• دسته: x تیتر یک
  • ۷ قوس ۱۳۹۷

کرزی، یـار روزهای دشـوار تهـران


هنوز بمباران هواپیماهای آمریکایی به مواضع طالبان در افغانستان پایان نیافته بود که دولت «سید محمد خاتمی» در ایران، پیام‌های مثبتی برای دولت آینده افغانستان به آن‌طرف مرز فرستاد. در آن روزها، دولت ایران تصمیم گرفته بود که برای حُسن نیت با افغانستانِ پسا طالبان، گلبدین حکمتیار را از ایران اخراج کند. حکمتیار که در آن زمان، آزادانه در ایران زندگی می‌کرد و تریبون آزاد در اختیار داشت، می‌توانست با استفاده از حضورش در تهران، برای دولت آینده افغانستان دردسرساز شود اما ایران این مجال را به او نداد. سرانجام حکمتیار، ایران را ترک کرد و این خبر خوشی از طرف ایران برای دولت آینده افغانستان بود که نشان می‌داد، تهران قصد حمایت از مخالفان حاکمان آینده کابل را ندارد.

هم‌زمان با این، رهبر ایران به حملات و حضور آمریکا در افغانستان واکنش نشان و آن را محکوم کرد. با این‌وجود، هیئت نمایندگان ایران به سرپرستی «محمدجواد ظریف» وزیر خارجه فعلی این کشور در کنفرانس «بُن» حضور یافت و حمایت خود را از توافقنامه این نشست در ششم دسامبر ۲۰۰۱ و اداره موقت به رهبری حامد کرزی اعلام کرد. متعاقب آن نمایندگان دولت خاتمی در کنفرانس «توکیو» در ژانویه ۲۰۰۲ حضور یافتند و متعهد شدند که بیش از ۵۰۰ میلیون دالر برای بازسازی افغانستان کمک کنند. این آغاز حمایت‌های دولت ایران از دولت کرزی بود که پس از پایان ریاست جمهوری خاتمی، در دوره «محمود احمدی‌نژاد» نیز ادامه یافت.

در زمان ریاست جمهوری حامد کرزی، مدیریت روابط تهران و کابل، یکی از دشوارترین کارهای دیپلماسی بین کشورها بود. تصور کنید، درحالی‌که تهران با کابل رابطه دوستانه داشت اما ایران و آمریکا با یکدیگر رقابت و البته خصومت داشتند و در این مدت، هر یکی به شدت سعی می‌کرد نفوذ دیگری را در افغانستان کاهش دهد. بااین‌وجود، روابط ایران و افغانستان در دوره حامد کرزی در سطح قابل قبولی قرار داشت و هر دو طرف کوشیدند تنش‌ها را جدی نگیرند. البته تهران روابط دوستانه با کابل را مرهون راهبرد حامد کرزی با ایران بود زیرا از همان ابتدا وقتی حامد کرزی متوجه شد، تهران با دولت او رفتار خصمانه ندارد، روابط خارجی خود را طوری با ایران تنظیم کرد که تنش‌های احتمالی نتواند این راهبرد را خدشه‌دار کند. موضوع آب، اخراج مهاجرین، اعدام زندانیان افغان در ارتباط با قاچاق مواد مخدر، مسئله ترانزیت و تماس تهران با طالبان، هرکدام به تنهایی می‌توانست رابطه دولت حامد کرزی را با ایران به هم بزند اما با سیاستی که کرزی در پیش گرفته بود، روابط تهران و کابل، دوستانه باقی ماند.

یکی از آزمون‌های مهم در برابر روابط ایران و افغانستان، خروج گسترده مهاجران افغان از ایران در سال ۱۳۸۶ بود. در این سال، تجمع مهاجران افغان در ولایت‌های مرزی با ایران، به اندازه‌ای بود که دولت حامد کرزی نتوانست بحران را مدیریت کند. لذا، پارلمان افغانستان در ۱۹ ثور ۱۳۸۶ «اکبر اکبر» وزیر سابق امور مهاجرین و «رنگین دادفر اسپنتا» وزیر وقت خارجه را استیضاح کرد. اکبر سلب صلاحیت گردید اما موضوع سلب صلاحیت اسپنتا جنجالی شد و حامد کرزی آن را به دادگاه عالی ارجاع داد. چند روز بعد دادگاه عالی نیز اعلام کرد که اسپنتا در سِمَت خود باقی بماند. این بحران که رابطه پارلمان افغانستان را با کرزی به هم زد، باعث نشد تأثیر منفی بر روابط تهران و کابل بگذارد. در سال ۱۳۸۹ در دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، باردیگر امتحان سختی در برابر روابط تهران و کابل به وجود آمد. در روزهای سرد آخر ماه قوس همین سال، ده‌ها و بلکه صدها تانکر سوخت تجار افغانستان، روزها در مرز ایران متوقف شدند. کار به جایی رسید که دولت کرزی هشدار داد؛ اگر ایران این تانکرها را آزاد نکند، در تجارت و ترانزیت خود با ایران تجدیدنظر خواهد کرد. در آن زمان، ایران مشکوک شده بود که سوخت این تانکرها در اختیار نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان قرار می‌گیرد. به‌رغم جدی بودن تصمیم ایران برای توقف طولانی‌مدت ترانزیت سوخت به افغانستان، سیاست نرم کرزی در قبال ایران، باعث شد که ایران از تصمیم خود صرف‌نظر کند و در پنجم جدی ۱۳۸۹ به تانکرهای سوخت افغانستان اجازه عبور دهد. در همین ایام، بارها رسانه‌های غربی و برخی مسئولان امنیتی افغانستان از کمک مالی و تسلیحاتی ایران به طالبان و تصمیم طالبان برای تخریب پروژه سد «سلما» خبر دادند اما هیچ‌گاه دولت کرزی آن را جدی نگرفت.

