۲۸ میزان ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۲۸ میزان ۱۳۹۷

قذافی، افغانستان و رابطه با زنان

امروز هفتمین سالروز کشته شدن معمر قذافی رهبر لیبی است. او ۲۰ اکتبر سال ۲۰۱۱، پس از حملات هوایی ناتو، از پناهگاهش فرار کرد اما به چنگ شورشیان و انقلابیون لیبی افتاد و کشته شد. قذافی، پرحاشیه‌ترین رهبر تاریخ معاصر کشورهای عربی است که بیش از چهار دهه جهان را نیز با رفتارهایش درگیر کرده بود.

یکی از پرونده‌های مهم مفتوحه، موضوع ناپدید شدن «امام موسی صدر» در لیبی است که به احتمال قوی توسط شخص قذافی جانش را از دست داده است. ارتباط برخی از جریان‌ها و احزاب افغانستان در نیمه اول دهه شصت خورشیدی از دیگر پرونده‌های مرتبط با قذافی است. در آن زمان شخصی به اسم «مهدی هاشمی» برادر داماد آیت‌الله «منتظری» قائم مقام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، با دولت لیبی و قذافی ارتباط برقرار کرد. هاشمی از فعالان انقلابی در ایران بود که در اندک زمانی به مقامات بالای دست یافت. او در سال ۱۳۶۰، مسئولیت واحد نهضت‌های آزادی‌بخش سپاه را به عهده گرفت که ارتباط او با احزاب و جریان‌های سیاسی و نظامی افغانستان از همین‌جا شروع شد. در مطلبی تحت عنوان «رازها» که مرتبط با قتل «عبدالحسین عاقلی» از پیشگامان نهضت اسلامی افغانستان بود، رابطه هاشمی را با احزاب افغانستان مرور کردیم. همین رابطه باعث شد که هاشمی، برخی اشخاص و جریان‌های افغانستان را به معمر قذافی معرفی کند. این‌که واقعاً بین قذافی و اعضای نهضت‌های اسلامی افغانستان دیدار و ملاقاتی صورت گرفته باشد، حداقل نگارنده به چنین مدرکی دست نیافته است اما به نظر می‌رسد که این ارتباط هرچند از راه دور، برقرار شده بود.

قذافی در آن زمان، خود را زعیم و سردمدار جهان عرب و البته جهان اسلام می‌دانست و به خاطر همین بلندپروازی‌ها بود که به هر جا دست می‌انداخت. مثلاً او در سال ۱۹۷۲ میلادی نیروی موسوم به «ارتش اسلامی» تشکیل داد که به وسیله آن در جهت یکپارچه‌سازی و عربی کردن منطقه گام بردارد. به‌هرحال، زمانی که مهدی هاشمی دستگیر شد، قبل ازاعدامش، از رازهای رابطه خود با اشخاص و گروه‌ها در مناطق مرکزی افغانستان پرده برداشت و به برقراری ارتباط جریان‌های افغانستانی با لیبی نیز اعتراف کرد. یکی از این اعترافات در صفحه ۹ جلد ۵ پرونده هاشمی موجود است. او برای برقراری ارتباط «سازمان نصر» افغانستان با لیبی و قذافی، دو علت را به بدین شرح بیان کرده است: “نخست آن‌که چون سازمان نصر را رادیکال‌ترین گروه‌های شیعی می‌دیدیم آن را به عنوان محور مبارزات تقویت کردم. دوم این‌که لیبی برای حضور در آینده انقلاب اسلامی در افغانستان دنبال یک کانال مطمئن بود.”

این‌که واقعاً قذافی در ایده و طرح‌های داخلی و خارجی‌اش از جمله رابطه با احزاب افغانستان موفق شد یا خیر، تاریخ قضاوت کرده است. او در هیچ برنامه‌اش حتی غنی‌سازی اورانیوم که بخشی از خزانه دولتش را صرف آن کرد، موفق نشد و سرانجام دودسته سازوبرگ اتمی خود را به آمریکا تحویل داد. یکی دیگر از برنامه‌های قذافی که مبادرت به آن کرد، تشکیل واحدی از محافظان زن با صدها عضو بود. با توجه به روحیات قذافی، وقتی زنان در معیت او حرکت می‌کردند، لذت خاصی احساس می‌کرد. او علاوه بر این، غرق حرم‌سرای خود بود که در آن زنانی از نژادهای مختلف حضور داشتند. اخیراً کتابی تحت عنوان «حرم‌سرای قذافی» نوشته «آنیک کوژان» توسط انتشارات ثالث تهران چاپ شده است. نویسنده این کتاب که خبرنگار «لوموند» فرانسه است، با زنانی که قربانی شهوت‌رانی قذافی شده بودند، ملاقات کرده و مصاحبه انجام داده است. قذافی، هر دختری را که می‌پسندید، نخست جذب واحد محافظان خود نموده و سپس با آنان رابطه برقرار می‌کرد. هر چه بود، بیستم اکتبر ۲۰۱۱ برابر با ۲۸ میزان ۱۳۹۰، آخرین روز زندگی مردی بود که در قلمرو خود غیرمستقیم ادعای خدایی می‌کرد اما سرانجام در مرگ خفت‌باری، جهان را ترک کرد.

نویسنده: محمد مرادی

برچسب ها

در همین رابطه بخوانید

بدون دیدگاه