۵ سنبله ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۵ سنبله ۱۳۹۷

شاهی که هر روز تنها تر می‌شود

شایعه‌ی استعفای حنیف اتمر مشاور امنیت ملی رئیس جمهور به واقعیت پیوست. او بی آن‌که سخنی از برنامه‌ی بعدی‌اش بگوید، عجالتا در سایه پناه گرفته است.

در پس استعفای اتمر، سه مقام بسیار بحث برانگیز دیگر ( وزیر دفاع، رئیس عمومی امنیت ملی و وزیر داخله‌ی افغانستان) بعد از پشت سر گذاشتن یک سال بسیار خونین، مسئله‌ی استعفای شان به صورت جدی به میان آمده است. هرچند روز گذشته ارگ ریاست جمهوری اعلام کرد که رئیس جمهور استعفای این سه مقام ارشد امنیتی را نپذیرفته است.

اگر به گذشته‌ی چند ماه اخیر برگردیم، شکل گیری ائتلاف بزرگ گروه‌های غالباٌ جهادی بعد از رویارویی سیاسی و تا حدی مسلحانه‌ی قوای دولتی با تعدادی از شخصیت‌های رده‌ی بالای این ائتلاف، زنگ خطر را برای آقای غنی به صدا در آورد تا صدای پای حریفان سیاسی‌اش را در پشت پنجره‌ی ارگ بشنود. گزارشهای پراکنده‌ی در مورد کم میلی سیاست‌گذاران کشورهای دخیل در افغانستان به آقای غنی به نشر رسید که غالباٌ این بی میلی را به ضعف آقای غنی در زمینه‌ی مدیریت سیاسی کشور و بروز بحران‌های جدید، ربط می‌دهند.

امریکایی‌ها به عنوان تعیین کننده ترین عنصر خارجی در سیاست افغانستان، با شیوه‌های مختلف در ماه‌های اخیر، این بی میلی و عدم رضایت شان‌را نسبت به عمل‌کرد آقای غنی اعلام کردند. مثل داده نشدن فرصت دیدار به آقای غنی با رئیس جمهور امریکا در بروکسل، بی اعتنایی مایک پمپیو وزیر خارجه امریکا به آقای غنی در دیدار شان در کابل و مواردی دیگر.

بلند رفتن گراف تلفات مردم غیر مسلح و نیروهای مسلح افغانستان در سال جاری، که در آن غالباٌ غیر پشتون‌ها هدف قرار گرفتند، و همین طور رفتارها و سیاست‌گذاری‌های رئیس حکومت وحدت ملی در رابطه با اقوام غیر پشتون، (مثل بحث هویت در شناسنامه‌های الکترونیکی، برخورد نسبتا تباری با موضوع انتخابات، بحث فارسی و دری و غیره موارد از این دست) عدم توجه به ترکیب قومی حتی در توزیع و سهم بندی پست‌های کلیدی ادرات دولتی، برخورد سیاسی و قومی با وزرای دولت در امر مجازات و مکافات، ذهنیت قومگرایی آقای غنی را نزد مردم تقویت کرد. شکل گیری بسیار پررنگ این ذهنیت، باعث شد تا فشارها از قاعده‌ی هرم به سوی رهبریت تبارهای غیر پشتون در رابطه با اعلام صریح موضع و مقابله با سلطه گریهای قومی آقای غنی، بیشتر شود.

افشای فساد گسترده‌ی اعضای کلیدی تیم آقای غنی کمک کرد تا شعارهای وی در رابطه با فساد اداری و امید برای بهبود وضع اقتصادی مردم و تلاش برای پیش‌گیری از گسترش دامنه غارتگریها، دود شده و به هوا برود. واقعیت‌های مطرح شده در بالا، این حقیقت را نشان می‌دهد که در حال حاضر آقای غنی در چند جبهه همزمان در حال جنگ است. جنگی که از حاشیه‌های دور شروع شده و اکنون به حلقه‌ی نزدیک آقای غنی رسیده است.

اما آنچه دغدغه‌ی جدی را در این زمینه ایجاد می‌کند، مسئله‌ی چگونگی دوام و یا روال تغییر قدرت از گروه غنی به گروه بعدی‌ است. غنی با حمله به شخصیت‌های با اقتدار و با نفوذ مطرح افغانستان، دامن زدن به رویارویی‌های قومی، مدیریت ضعیف سیاسی و اداری و در نهایت بی اعتنا گذشتن از کنار تلفات گسترده‌ی انسانی در سال‌های اخیر، در میدان سیاسی افغانستان به نظر می‌رسد که تنها مانده است. هرچند هنوز به صورت قاطع نمی‌توان در رابطه با ختم کار آقای غنی به حیث شخص اول مملکت نظر داد، اما شواهد می‌رساند که حضور وی در اریکه‌ی قدرت دوام زیادی نخواهد کرد.

