• دسته: x تیتر یک
  • ۱ قوس ۱۳۹۷

چرا علما را ملامت میکنیم؟!

فرض کنید شما در اتاقی نشسته‌اید و از انفجار در سالون اورانوس ناراحت و خشمگین هستید. در همان حال، به فیس‌بوک سری می‌زنید و می‌بینید که عده‌یی از مردم به ملامت علمایی برخاسته‌اند که در انتحار کشته و زخمی شده‌اند. بعضی دیگر، بی‌پرده خوشحالی خود را نشان می‌دهند و می‌گویند که این حق آن علمای دینی بود.

حال، شما به این واکنش‌ها فکر می‌کنید و از خود می‌پرسید: چرا عده‌ی زیادی از مردم با کشته و زخمی شدن این علمای دینی این‌گونه برخورد می‌کنند؟ علت چیست؟

تحلیل این واکنش‌ها «تحلیل واکنش» است و هیچ ربطی به توجیه کشتار ندارد. بسیاری از آدم‌های تحصیل‌کرده‌ی ملک ما هنوز از این تفکیک عاجز‌اند. چند نفر به من گفتند که تو کشته شدن علمای دینی را موجه می‌دانی!

در توضیح این واکنش‌ها( واکنش‌های خوش‌حالانه یا ناهمدلانه) ناگزیریم ببینیم که ریشه‌های آن در کجاست و از چه تاریخچه‌یی آب می‌خورد. این‌طور نیست که تعداد زیادی از مردم بشنوند که علمای دینی کشته شده‌اند و ناگهان با بی‌رحمی بگویند «ههههه، خوب شد».

مولوی‌ها و مبلغان مذهبی افغانستان سال‌هاست که با حمایت‌های مستقیم یا غیرمستقیم از طالبان و افراطی‌های مذهبی مردم افغانستان را شدیدا آزرده‌اند. این قصه‌ یکشبه شکل نگرفته. صدها ویدیو از علمای دینی در انترنیت هستند که در آن‌ها علما و مبلغان دینی بر آزادی بیان، آزادی فردی، آزادی رسانه‌ها و حقوق مسلم افراد حمله می‌کنند و به ستایش از طالبان سخن می‌گویند. علما بر منبرها مردم را به خشونت علیه زنان ترغیب می‌کنند. علما گفته‌اند و می‌گویند که دولت باید مثل طالبان جلو فساد اخلاقی جوانان را بگیرند. علما گفته‌اند و می‌گویند که جنگ با طالبان نارواست. گفته‌اند و می‌گویند که کفار باید از افغانستان خارج شوند و احکام شریعت طالبانی بر کشور حاکم شوند.

شما فکر می‌کنید این گفتارها و رفتارهای علمای دینی بی‌پیامد و بی‌نتیجه‌اند؟ 
طبیعی است که آنانی که از طالب و فرهنگ و شریعت طالبانی جز شکنجه و قتل و غارت و ترس و تحقیر ندیده‌اند، از علمای طرفدار طالبان نیز بیزار شوند. مردمی که دیده‌اند که عده‌یی از علمای دینی حتا حاضر نیستند بر جنازه‌ی سربازان اردوی ملی نماز بخوانند، از این علما کینه می‌گیرند. آنان وقتی می‌بینند که یک مولوی مشهور بر منبر یکی از مساجد بزرگ پایتخت به قاتلان «فرخنده» آفرین می‌گوید، کام‌شان و جان‌شان تلخ می‌شود. این رویه‌ی علما در ذهن و ضمیر مردم بغض و نفرت می‌کارد. طبیعی است که در موقعش این بغض بیرون می‌آید.

مواضع شخصی ما یک چیز است و تحلیل واکنش‌های مردم چیزی دیگر. من شخصا به یاد نمی‌آورم از مرگ کسی خوش‌حال شده باشم (به استثنای مرگ بن لادن). انفجار در اورانوس نیز مثل انفجارهای دیگر عمیقا اندوهگین و تلخکامم کرد. این علمای دینی گرد هم آمده بودند که روز میلاد پیشوای دینی خود را گرامی بدارند. فورا به خانواده‌هایی فکر کردم که برای همیشه داغدار شدند.

اما از سطح واکنش‌های شخصی خود که بگذریم، بیزاری شدید از علمای دینی افغانستان یک پدیده‌ی اجتماعی است و توضیح و تبیین می‌طلبد. این پدیده شیعه و سنی هم ندارد. بسیاری از علمای شیعه نیز اندیشه‌های طالبانی دارند و بدشان نمی‌آید که شریعت غرای محمدی جا را بر تمام اندیشه‌ها و راه و رسم‌های دیگر تنگ کند. تصور کنید که در روز چهارشنبه یک «شورای علما» حکم سنگسار یک دختر جوان را صادر کند و روز پنجشنبه مرکز آن شورای علما توسط طالبان منفجر شود. فکر می‌کنید مردم ِ بیزار از آن سنگسار با آن علما همدلی نشان می‌دهند؟

آسان‌ترین کار ملامت کردن مردم ستمدیده است.

نویسنده: سخی داد هاتف

برچسب ها

بدون دیدگاه