۳۰ عقرب ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۳۰ عقرب ۱۳۹۷

عرق ملی علمای خراسان کجا شد؟

رویداد انتحاری دیروز در جشن میلادالنبی در کابل، باید علمای افغانستان را تکان داده باشد. ۶۰ کشته و هفتاد زخمی در یک روز از میان علمای کشور. این یک فاجعه است!

سال‌ها است که علمای افغانستان شاهد انتحار و انفجار و کشتار مردم ملکی توسط گروه‌های تروریستی طالب و داعش هستند اما در برابر این جنایات همواره سکوت کرده‌اند. شاید می‌پنداشتند که طالب و همفکران طالب با این‌ها تجانس فکری دارند و علما را مورد حمله قرار نخواهند داد. اما واقعیت این است که طالبان یک گروه اجیر و مزدوری هستند که افسار شان در دست استخبارات منطقه است و ماموریت شان نیز نابودی یک ملت. آن‌ها خشک و تر، عالم دینی و ریاضی‌دان، کارگر و قوماندان را یکسان می‌کشند و هیچ تفکیک و تمایزی هم نمی‌گذارند. هدف غایی و نهایی طالبان، نابودی افغانستان از نقشه منطقه و الحاقش به پاکستان است.

دیروز وقتی تصاویر جسدهای سوخته علمای دینی کشور در هوتل اورانوس را دیدم، با خود عهد کردم که به عنوان یک شاگرد مدرسه می‌پرسم که آیا علمای ما تکان خورده‌اند یا نه؟ عرق ملی یا رگِ غیرت شان زنده شده است یا خیر؟

وقتی سخن از عرق ملی به میان می‌آید، من به یاد علمای خراسان می‌افتم. همه از دو قرن سکوت، ظلم و ستم اعراب و تهاجم بیگانان بر ایران شنیده‌ایم. مطالعات من نشان می‌دادند که خراسان اسلامی نمی‌توانست از زیر بار این همه تهاجم و ستم کمر راست کند، اگر علمای دینی‌اش از خود عرق ملی و رگ غیرت نشان نمی‌دادند.میان علمای دینی با شاعران و حکمرانان این سرزمین یک ایتلاف نانوشته در پاسداری از موجودیت فرهنگی خراسان وجود داشت و هر کسی به سهم خود تلاش می‌کرد تا این سرزمین روی پای خود بایستد. امام ابوحنیفه می‌آمد و هزار اتهام را به جان می‌خرید اما می‌‎گفت نمازخواندن به زبان فارسی روا است و دیگری می‌آمد و چند قدم پیش‌تر می‌گذاشت و زبان فارسی را زبان انبیا و اولیا می‌خواند. شاهرخ مسکوب می‌نویسد که وقتی امیر سید مظفر ابوصالح منصور بن نوح بن احمد بن اسماعیل می‌خواست تفسیر طبری را از عربی به فارسی ترجمه کند، از علمای ماوراءالنهر استفتاء کرد که آیا ترجمه قرآن به زبان فارسی درست است یا خیر؟ این استفتاء در حالی صورت می‌گرفت که گروهی از بیگانگان احادیث جعلی‌ای ساخته بودند که بر بنیاد آن‌ها ادعا می‌کردند که فارسی زبان اهل جهنم است.

در همین حال، جالب این‌جا پاسخ علمای خراسان و ماوراءالنهر است که نشان‌دهنده عرق ملی شان می‌باشد. علمای خراسان و ماوراءالنهر  در پاسخ استفتای امیر فرمودند: «گفتند روا باشد خواندن و نبشتن تفسیر قرآن به پارسی مر آن کس را که تازی نداند. از قول خدای عزوجل که گفت: و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه. گفت: من هیچ پیغامبری نفرستادم مگر به زبان قوم او و آن زبانی کایشان بدانستند؛ از روزگار آدم تا روزگار اسماعیل پیغامبر (ص)، همه پیغامبران و ملوکان زمین به پارسی سخن گفتندی. و اول کسی که سخن گفت به زبان تازی، اسماعیل پیغامبر بود و پیغامبر ما از عرب بیرون آمد و این قرآن به زبان عرب بر او فرستادند. و این جا بدین ناحیت، زبان پارسی و ملوکان این جانب، ملوک عجم اند.»

علمای ماوراءالنهر در این جوابیه روی چند چیز تاکید کرده اند:

۱) قدامت زبان فارسی؛

۲) قداست زبان فارسی، که زبان پیامبران خوانده شده است؛

۳) و اینکه مردم این ناحیه فارسی‌زبان هستند و دین را باید با زبان خود شان بیاموزند.

آنچه تاکیدهای این علما بر اهمیت پاسداری از زبان فارسی خوانده می‌شود، نشان‌دهنده عرق ملی شان است. با همین عرق ملی بود که فرهنگ خراسان رونق گرفت، گسترش و توسعه یافت و به نگین جهان اسلام تبدیل شد. نیاز است که این عرق و غیرت ملی در میان علمای ما دو باره احیا شود. علمای ما بیایند بنشیند و فکر کنند که ملت ما چه قدر حقیر شده که چند ملای بی‌وضوی پاکستانی بیاید سرزمین ما را دارالحرب  بخوانند و مردم ما را مهدورالدم؟ آیا افغانستانی که وارث خراسان است، مهد تمدن اسلامی است یا دارالکفر؟ نیاز به بسیج علمای کرام است. علمای افغانستان باید بسیج شوند علیه گروه مزدور طالب. عرق ملی از خود نشان بدهند و نگذارند که ملت ما تباه ویران شود.

من به قدرت و توانایی علما در بسیج مردم باور دارم. کافی است یک روز جمعه از تمام منبرهای افغانستان فتوای جهاد علیه طالبان اعلام گردد، تا مردم این سرزمین را از لوث حضور آن‌ها پاک کنند.

نویسنده: عبدالشهید ثاقب/ جمهوری اعتماد

برچسب ها

بدون دیدگاه