۱۹ عقرب ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۹ عقرب ۱۳۹۷

هزاره ها؛ بحران پریشان اندیشی سیاسی و خویشتن پریشی اجتماعی

داعش ـ طالب و استراتژی هراس و فشار

به نظر می رسد در سه سال اخیر، نوعی پروتکل میان داعش و طالبان بسته شده که برمبنای آن، تمرکز بر تقابل، تهاجم ودر نتیجه تحمیل ضعف و بی ثباتی در جامعه ی هزاره می باشد. بدین رو، درطول سالهای گذشته، نوک پیکان داعش، ترتیب و اجرای حملات هدفمند و کشتار سیستماتیک هزاره ها در کلانشهرهای افغانستان، بوِیژه کابل، مرکز قدرت مدنی و کانون مانور سیاسی ـ فرهنگی هزاره ها بود.

اکنون نوبت به طالبان رسیده که با هجوم نظامی مستقیم، پیوسته و برنامه ریزی شده ی خود به مناطق حساس و گلوگاههای مرزی و آستراتژیک هزاره ها و کشتار و کوچ اجباری هدفمند این مردم، می کوشد جامعه ی هزاره را دچار شکست سیاسی و گسست ذهنی ـ هویتی سازند.

هجوم گسترده ی طالبان به ارزگان خاص، جاغوری و اوتقل و مالستان طی دوهفته اخیر، یاد آورو تکرار و تداوم همان سیاست و رفتاریست که این گروه در دهه هفتاد شمسی علیه هزاره ها در مزار و یکاولنگ و بامیان انجام می داد.

بررسی استراتژی و شناخت دقیق اهداف داعش و طالب مبنی بر هدف قراردادن هزاره ها، مارا به واقعیت های سیاسی و ماهیت دگردیسی های استراتژیک افغانستان بیشتر اشنا نموده ودرک روشن تری از فضای قومی، منطقه ای و فرا قومی به ما می بخشد.
بنابراین، داعش و طالب از هدف قراردادن جامعه ی هزاره، چند هدف را دنبال می کنند:

این را هم بخوانید:  خود شیرینی رییس جمهور در دایکندی و بامیان نتیجه نداد!

الف) ایجاد ناامنی و هراس اجتماعی در میان شهروندان عادی هزاره در مناطق استراتژیک و خالی ساختن اهالی از سرزمین های بومی شان. تصرف سرزمین های بومی هزاره ها یک سیاست تاریخی ـ قومی است که از زمان عبدالرحمان شروع شده و در دهه هفتاد از جانب طالبان تکرار شد و اکنون از سوی همین گروه دنبال می گردد. خالی شدن مناطق بومی اولا از نظر هویتی ـ فرهنگی برای هزاره ها شکست تاریخی مکرر می باشد؛ دوما از نظر سیاسی ـ استراتژیک، ضربه ی حیاتی برای جامعه ی هزاره محسوب می گردد و سوما از نظر نظامی ـ سوق الجیشی با راندن این مردم از مناطق بومی و تجمع شان در کابل، هزاره هارا در معرض حملات برنامه ریزی شده ی اسان تر انتحاری، اسیب های اقتصادی و تراکم جمعیتی بیشتر قرار می دهد.

ب) گسترش بحران ذهنی ـ روانی در میان هزاره ها و تضعیف روحیه ی امید و تغییردراین جامعه، این مردم را از مسیر اصلی جهش های ذهنی و انتخاب های مدنی منحرف و به انفعال اجتماعی و انزوای سیاسی ناگزیر سوق می دهد.

این را هم بخوانید:  «زوال» و «پیشرفت»: دو توهم خطرناک

ج) تصرف مناطق امن هزاره نشین، ضمن آن که کلانشهرغزنی و شاهراه غزنی ـ کابل را مورد تهدید های جدی و مدام قرار می دهد، به قدرت نمایی طالبان درآستانه ی مذاکرات صلح، توان چانه زنی و ساحه ی تأثیرگذاری آن هارا بر روند امتیاز گیری، هم از دولت افغانستان و هم از حامیان بین المللی اش بیشتر می سازد.

د) تجربه و درک رابطه ی هزاره ها با حکومت مرکزی در دوره ی حاکمیت اشرف غنی نشان می دهد که هر فشار و آسیبی که بر زیست جمعی و یا سرنوشت سیاسی ـ اجتماعی هزاره ها وارد آید، بی اعتمادی، بدگمانی و نارضایتی بسیاری از هزاره ها، بویژه سیاستگران و جامعه ی جوان را در تعامل با حکومت، بیشتر می سازد. ازهمین رو، شاهد هستیم که تهاجم اخیر طالبان به مناطق ارزگان و جاغوری، به گسستگی سیاسی و نارضایتی و بدگمانی اجتماعی مشهودی میان جامعه ی هزاره و حاکمان ارگ نشین دامن زده است. بطور قطع، طالبان از درک و تأثیر این رابطه غافل نیستند. کوتاهی، تعلل و بی تفاوتی حکومت مرکزی مبنی برارسال کمک و نیروی نظامی به این منطقه و بی تفاوتی عمدی در قبال کشتار و کوچ گروهی مردم ملکی هزاره و بدتر ازآن، بی خردی مقامات ارگ در قومی خواندن جنگ ارزگان، به خشم و بدبینی و نارضایتی عمومی بخش بزرگی از جامعه هزاره نسبت به حکومت مرکزی دامن زد. بدین ر،و طالبان بخوبی می دانند که هرچه فشار و جنگ و آسیب های نظامی و انسانی و اقتصادی بیشتری به هزاره ها وارد کنند، به همان میزان زمینه ها وبسترهای ذهنی و گسست سیاسی قابل محاسبه ای را در تعامل هزاره ها با حکومت کنونی فراهم می سازند.

این را هم بخوانید:  طرح سهمیه بند در کانکور طرح سیاسی است نه اکادمیک

ه) طالبان از تحولات سیاسی جامعه هزاره آگاهند. آن ها می دانند که این جامعه از نظر رهبری سیاسی و تعامل سیاست درون قومی، دچار چالش های آشکاری هستند. آن ها قطعا برآورد می کنند که اولا این وضعیت، زمینه های شکنندگی سیاسی ـ نظامی هزاره هارا بیشتر کرده است و بدین رو درجنگ رویارو و نظامی دچار نابسامانی استراتژیک و تشتت فرماندهی و تصمیم گیری سیاسی هستند و دوما هر نوع فشار سیاسی ـ نظامی و تحمیل تلفات انسانی و نظامی نسبت به این مردم، به تضعیف و پراکندگی و گیجی سیاسی بیشتر ساختارها و ثبات سیاسی هزاره ها منجر خواهد شد و بدین ترتیب، قدرت مدنی و شبکه ی پیوستگی های اجتماعی هزاره ها را با چالش های جدی تری مواجه خواهند ساخت.

نویسنده: حمزه واعظی

برچسب ها

بدون دیدگاه