۱۳ عقرب ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۳ عقرب ۱۳۹۷

حامد کرزی چگونه از مرگ نجات یافت؟

در آستانه سقوط حاکمیت طالبان در سال ۲۰۰۱، حامد کرزی به ولایت ارزگان آمد تا رهبری جنوب افغانستان را به دست بگیرد. جنگجویان طالبان از آمدن کرزی اطلاع یافتند و به اقامتگاه او حمله کردند. کرزی شانس آورد و به سرنوشت «عبدالحق» دچار نشد. بخشی از این ماجرا، به تاریخ امروز یعنی چهارم نوامبر مرتبط است. چگونگی نجات کرزی را «عبدالحی مطمئن» سخنگوی سابق ملاعمر در کتاب «ملاعمر، طالبان و افغانستان» که به زبان پشتو چاپ شده، توضیح داده است. این ماجرا، مفصّل است که خلاصه آن را برای دوستان عزیز ترجمه می‌کنم:

حامد کرزی فرزند عبدالاحدخان کرزی است. عبدالاحد خان در ۱۴ جولای ۱۹۹۹ که به تازگی از سفر آمریکا بازگشته بود، توسط افراد مسلح ناشناس در شهر کویته پاکستان به قتل رسید. پس از ترور عبدالاحدخان، حامد کرزی فرزندش، جانشین او شد. قبل از ایجاد تنش بین آمریکا و طالبان، حامد کرزی و پدرش، با طالبان رابطه نزدیکی داشتند. عبدالاحدخان همواره در میهمان‌خانه‌های طالبان دیده می‌شد. او با ملامحمدحسن والی قندهار، ملایارمحمد والی هرات، ملاخیرالله خیرخواه اولین سخنگوی طالبان، مولوی احسان‌الله احسان [رئیس بانک مرکزی طالبان] و ملا محمدغوث اولین وزیر خارجه طالبان ارتباط نزدیکی داشت. زمانی که سه کشور [عربستان، پاکستان و امارات]، طالبان را به رسمیت شناختند، این گروه در جستجوی توسعه روابط با جهان برآمد که داشتن نمایندگی در سازمان ملل نیز از آن جمله بود. حامد کرزی برای پذیرفتن این سِمَت، داوطلب شد. هم‌زمان با این، سعودی‌ها نیز به طالبان پیشنهاد دادند که حامد کرزی را به عنوان نماینده خود انتخاب کنند. از ملا عبدالجلیل معاون سابق وزیر خارجه طالبان درباره اعلام آمادگی حامد کرزی برای نمایندگی از طالبان، پرسیدم. ملاجلیل در جواب گفت که ملامحمدغوث وزیر خارجه طالبان، موضوع را با ملاعمر در میان گذاشت اما ملاعمر گفت که حامد کرزی، مأمور آمریکا است و نمی‌تواند از ما نمایندگی کند.

وقتی‌که آمریکا به افغانستان حمله کرد، فرمانده عبدالحق مأموریت یافت که ولایت‌های ننگرهار، لوگر و کابل را اداره کند. این وظیفه در جنوب افغانستان به حامد کرزی واگذار شد تا ولایت‌های ارزگان، هلمند و قندهار را تحت مدیریت بگیرد. چند روز پس از حملات آمریکا به افغانستان، حامد کرزی در معیت نظامیان آمریکایی از مرکز سازمان سیا در شهر کویته پاکستان، راهی افغانستان شد. کرزی، نسبت به فرمانده عبدالحق، بیشتر مواظب خود بود و از شهر کویته تا زمانی که به ارزگان رسید، لحظه‌به‌لحظه از طریق تلفن ماهواره‌ای با آمریکایی‌ها ارتباط می‌گرفت و محل حضور خود را به آنان اطلاع می‌داد. کرزی نخستین‌بار در منطقه «سرمرغاب» در نزدیک شهر ترین‌کوت مرکز ولایت ارزگان دیده شد. بلافاصله فرماندهی پلیس و نیروهای اطلاعاتی طالبان به تعقیب او پرداختند. کرزی در دوم نوامبر ۲۰۰۱، در منزل لعل‌محمد فرزند یکی از بزرگان قومی در منطقه درجی‌غر از توابع شهر ترین‌کوت بسر می‌برد که طالبان به آنان حمله کردند. کرزی، از این حمله جان سالم بدر برد اما ۶۰۰ قبضه اسلحه که آمریکایی‌ها برای کرزی و نیروهایش از هوا پرتاب کرده بودند، به دست طالبان افتاد. کرزی دو شبانه‌روز، تحت تعقیب طالبان قرار داشت اما در چهارم نوامبر، هواپیماهای آمریکایی او و تعدادی از نیروهایش را به پایگاه جیک‌آباد در پاکستان، منتقل کردند. کرزی، دو هفته در بیس سازمان سیا در پاکستان بسر می‌برد اما از آنجا به رسانه‌ها می‌گفت که در ولایت ارزگان حضور دارم. سرانجام بعداز دو هفته، واحد ویژه سازمان سیا، حامد کرزی را مجدداً با هواپیما به ولایت ارزگان آورد و در منطقه «ده‌جوز» ولسوالی دهراووت این ولایت پیاده کرد. این زمانی بود که کنترل ولایت‌های هرات و کابل از دست طالبان خارج و ماشین جنگی طالبان ضعیف شده بود. بااین‌وجود، زمانی که شهر ترین‌کوت نیز از کنترل طالبان خارج شد، کاروانی از نظامیان طالبان از قندهار برای دستگیری حامد کرزی، عازم ولایت ارزگان گردید اما در مسیر، هدف بمباران هوایی آمریکا قرار گرفت و زمین‌گیر شد. پس‌ازاین واقعه، حامد کرزی به منطقه شاه ‌ولی‌کوت ولایت قندهار آمد. چند روز به پایان کار طالبان در قندهار، مانده بود که هیئتی از طالبان با او در شاه ولی‌کوت دیدار کرد. هیئت طالبان، با کرزی توافق نمود که شهر قندهار را به ملانقیب‌الله [از فرماندهان پشتون حزب جمعیت اسلامی] تحویل دهند. قندهار هم سقوط کرد و این‌گونه کرزی در نتیجه نشست بُن، به عنوان رئیس اداره موقت افغانستان، توسط هواپیماهای آمریکایی با واحد ویژه سازمان سیا به کابل آمد.

این بود جریان نجات جان حامد کرزی که سخنگوی سابق ملاعمر، در کتابش به آن پرداخته است. عبدالحی مطمئن در آخر این داستان نوشته است که شرح ماجرا را از قول ملامحمدجان معاون سابق والی طالبان در ارزگان و سایر مسئولان این گروه نوشته است. ناگفته نماند که این «روایتِ طالبانی» از نجات جان کرزی است اما اگر خواسته باشید درباره این ماجرا از دیدگاه‌های خارجی‌ها بدانید، به کتاب «یک مرد و یک موترسایکل» نوشته خانم «بیتی دام» نویسنده و خبرنگار هلندی مراجعه کنید.

نویسنده: محمد مرادی

بدون دیدگاه