۲۸ میزان ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۲۸ میزان ۱۳۹۷

چرا ژنرال رازق را کشتند ؟

ما برای شعر گفتن و مرثین خواندن استعداد خاصی داریم. این هردو برای گذشته ی دردناک است. گذشته ی که دیروز بود یا پریروز. یکبار هم شده به فردا بیاندیشیم و، چه آرزوی بزرگی، در راه عمل گام بگذاریم. 
البته این اولین شخصیت مهم جبهه ضد طالبان نیست که مورد حمله تروریستی طالبان قرار میگیرد، و آخرین هم، نیست اگر بپذیریم که شخصیت دیگری در این جبهه که پایداری فرمانده رازق را در مقاومت و مبارزه بر ضد طالبان داشته باشد، وجود دارد. شاید در این مورد از ژنرال دوستم و اراده وی بر ضد طالبان یاد کنیم. ولی دوستم دیگر قدرت رازق را ندارد. بال و پر دوستم را هم مخالفین دروغین ضد طالب چون قادر نشدند وی را بکشند، شکستند، .

قتل ژنرال رازق سوالهای زیادی را مطرح میکند ولی به نظر من باید به دو سال ذیل جواب قاطع پیدا کنیم و برای دهمین و یا شاید بیشتر فریب “کمیسیون تحقیقات” خالی از واقعیت اشرف غنی را نخوریم​:

۱ ـ ژنرال رازق در حالی کشته میشود که در همان جلسه فرمانده نیروهای امریکایی، به اصطلاح حمایت قاطع هم حضور داشت و بعد از این حادثه به گفته رسانه ها بدون هیچ خساره و زخمی صحنه را ترک میکند و مثل اینکه سرباز صلح سازمان ملل باشد اعلام میکند که حمله از سوی “افغان‌ها بالای افغان‌ها” صورت گرفت. میدانید که علیرغم این حمله تروریسی که فرمانده امریکایی شاهد زنده و مستقیم آن بود و باید حتمن در برابر یک کمیسیون بیطرف بین المللی به حیث شاهد مورد سوال قرار بگیرد، و علیرغم کشتار وحشیانه مردم ملکی، طالبان دیگر تروریست نامیده نمیشود. این یک حمله تروریستی نبود. این “جنگ میان افغانها” بود. به هر صورت، کشتن فرمانده رازق باید مورد توجه سازمان ملل قرار بگیرد و یک کمیسیون بین المللی بیطرف و با اعتبار در مورد آن تحقیق بعمل آورد. کمیسیونی که در آن نه از حکومت کابل و نه از سوی امریکا کسی عضو باشد.

۲ ـ علیرغم طرز فکر و شیوه های عمل ژنرال رازق، که میتوانم با آن موافق نباشم، وی به وطن پرستی یعنی استقلال افغانستان از یکطرف و مقاومت بدون هیچ تردید بر ضد طالبان شهرت داشت. این دو ویژگی رازق زمانی که بدانیم که وی یک پشتون و از قندهار، پایتخت ملا عمر و طالبان، بود، شخصیت وی را در برابر قهرمانان دروغین و ساخته شده از پرکاه، بزرگتر میسازد. ما در شرایط ویژه و خطرناکی برای آینده افغانستان قرار داریم، شرایطی که برای هرافغان وطن پرست، استقلال طلب و عدالت خواه قابل تآمل، اندیشه و ترس است. اساسی ترین عنصر این اوضاع تصمیم امریکا و دارودسته ترامپ است که به هر صورتی که میشود، حتی به قیمت پا گذاشتن روی پرنسیپ های که ایلات متحده امریکا روی آن بنا یافته با طالبان کنار بیاید. برای افغانستان با ثبات و در دایره نفوذ امریکا، طالبان بهتر است تا رژیم کنونی که فقط یک نقش فرعی را در این بازی بدوش دارد و فردا اکثر این سران “حکومت وحدت ملی” از هر قوم و قبیله که باشند در خدمت امارت اسلامی طالبان، کمی توسعه یافته، قرار خواهند گرفت..

در چنین شرایطی فردی مانند ژنرال رازق خار پای بود، باید برچیده شود. حالا کی و با کدام نقشه و پلان ماکیاولی این رسالت را به انجام رساند، وظیفه همان کمیسیون تحقیقات بیطرف بین المللی خواهد بود. ولی شک دارم که امریکا یی ها و اشرف غنی بگذارند که چنین کمیسیونی تشکیل شود. 

در حالیکه مملکت بسوی پرتگاه، بسوی دامن طالبان در حرکت است، نسل جوان، تحصیلکرده، نخبه های سیاسی و روشنفکران، بخشی میخواهند با رفتن به پارلمان سهمی از کیک شیرین قدرت را داشته باشند، بخش دیگر یا به مهاجرت میاندیشند و یا دنیا را آب بگیرد آنها را تا بند پای شان است. در سالهای ۱۹۹۲ بعد از سرنگونی رژیم ضد مردمی نجیب الله، نیروهای سیاسی و نظامی با زدوخورد و جنگ روی قدرت زمینه پیدایش و بقدرت رسیدن طالبان را فراهم ساختند. امروز همانها همراه با نسل جدید با بیکارگی و چسپیدن به قدرتی که واقعآ قدرت نیست، زمینه برگشت طالبان را فراهم میکند.

“خدایا ما چه گناهی کرده ایم که به این مصیبتها گرفتارمان کردی”، گفته مردم عوام و مظلوم ماست.

نویسنده: کریم پاکزاد

برچسب ها

بدون دیدگاه