۲۶ عقرب ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۲۶ عقرب ۱۳۹۷

هیهات منّاالذّله…

ما شیعیان/هزاره‌ها ۱۴۰۰ سال است که سوگوار شهدای کربلا و زایرِ دلسوخته‌ی سرور آزادگان جهان هستیم و هزینه‌ها و سرمایه‌های هنگفت و سنگین هم در این راه پرداخته‌ایم.

اگر از خُرد و بزرگ/ عاقل و جاهلِ ما سئوال شود که فلسفه و فایدۀ این سوگواری‌ها و زیارت‌ها چیست؟ یکصدا گفته‌ایم: می‌خواهیم فرهنگِ عاشورایی مقاومت و ذلت‌ناپذیری و پیروزی خون بر شمشیر را زنده نگه‌داریم و به فرزندان خود منتقل کنیم. می‌خواهیم سیره و اخلاقِ حسینی (ایثار، آزادگی، شهادت‌طلبی و تسلیم‌ناپذیری) در میان ما جاری و ساری باشد.

اما در میدانِ عمل و روز امتحان، سه هزار خانواده در برابر یکصد یا دوصد طالب مهاجم، تا ناهور و بامیان و کابل، هیهات منّالذله گویان، فرار می‌کنیم و طالبان/یزیدیان امروز بدون جنگ و مقاومت، شهرها و قریه‌های ما را تصرّف می‌کنند و ما از ملّت و دولت و ناتو و امریکا و کافر و مسلمان و عالَم و آدم، شاکی و طلبکار هستیم که چرا از ما دفاع نمی‌کنند.

این را هم بخوانید:  چرا طالبان جسارت حمله به جاغوری را پیدا کرده اند؟

در حالی که سه هزار خانواده اگر همزمان نَفَس بکشند «طوفان» ایجاد خواهند کرد و اگر یکباره پای بر زمین بکوبند «زلزله» خواهد آمد و اگر همزمان تف بر زمین اندازند، طالبان را «سیل» خواهد بُرد!

با این اوضاع و اوصاف، کجای رفتار و اخلاق و فرهنگِ ما اندک شباهتی به امام حسین دارد؟ در این ۱۴۰۰ سال از فرهنگِ عاشورا و مکتب کربلا چه چیزی آموخته‌ایم؟ آرزو می‌کنم که ادعای «اسلامِ ناب محمدی» و «مدنی» بودن ما مانند شعار «حسینی» بودن ما نباشد!

نویسنده: مسیح ارزگانی

برچسب ها

بدون دیدگاه