۲۴ میزان ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۲۴ میزان ۱۳۹۷

تکیه بر دیوارشکسته ای که از مسعود بجا مانده است !

بارها کردارسیاسی مسعود وربانی را نقد کرده ام که چرا خیلی اسان فرصت طلایی وتاریخی را در جهت انتقال قدرت اول در افغانستان ازدست داده اند در فرصت طلایی که ازدورن اتش وجنگ با ابرقدرت جهان (شوروی) بدست امده بود ومسعود قهرمان چنین میدان در شرق وغرب شناخته شده بود یک باره پرده ای سیاه چشم وگوش این قهرمان میدان جنگ را پوشانده ودرمسیر انحراف وعدم دور اندیشی قرار گرفت.

مسعود وربانی جنگ دیده ولی سیاست نکرده بودند همین امر باعث گشت که نوعی از خود باوری کاذب وخود اندیشی را برای خود وقوم تاجیک افرید وبر سینه ی دیگران وهم سرنوشتان تاریخی خود دست رد کوبیده واهنگ تنهایی به میدان رفتن را نمودند اما غافل ازاینکه این اشتباه تاجیک هارا برای قرنهای دیگر به عقب برگرداند واقوام هم سرنوشت خودرا نیز قربانی کردند. کیست که نداند قوت سه گانه ی تاجیک وازبیک وهزاره توان به قالب دراورند پشتوهارا داشته وحق مدیریت انحصاری را ازانها گرفته وقدرت را همگانی نمایند اکنون این تاجیک ها هستند که خواب برگشت به قدرت اول را در عالم خیال دیده ودرصحنه ی واقعی ازپشتونها فرمان برده وبر دیوار شکسته وویران شده ای بجا مانده از مسعود وربانی تکیه زنند.

وحال چه بخواهیم وچه قبول نداشته باشیم این دیگران هستند که درزمین پشتونها بازی کرده وطبق دستور انها باید خم وراست شوند. پشتونها اگر هرنوع دید گاه زاویه دار باهم داشته باشند اما نسبت به چنگ دراوردن قدرت اول هیچ گونه زاویه باهم ندارند. قدرت اول حد تعریف شده ی انها هست حال فرق نمی کند مجری ان ریش تراشهای پشتون باشند ویا ریش بلند های سنتی ومرتجع؟ ،طالب بعنوان امیر حکومت نمایند ؟ویا کرزی وغنی ارگ را بدست گیرند؟ بر همین مبنای واقعی زلمی خلیل زاد شب وروز در پی لابی گری واستحکام قدرت توسط پشتونها بوده وسعی می دارد که نوعی از دماغ خمیری بین پشتون ارگ نشین وپشتون کوه نشین بوجود اورده وهردو را درجهت برقراری حاکمیت تبار خاص انسجام بخشد.

خلیل زاد همواره در چنین اندیشه بوده است که اقلیت ها دردوران پس از جهاد و دموکراسی خودرا قدرت طلب معرفی کرده وسبب بحران وجنگ در کشور شده است وچنین باور را در اندیشه های اربابان خود (امریکا وانگلیس) نیز تزریق کرده اند وعین عبارت اززبان وبیان بعضی از سناتوران امریکایی شنیده می شود. در جهت تثبیت هویت واحد ملی در کشور روشنفکران پشتون که استادان دانشگاه هستند نظیراقای ترکی که استاد حقوق دردانشگاه افغانستان هست چنین اندیشه دارند که وجود نیروهای خارجی سبب عدم هویت واحد ملی شده است اگر روزی نیروهای خارجی افغانستان را ترک نمایند فردای انروز وحدت ملی یا به رضا ویا به زور در افغانستان قابل تطبیق هست. وی هموراه سخنانش را به کشتار ارامنه درترکیه وصربستان وحتی انگلیس مستند می نماید.

باج دهی غنی به طالبان وتلاش ایجاد صلح بین دولت وطالبان توسط خلیل زاد همه درجهت قوت ونظم بخشی پشتونها بوده وبا متن گرایی انها همه ای اقوام غیر پشتون را به حاشیه مجبور به زندگی خواهند نمود. در همین راستا نشر خبر توسط خانم هیلی نماینده ی کار کشته وبین المللی امریکا که در شورای امنیت سازمان ملل مشغول وظیفه بود واز سمت خود کنار رفته است برای مردم افغانستان وخصوصا اقوام غیر پشتون نگران کننده هست این خانم کهنه کار درسیاست خارجی امریکا، گفته است که می خواهم بعنوان یک مشاور درکنار یک رهبر جهادی افغانستان نقش داشته باشم وان رهبر طبق نظر کارشناسان مسائل افغانستان شخص اقای حمکتیار بوده است.

اظهارات نماینده ای طالبان در قطرپس از دیدار با خلیل زاد ودرخواست بیرون شدن نیروهای خارجی ازاین کشور درست درراستای سیاست استراتژیک وتطبیق ان درافغانستان خواهد بود واین بلند پروازی در حالی صورت می گیرد که درمیدان سیاست مبنایی تنها پشتونها هستند که نقش بازی کرده ودیگران همه نظاره گربوده ومدیریت می شوند وبعبارت دیگر همه تکیه بردیوار شکسته کرده اند که از مسعود بجا مانده است .

نویسنده: اقبال صادقی

برچسب ها

بدون دیدگاه