با ذهنیتی که از اشرف غنی احمدزی در کشور و در افکار عمومی شکل گرفته است و کشاکش‌های بسیار شدید میان وی و شخصیت‌های جهادی، بعید به نظر می‌رسد که آقای غنی به تداوم اقتدارش در افغانستان بتواند ادامه دهد. هرچند نمی‌توان آقای غنی را به عنوان “فرد” مورد ارزیابی قرار داد، چون گردانندگان اصلی سیاست درافغانستان، بیشتر در چارچوب تشکیل تیم‌های متشکل از افراد خاص عمل می‌کنند و آقای غنی نیز شامل یک تیم به معادله وارد شد؛ اما وضعیت جاری نشان می‌دهد که اقلاً پروژه‌ی استفاده از اشرف غنی احمدزی، در مدیریت سیاسی افغانستان رو به اتمام است و باید گروهی دیگر توسط سیاست‌گذاران اصلی، وارد معرکه گردد.

با این‌که چند گروه با قاعده‌ی انسانی بسیار وسیع و تاریخ قابل توجه‌ی در کشور وجود دارد، اما سپردن پروژه‌ی رهبری سیاسی تابع شرایط و قواعدی ست که به ندرت می‌توان گروهی سیاسی پرقدرتی را مطابق آن شرایط یافت. ائتلاف بزرگ گروه‌های جهادی شاید به عنوان یک نیروی سیاسی تاثیرگذار بتواند در رهبری آینده نقشی داشته باشد، اما به دلایل تاریخی و ایدیولوژیکی و هم‌چنین بروز بی اعتمادی‌های عمیق میان شخصیت‌های رده اول این ائتلاف و گرداننده‌گان اصلی سیاست کشور، رسیدن به تفاهم میان این دو طرف امر بسیار دوری به نظر می‌رسد.

حامد کرزی از ماه‌ها به این‌سو با انجام مانورهای سیاسی و دید و بازدیدهای وسیع، موتور گروهش را به سوی نامعلومی می‌راند. هنوز به روشنی مشخص نیست که کرزی از وضعیت چی می‌خواهد. نزدیکی کرزی به روسها در سالهای اخیر و اعلام مکرر بی اعتمادی نسبت به آمریکایی‌ها، خط حایلی بین امریکایی‌های موثر در تعیینات رهبریت سیاسی افغانستان و تیم کرزی شده است.

خارج شدن اتمر از تیم آقای غنی با دلایلی که در استعفانامه‌ی خود طرح کرده است، ظن این را تقویت می‌کند که ممکن است وی شخصیت بعدی برای رهبریت سیاسی کشور توسط امریکایی‌ها در نظر گرفته شده باشد. هرچند اتمر از داشتن قاعده‌ی مردمی بی بهره است، اما خصوصیات شخصیتی‌اش، تفاوت جدی میان او و اشرف غنی احمدزی را نشان می‌دهد.

در عین حال اتمر متهم به سیاست‌گذاری‌ها و مدیریت جنگ‌های خونین داعش و طالب علیه مردم افغانستان می‌باشد. در مواردی در زمینه‌ی رابطه‌ی جدی اتمر با داعش ادعاهای بسیار جدی از سوی ارشدترین مقام‌های حکومتی و دولتی هم مطرح شد که به دلایلی آن ادعاها، هر گز نتوانست جایگاه اتمر را در حلقه‌ی تصمیم گیرنده‌ی سیاسی رده اول کشور تضعیف کند و او همچنان همه کاره‌ی حکومت وحدت ملی بود و جدی ترین تصامیم را می‌گرفت و یا دست کم در هر معادله‌ی سیاسی نقش جدی داشت.

آنچه در این میان بیش از هر چیز دیگر نزدیک به نظر می‌رسد، روند رو به ضعف اداره و مدیریت سیاسی اشرف غنی احمدزی است. با اوضاعی که در چند سال اخیر تجربه کردیم، بقیه موارد را نمی‌توان به طور شاید و باید در مورد شان یقینی نظر داد.

نویسنده: ریحان تمنا/ وبسایت هشدار

برچسب ها

بدون دیدگاه