۱۹ عقرب ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۹ عقرب ۱۳۹۷

از ارزگان تا جاغوری : سرنوشت ناپیدای هزاره ها !

حوادث ارزگان خاص، حمله طالبان و ۶۹ کشته و زخمی در میان مردم ملکی برای نخستین بار سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری ولی متحد اول اشرف غنی، را به موضعگیری ای کشاند که چند ماه قبل ممکن نبود. وی با صراحت از مقاومت مسلحانه مردمی برهبری کسی که حکومت وی را یاغی و خودسر میداند دفاع نمود و حتی این مقاومت را ترغیب و حمایت کرد. داکترعبدالله که نیز هوای دو باره کاندید شدن را در سر دارد علنآ بر ضد سهل انگاری دولت دردفاع از مردم ارزگان موضع گرفت.

اشرف غنی که قبلآ کاندیداتوری خود را اعلان کرده میداند که رای دهی در میان هزاره ها نسبت به هرقوم دیگر بیشتر است وخوب میداند که هزاره ها قادر اند پله ترازو را بشکل تعین کننده ی به نفع این یا آن کاندید ریاست جمهوری خم کنند، در مورد حمله طالبان در جاغوری به نوع دیگر و سریع عکس العمل نشان داد، تا حدی که قبل از اینکه هواپیما یا چرخبالی به پرواز درآید شاه حسین مرتضوی آنها را در آسمان جاغوری در حال مانور میدید.
هزاره ها در حقیقت نیز علیرغم اینکه سومین گروه قومی افغانستان بشمار میآید یک نیروی سرنوشت ساز در بازیهای سیاسی کشور است. اگر چه فرهنگ سیاسی در میان هزاره ها در حدی نیست که با دو گروه قومی دیگر در بخش تآمین حقوق و جایگاه خود همسری کند (رشد افراطیگری قومی نشانه رشد فرهنگ سیاسی نیست، عکس آن است) ولی هیچ گروه دیگری، هیچ کاندید دیگری و هیچ قدرت حکومتی بدون آنها نمیتواند حتی شکل ظاهریی یک حکومت ملی را بخود بگیرد. احتمال اینکه حوادث دیگری شبیه آنچه در جاغوری گذشت بوجود آید و به اشرف غنی امکان دهد تا خود را حامی و فرشته نگهبان هزار ه جا بدهد، ناممکن نیست.

این را هم بخوانید:  سفر غنی به هرات انتخاباتی است!

موضعگیری سریع دولت در جاغوری ، همان دولتی که دو هفته قبل به داد مردم ارزگان نرسید و در گذشته بار ها مردم هزاره را در غزنی، در ارزگان، در بهسود، در جلریز، در میرزاولنگ، … بدون دفاع در برابر تروریستای بیرحم طالبان یا داعش رها کرده بود، مخالفین اشرف غنی را در میان هزاره ها دچار سراسیمه گی نموده است. یک عده از فعالین هزاره، در خارج از کشور و مخالفین سوگند خورده ی او، جلوگیری از پیشرفت طالبان را در جاغوری محصول فشار فیسبوکی ودفاع مسلحانه مردم میدانند. در حالیکه استراتیژی طالبان در این ۱۷ سال اخیر هیچگاه اشغال مناطقی که از همگونی کامل قومی هزاره یا تاجیک برخوردار است، نبوده. آنها در چنین مناطقی به عملیات نظامی وبه نمایش گذاشتن قدرت خود گاه گاهی دست میزنند ولی آنقدر ساده نیستند تا نیروی خود را در در اشغال طولانی مدت سرزمین های متخاصم هدر دهند. هدف آنها کنترول مناطق پشتون نشین و یا مناطق مختلط است که هزینه کمتری برای کنترول یا اداره آن دارد. در هزاره جات آنها سلاح موثرتر و مخوف تری دارند که ممکن است آنرا بکار ببرند. همان سلاحی که در دهه ۱۹۹۰ بکار برد و در ارزگان و جاغوری مردم را تا سرحد علف خوردن کشانید : محاصره هزاره ها در زندان طبیعی شان.
چگونه میتوان به کسی که طی این ۴ سال اخیر بیش از نصف افغانستان را به طالبان واگذار کرده و سیاست و مواضع تبعیضی و قبیله گرایی او جان همه را به لب رسانیده یکباره فقط با ارسال نیروی هدفمند به جاغوری بطور کامل تغییر موضع بدهد ؟

این را هم بخوانید:  ناکامی غنی و عبدالله و ماموریت خلیلزاد

با وجود اینکه کاندید آیده آلی را امروزسراغ ندارم، ولی یک تغیر ممکن است دینامیزمی را بوجود آورد که منجر به تشکیل یک حکومت مشروع، کمتر متعصب و قبیله گرا، بیشتر کارآمد، بیشتر وطن دوست و استقلال گرا منجر شود. حتی اگر چنین نشود، در تمام این زمینه ها ما بد تر از این حکومت و رئیس جمهور نامشروع و غیر قانونی نخواهیم داشت. هزاره ها باید سیاست کنند نه اینکه هریک برای تآمین منافع کوچک گروهی، حزبی و حتی شخصی نیروی یدکی این یا آن شوند. آنها زمانی قادر خواهند بود که یک نقش سازنده برای مردم خود و برای کشور بازی کنند که در ابتدا توانایی کنار گذاشتن منافع گروهی و قشری را داشته باشند و آگاهانه و متحدانه عمل کنند.
من شک دارم که چنین شود !

نویسنده: کریم پاکزاد

بدون دیدگاه