در ماه اسد سال ۱۳۹۲، خبرگزاری‌های ایران گزارش دادند که هیئتی از طالبان به ریاست طیب‌آغا رئیس سابق دفتر طالبان در قطر، با مقامات ایران در تهران دیدار کرده است. این گزارش در حالی منتشر شد که حامد کرزی به هرگونه رابطه کشورهای خارجی با طالبان حسّاس بود اما این سبب نشد که کرزی به دیدار هیئت طالبان و مقامات ایران، واکنش نشان دهد. البته گذشت و اغماض حامد کرزی در برابر ایران، یک‌طرفه نبود بلکه تهران نیز هوای حامد کرزی را داشت که این حمایت از همان ابتدا در کنفرانس بُن اول، آشکار بود. طبق نقل‌قول «زلمی خلیل‌زاد» در کتاب «فرستاده»، تلاش محمدجواد ظریف، باعث شد «یونس قانونی» نماینده جبهه شمال از زیاده‌خواهی و مطالباتش که خواهان یک ثلث کرسی‌های دولت آینده بود، از خواسته خود به نفع جناح حامد کرزی، بگذرد. به‌هرحال، در اکتبر سال ۲۰۱۰ روزنامه نیویورک‌تایمز گزارش داد که ایران پول نقد به دفتر حامد کرزی کمک می‌کند. این موضوع، روزهای متوالی به سرخط اخبار رسانه‌های داخلی و خارجی تبدیل شد. در آن ایام، همه بی‌صبرانه منتظر بودند تا حامد کرزی به گزارش این روزنامه آمریکایی واکنش نشان دهد و آن را رد کند اما رئیس‌جمهور سابق افغانستان ناباورانه در دوم عقرب سال ۱۳۸۹ در یک کنفرانس خبری مشترک با «امام علی رحمان» رئیس‌جمهور تاجیکستان در کابل، پذیرفت که ایران به دفتر او پول نقد کمک می‌کند و این پول را «عمر داوودزی» رئیس دفترش تحویل می‌گیرد. گویا این دادوستد باعث شد که سیاست تهران و موضع حامد کرزی در قبال امضای پیمان امنیتی کابل- واشنگتن در راستای هم قرار بگیرد و صدای واحدی از تهران و کابل مبنی بر عدم امضای این پیمان شنیده شود.

در فرجام، پس از جرح‌وبحث های زیادی در لویه جرگه مشورتی، حامد کرزی از امضای توافقنامه امنیتی کابل- واشنگتن، سر باز زد و با این کار، تهران نفس راحتی کشید. از سوی دیگر، سفرهای حامد کرزی به ایران چه در دو دوره ریاست جمهوری‌اش و چه پس‌ازآن، رکورد بیشترین سفر یک مقام عالی‌رتبه افغانستان به ایران را ثبت کرده است. کرزی در زمان ریاست جمهوری خود، بارها و بارها به مناسبت‌های مختلف به ایران سفر کرد و مورد استقبال گرم مقامات ایران قرار گرفت تا جایی که او یک‌بار در سفر به ایران، به یاد مادرش افتاد. در نیمه اسد سال ۱۳۸۹ نشستی با حضور سران ایران، افغانستان و تاجیکستان در تهران برگزار شد. در حاشیه این نشست در یک جمع صمیمانه از حامد کرزی با شربت «خاکشیر» پذیرایی شد. رئیس‌جمهور سابق افغانستان به خاطر این رفتار دوستانه مقامات ایران، از محمود احمدی‌نژاد همتای ایرانی خود تشکر کرد که او را به خاطرات دوران کودکی برگردانده و یاد مادرش را زنده کرده است. اشاره کرزی به یک روش درمانی سنتی در افغانستان بود که اکنون نیز مادران افغانستانی برای رفع بیماری کودکان خود، از نبات و خاکشیر استفاده می‌کنند. البته زمانی که اشرف غنی در آوریل ۲۰۱۵ به تهران رفت، دیگر از شربت خاکشیر خبری نبود تا وی را نیز به خاطرات دوران کودکی برگرداند و یاد مادرش را زنده کند.

به‌هرحال، حامد کرزی همواره یار روزهای سخت تهران بوده تا جایی که به نظر می‌رسد، نزدیکی پیش از حد کرزی به تهران، یکی از عوامل دوری او از آمریکا و سیاست‌های واشنگتن بوده است. شاید این سخن کرزی در جوزای سال جاری با «پارس تودی»، تأییدی بر این سخن باشد. رئیس‌جمهور سابق افغانستان در گفتگو با این خبرگزاری ایران بیان داشت: “ما خود را مدیون دولت و مردم ایران می‌دانیم و آمریکا به مردم افغانستان و منطقه خیانت کرده و قابل اعتماد نیست.” همین دیدگاه مثبت کرزی به تهران و دید منفی او به آمریکا بود که رئیس‌جمهور سابق افغانستان را دو روز پیش در سی‌ودومین «کنفرانس وحدت اسلامی» در تهران، صدرنشین کرد و در جمع هیئت‌رئیسه قرار داد. با توجه به اهمیت و جایگاه حامد کرزی در سیاست خارجی ایران، چنین به نظر می‌رسد که اگر او وارد کارزارهای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۸ افغانستان شود، تهران کرزی را در روزهای تنهایی، تنها نخواهد گذاشت و رفیق و همدم او خواهد بود.

نویسنده: محمد مرادی

برچسب ها

بدون دیدگاه