• دسته: x تیتر یک
  • ۳ قوس ۱۳۹۷

جوهر برابری و حقیقت برادری

“برادری” مستلزم “برابری” نیست اما برابری می تواند منشأ برادری گردد.
همه ی ما روزانه با واژه ی پرکاربردی بنام “برادر” سروکار داریم. شاید در هیچ جای دنیا به اندازه ی افغانستان، از این واژه در تعامل بین قومی استفاده نکند. کاربرد این واژه در خطاب قراردادن یک گروه قومی، در نگاه نخست، ممکن است این مفهوم را القا کند که ما چقدر در مناسبات اجتماعی و تعامل بین قومی خویش، رابطه ی آمیخته با حس احترام ودوستی وهمدلی و همکیشی داریم. درک فرهنگی و تجربه ی فردی ـ اجتماعی من اما از رایج بودن و بار عاطفی ـ نمادین این مفهوم، خلاف این تصور است.

این که ما درادبیات سیاسی و مناسبات اجتماعی خویش همیشه از اصطلاح ” برادران قومِ هزاره” و یا “برادران اهل تشیع”، و یا “برادران تاجیک” و “برادران پشتون” و”برادران اوزبیک” و “برادران سنی” و “برادران سیک/هندو” و … استفاده می کنیم، در بیان کنایه ای و در پیام اجتماعی خود، به صورت پنهان، نوعی بیگانگی عاطفی و حتا تصغیر روانی نهفته دارد.

نشانه شناسی رفتارهای اجتماعی و کدخوانی الگوهای گفتاری در تعامل قومی روشن می کند که این نوع اصطلاح، بیش و پیش از آن که حس همذات پنداری را در تعامل اجتماعی بازتاب دهد، روان پریشی مارا در گفتمان شهروندی و تصنع رفتاری مارا در همگنی ملی بر می تاباند. ما عملا در مناسبات اجتماعی و تعامل بین قومی با تضادها، بیگانگی ها و دشمن پنداری های عمیقی دچاریم که منشآ بسیاری از نزاع های خونین و خونخواهی های هولناک و عصبیت های دهشتناک گردیده است. 
از همین روست که این اصطلاح پیش از آن که پیوندهای ایدئولوژیک ـ دینی مارا نشان دهد، ادبیات سیاسی جدایی پندار را ترویج می کند. بسامد سردی نهفته درهجای این واژه، بخوبی حس کرختی را بر مخاطب منتقل می کند. بدین رو، اصطلاح “برادر” برای تعریف حسِ خویشاوندی نسبت به “قوم برادر” یک واژه کاملا بی روح و خنثاست.

حقیقت این است که اگر ما از نظر تعالی ذهنی، درک اجتماعی، بلوغ خرد جمعی، رشد شکیبایی سیاسی و میزان پیوندهای روحی به درجه ای از فهم و فخامت برسیم که قلبن، عمیقن و خود انگیخته همدیگر را بپذیریم، به ارزشهای فردی، گروهی و مذهبی وتباری همدیگراحترام بگذاریم و شأن و شرافت انسانی همدیگر را به رسمیت بشناسیم؛ و یا از نظرعاطفی به مرتبه ای از رابطه برسیم که حس خویشاوندی انسانی نسبت به هم داشته باشیم، خود به خود به امرِ برادری رسیده ایم و نیازی به تظاهر و الزام نداریم تا بصورت تکلیف، از پیشوند “برادر” برای بیان رابطه ی اقوام و احترام تصنعی، بهره بگیریم.

مهم تر این که اگر ما به جوهر “برابری” ایمان بیاوریم و به حقیقت و اصالت آن یقین راسخ داشته باشیم و درنهاد انسانی خود این مفهوم را به امر وجدانی تبدیل نماییم، در الگوی رفتار، سیرت افکار و بصیرت پندار ما، مفهوم “برادری”، به معنی رابطه ی عاطفی ـ اخلاقی و پیوندهای پایدار خویشاوندی اجتماعی، بصورت طبیعی و نظام مند ایجاد می گردد.

نویسنده: حمزه واعظی

برچسب ها

در همین رابطه بخوانید

بدون دیدگاه