۱۰ سنبله ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۱۰ سنبله ۱۳۹۷

نهادهای سیاسی و فقدان طرح استراتژیک برای افغانستان


کمک‌های جامعۀ جهانی برای افغانستان تنها تا سال ۲۰۲۴ ادامه دارد. پس از آن افغانستان باید تمام نیاز‌های مالی‌اش را از منابع داخلی، تمویل کند. مسایل افغانستان برای آمریکا هزینۀ گران دارد. سیاستگذاران آمریکایی با دید واقعگرایی سیاست خارجی اش را ترسیم می‌کند. هرجا که سود آن از زیانش کمترباشد، آمریکا به راحتی از تداوم آن می‌گذرد. آمریکا در ویتنام دقیقا همین کار را کرد. شوروی نیز در افغانستان چنین کرد.

حکومت وحدت ملی فقط توانسته است قناعت جامعه جهانی را تا سال ۲۰۲۴ به دست بیاورد تا کمک هایش را در افغانستان ادامه بدهد. پس از آن نه ضمانتی هست و نه جامعۀ جهانی مسؤلیت دارد. قرار بر این هم نیست که ما همیشه باردوش جامعه جهانی باشیم.

هم اکنون بودجۀ ملی افغانستان به شدت متکی به کمک های خارجی است. تراز صادرات و واردات افغانستان نشان دهندۀ حالت فلاکت است. بنابر برخی گزارش ها ما هم اکنون فقط ۷۴۰ میلیون دالر صادرات و ۷ میلیارد دالر واردات داریم. این وضعیت نشان دهندۀ اینست که در ۱۷سال گذشته روی ظرفیت های اقتصادی افغانستان کار نشده است.

اذهان عمومی و فضای سیاسی افغانستان متأسفانه در فراغت کامل از مسئلۀ اصلی به سر می برد. مسایل اصلی و استراتژیک برای آیندۀ افغانستان هیچگاه در افکار عمومی طرح مسئله نشده است. حوادث و فاجعه‌های مکرر، اذهان عمومی را به شدت به خود مشغول کرده است تا آن جا که فرصت برای طرح مسایل استراتژیک سیاسی و اقتصادی به کلی سلب شده است. نهاد‌های سیاسی و احزاب سیاسی نسبت به مسایل ملی و بنیادی افغانستان رویکرد به شدت سنتی و ساده دارند. شاید طرح مسایل استراتژیک و بنیادین برای توسعۀ پایدار در افغانستان از سطح احزاب سیاسی و اپوزیسیون حکومت در افغانستان خیلی بالا باشد. احزاب و نهاد‌های سیاسی در افغانستان در وضعیتی قرار دارند که چیزی به نام اتاق فکر و یا کدر‌های تخصصی در تشکیلات شان وجود ندارد.

مبارزات انتخاباتی در دیگر کشور‌ها صحنۀ تضارب افکار و طرح‌های استراتژیک برای توسعۀ همه جانبه در کشور شان می باشد. در انتخابات‌های افغانستان با آن که برخی نخبگان توانمند و تحصیل کرده حضور داشتند، ولی هیچ طرحی استراتژیک برای تغییر وضعیت عمومی در افغانستان نداشتند. در انتخابات پیش رو در کابل تقریبا نخبه‌های تحصیل کرده و منتقد حکومت حضور دارند ولی خواهیم دید که آن‌ها نیز صحنه‌های رقابت شان را در سطح مسایل جاری و حتی در حوزۀ خیلی کوچک تر از شأن و جایگاه شان تنزل خواهند داد که البته انتظار اینست که نباید چنین کنند.

در وضعیت اکنون، تنها حکومت مقصر نیست. احزاب و نهاد‌های سیاسی، اپوزیسیون حکومت، نخبگان افغانستان ورسانه‌های عمومی کشور نیز هریک به سهم خود مقصراند. وقتی که تمام دغدغۀ اصلی این‌ها مسایل جاری و عمومی باشند و هیچگاه نتوانند در افکار عمومی طرح های زیربنایی و استراتژیک حکومت را به چالش بکشانند، بدیهی است که حکومت هیچ ترس و هراسی بردل ندارد و خودش را دور از نظارت یک چشم تیزبین و فنی احساس می کند که البته حق ندارد چنین کند. اما تجربۀ تاریخی ثابت می‌کند که حکومت‌ها همیشه قدرت‌های فشار را به مسایل عمومی مشغول می‌سازد تا آنان نتوانند رفتار‌ها و مسؤلیت های اساسی قدرت حاکم را به چالش بکشانند. قدرت‌های فشار باید فنی، زرنگ و بیدار باشند.

واقعیت اینست که قدرت های فشار مخصوصا نهادهای سیاسی و اپوزیسیون در افغانستان بیش از حکومت به عامیانه ساختن و عمومی ساختن مسایل پرداخته اند و هیچگاه نتوانستند طرح‌ها و سؤالات استراتژیک و بنیادین را وارد افکار عمومی بسازند. نخبگان تحصیل‌کرده نیز نتوانسته اند مسایل کلان و استراتژیک را در نهادهای آموزش عالی و پژوهشی، تبدیل به یک مسئله بیناذهنی کند. رسانه‌های عمومی نیز همینگونه اند. این وضعیت باعث شده است که حتی نسل جوان و پرسشگر نیز، مسایل افغانستان را در سطح حوادث جاری دنبال کنند، چون هیچ منبعی از جانب حکومت ویا نهادهای سیاسی و علمی راجع به مسایل استراتژیک افغانستان تولید نشده است. در سه انتخابات ریاست جمهوری گذشته در این زمینه هیچ متنی مفید و ماندگار نه تولید شده و نه در دسترس می باشد.

باید به این حقیقت واقف بود که کاستی‌های موجود، هیچگاه حکومت را نمی تواند بری الذمه کند. حکومت مکلفیت اصلی و اساسی دارد که در راستای توسعۀ پایدار کشور، وظیفه اش را انجام بدهد و طرح های استراتژیک را نه تنها در روی کاغذ که در عمل باید موفقانه تطبیق کند. افکار عمومی قضاوت خودش را هم از حکومت های گذشته و هم از اکنون دارد و در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو تأثیر جدی اش را خواهد گذاشت.

نوینسده: سیدآصف حسینی/  روزنامه افغانستان ما

برچسب ها

بدون دیدگاه