۲۱ عقرب ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۲۱ عقرب ۱۳۹۷

نماینده‌ای که شریعت طالبان را زیر پا گذاشت

صاحب عکس زیر، «شیرمحمد عباس استانکزی» است که اکنون سرپرستی دفتر سیاسی طالبان را در قطر به عهده دارد. او همان کسی است که سه روز پیش با تعدادی از اعضای دفتر طالبان به روسیه رفت و در نشست مسکو شرکت کرد. نمی‌دانم که در زمان طالبان، در افغانستان حضور داشته‌اید یا خیر. این گروه تا قبل از تصرف کابل، نهادی تحت عنوان ریاست امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر داشت. مرکز این اداره قندهار بود و شخصی به اسم «محمدولی» در رأس آن قرار داشت. بعداً که طالبان کابل را در میزان ۱۳۷۵ تصرف کردند، ریاست امربه‌معروف خود را به وزارت ارتقا دادند و شخصی به اسم مولوی «قلم‌الدین» مسئولیت آن را به عهده گرفت.

قلم‌الدین اکنون رهبر حزب جدید حرکت انقلاب اسلامی افغانستان است. بازهم نمی‌دانم که تا چه اندازه از کارهای وزارت امربه‌معروف طالبان اطلاع دارید ولی همین‌قدر اشاره کنم که بسیاری از شهروندانِ صاحب آبرو و عفیف افغانستان اعم از مرد و زن، توسط عاملان امربه‌معروف طالبان، بی‌آبرو شدند. در سلسله مطالبی که تحت عنوان «پندها و عبرت‌ها» از این قلم منتشر شد، نویسنده، چشم دیدهای خود را از رفتارهای آمران امربه‌معروف طالبان، به رشته تحریر درآورد. در یادداشت حاضر نیز به یک مورد دیگر هم اشاره می‌کنم. طالبان برای ریش مردان، اندازه خاصی را تعیین کرده بودند که به آن «قبضه» گفته می‌شود. قبضه، مقداری از ریش است که وقتی یک مرد محاسنش را به مشتش می‌گیرد، باید ریشش از مشتش بیرون بیاید و در غیرآن، یک قبضه محسوب نمی‌شود. مردان در زمان طالبان باید به همین مقدار ریش می‌داشتند و اگر ریش‌شان از یک قبضه کوتاه‌تر بود، کار خلاف شریعت انجام داده بودند و باید مجازات می‌شدند. در آن زمان، هزاران هزار تن از مردان معتبر و با عزت افغانستان، صرفاً به خاطر این‌که ریش‌شان یک قبضه نیست، توسط جنگجویان طالبان، در برابر کودکان و زنان، بی‌آب شدند. 

در طول دوره استبداد طالبان در افغانستان، اصطلاحات جدیدی نیز وارد زندگی روزمره مردم شد که انجام آن از نان شب و روز برای مردم واجب‌تر بود. 
«ږیره دی ولی کونډی کړی ده = ریش‌ات را چرا کوتاه کرده‌ای؟»
این اصطلاحی بود که اگر مأموران امربه‌معروف طالبان کسی را مخاطب قرار می‌دادند، دست‌کم باید یک هفته را در کانتینرهای اداره امربه‌معروف طالبان سپری می‌کرد تا ریشش بزرگ و بلند شود. این داستان‌ها شنیدنی و خواندنی نیست بلکه دیدنی است که بارها در قندهار شاهد این رفتارهای طالبان با مردم بوده‌ام. در آن زمان تراشیدن ریش، گناه نابخشودنی و مساوی با کفر بود اما کسانی که اقدام به اصلاح محاسن می‌کردند نیز فاسد و فاسق نامیده می‌شدند که شریعت را زیر پا گذاشته‌اند. من که در آن زمان، تازه ریش درآورده بودم، وقتی مأموران امربه‌معروف طالبان را می‌دیدم، صورتم را ماساژ می‌دادم تا چند تار ریشم که تازه درآمده بود، برجسته شود تا به اتهام کوتاه کردن ریش، مجازات نشوم.

وقتی تصاویر شیرمحمد استانکزی در مطبوعات منتشر شد و به ریش او نگاه کردم، ناگهان به یاد آن دوره افتادم که اگر کسی ریش خود را مثل ریش او اصلاح می‌کرد، به زعم طالبان فاسد بود و شریعت را زیر پا گذاشته بود اما اکنون نماینده خود آنان، خلاف شریعت طالبان رفتار می‌کند. تازه فراموش نکنیم که استانکزی در حاشیه نشست مسکو، با زنان و خانم‌هایی روبرو نشست که در دوره طالبان، نشستن در چنین وضعیتی، مرز کفر و اسلام محسوب می‌شد.
این بود «دردنوشته‌ای» از خاطرات تلخ که روزگاری مردم افغانستان با آن روبرو بودند.

نویسنده: محمد مرادی

برچسب ها

بدون دیدگاه