامنی در مناطق شمال و احتمال نفوذ تروریست‌ها به خاکش، در این مورد چندان موافق به نظر نمی‌رسد. در عین حال پاکستانی‌ها نیز با استفاده از نفوذ خویش در میان جریان‌های تروریستی، تلاش دارند مناطق هم مرز با چین و تاجیکستان را ناامن نمایند که در نتیجه آن افغانستان همواره وابسته پاکستان در ارتباط با چین باشد. با این حال این مسیر، با حمایت چینی‌ها یکی از بهترین راه‌های اتصال مستقیم به چین است. طرح پنج جانبه راه آهن میان افغانستان، چین، تاجیکستان، ترکمنستان و ایران می‌تواند فرصت ارتباط مستقیم افغانستان با چین و کریدور اقتصادی این کشور را در آسیای مرکزی فراهم بسازد.

دوم ـ اتصال از طریق ازبکستان ـ قزاقستان به چین: مسیر راه آهن از این حوزه به مثابه یکی از راه‌های بدیل به شمار می‌رود و به صورت ماهانه چند بار واگن‌های مملو از کالاهای افغان و چینی از این مسیر عبور می‌کند. روی هم رفته، اگرچه چالش‌ها و هزینه مسیر کمی بیشتر از مسیر کراچی است، اما اهمیت این مسیر در میان تاجرین در حال گسترش است.

در ارزیابی کلی از تمامی گذرگاه‌های ترانزیتی افغانستان، می‌توان درک نمود که فرصت‌های تازه در حال گسترش است. در میان فرصت‌های شکل گرفته،‌ مسیر لاجورد، فرصت تازه‌یی است که می‌تواند روزنه تازه برای تاجرین افغانستان ایجاد نماید. احتمال می‌رود که فرصت لاجورد، محدودیت ما را به مثابه یک کشور محاط به خشکه کاهش دهد و یا هم در کوتاه مدت به صورت اقتصادی ندهد، اما فضای سیاسی آن تاثیرات مثبت در ثبات دیگر گذرگاه‌های ترانیزیتی افغانستان دارد. همچنین امید می‌رود که افغانستان با عنوان لاجورد بتواند کالاهای تولیدی خویش را به این حوزه و اروپا صادر نماید.

منبع: مرکز مطالعات افغانستان و آسیا

بدون دیدگاه