۱۹ عقرب ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۹ عقرب ۱۳۹۷

مدنیت انقلابی و قدرت فرسایشی!

گرچه رهبران سنتی اشتباهاتی داشتند و دارند که به جای تایید مطلق و تخریب بی‌رحمانه باید راه نقد منصفانه و اصلاحات برگزیده می‌شد که متأسفانه نشد، اما مدعیان روشنفکری با شعار مدنیت و اصلاحات، بیش از همه انقلابی گری و خشونت را در پیش گرفتند تا مدنیت. آن هم انقلابی گری و خشونت در قبال خودی‌ها تا دیگران.
با این روند نسنجیده مهمترین مؤلفه‌های ذیل قدرت را نشانه رفته و آن را فرسایشی نمودند.

۱- یکی از مؤلفه‌های قدرت سیاسی، اعتماد میان مردم و چهره‌های تاثیرگذار است. مدعیان مدنیت با تخریب چهره‌ی نسبتا کاریزمای رهبران سنتی با عناوین همچون معامله گر، خائن و…، این اعتماد را نابود و پشت رهبران سنتی مردم را تا حد زیادی از حمایت مردمی خالی نمودند.

۲- مؤلفه‌ی دیگر قدرت، وحدت و همگرایی یک جامعه و مردم است که باز با نهادینه شدن بد بینی و شعارهای بی‌پایه و اساس به چالش کشیده و عزت و اقتدارما به هیچ گرفته شد.

۳- یکی دیگر از مؤلفه‌های قدرت، قدرت ایدئولوژیکی یک جامعه و مردم است. یک جامعه و مردم هرچه از ایدئولوژی و ریشه‌ی فرهنگی قویتری برخوردار باشند مقتدرتراند. این مؤلفه‌ را نیز مدعیان روشنفکری و مدنیت هر از چندگاهی با زیر تیغ بردن عاشورا، اربعین و… دارند تضعیف می‌کنند که الحمدلله این مؤلفه‌، مؤلفه‌ای نیست که با این بی‌رحمی‌ها به آسانی بلرزد.

۴- مؤلفه‌ی دیپلماسی خود از مؤلفه‌های بارز قدرت است که در هر شرایط خصوصا در شرایطی بحرانی باید فعالتر عمل نماید. ولی این گزینه باز بارها به محض فعال شدن، زیر تیغ جراحی غیرمسئولانه می‌رود که نمونه‌ی بارزش موضع شعاری و بدون نقد مدعیان روشنفکری در قبال سفر استاد خلیلی در ایران است.
به نظر می‌رسد این روش روش عاقلانه نیست و با تخریب مؤلفه‌های مذکور به مؤلفه‌های دیگر قدرت همچون قدرت نظامی، اقتصادی و… نیز نخواهیم رسید.

بنابراین، نگاه صفر و صد را کنار بگذاریم و نکات مثبت سنتی و جدید را کنار هم گذاشته مغتنم بدانیم تا گسستی سیاسی، اجتماعی و… جبران شده و کار به سامان برسد.

نویسنده: محمد امین احسانی

برچسب ها

بدون دیدگاه