۷ سنبله ۱۳۹۷
  • دسته: x تیتر یک
  • ۷ سنبله ۱۳۹۷

کودکی و گرسنگی

محمد شکری، نویسنده‌ی نامدار مراکشی در کتاب مشهورش «تنها برای نان»، به تشریح حال کودکی می‌پردازد که در سرزمینی بایر و خانواده‌یی فقیر به دنیا آمده است. شکری در این کتاب که روایت زندگی‌ شخصی‌اش است، از کودکی قصه می‌کند که برای گذاشتن چند شاخه گل بر گور برادر مرده‌اش، دست به دزدی می‌زند. او لحظه‌ی مردن برادرش را از فرط گرسنگی با درخشش غم‌انگیزی روایت می‌کند. برادر محمد هنگامی که یک قدم تا مرگ فاصله دارد، وقتی وی را می‌بیند صرفاً به دلیل این‌که امیدوار است چیزی برای خوردن آورده باشد، چهره‌اش دگرگون می‌شود. پنداری که موجی از امید به زندگی دوباره در او جان می‌گیرد. با این حال، دست خالی محمد و مرگ غم‌انگیز برادر از قبل مقدر شده است.

شرح حال غم‌انگیز محمد شکری، شرح زندگی صدها هزار کودک افغان است. کودکانی که دشوار است بخت بلند شکری را داشته باشند که از تنگناهای زندگی به سلامت بگذرند و روی خوش آن را ببینند. بسیاری از آن‌ها از گرسنگی می‌میرند یا در فقر و نگون‌بختی تن به مرگ می‌سپارند.

دیروز نماینده‌ی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد گفت که بیش از شش‌صدهزار کودک افغان درگیر سوءتغذیه جدی‌اند. پیش از این رقم کودکان گرسنه و درگیر سوءتغذیه ۵۰۰هزار تن گفته شده بود. افزایش کودکان گرسنه با توجه به این‌که فقر نیز گسترش یافته، خبر از وقوع یک فاجعه‌ی آرام می‌دهد. فاجعه‌یی که زندگی کودکان افغان را یکی پی دیگری ویران می‌کند.

توجه به ابعاد این فاجعه از دو جهت اهمیت دارد. هم از این نظر که می‌تواند تصویر روشنی از وضعیت کودکان در کشوری بدهد که افزون بر ۵۴ درصد مردم آن زیر خط فقر زندگی می‌کنند و هم از این جهت که می‌تواند مبنای تأمل در این مورد شود که چه‌گونه می‌توان برای نجات این کودکان دست به کار شد.

مطابق گزارشی که در اوایل امسال اداره‌ی ملی احصائیه و وزارت اقتصاد منتشر کرد، میزان فقر در میان شهروندان کشور از ۳۷ درصد در سال‌های گذشته به ۵۴ درصد رسیده است. باید توجه داشته باشیم که فقر ۵۴درصدی مردم مربوط به سال‌های ۸۵ و ۸۶ می‌شود. در جریان این دو سال میزان کم‌آبی، کاهش تولیدات زراعتی، کاهش شغل و افزایش بی‌کاری و فرار سرمایه از کشور شدت گرفته است. به این دلیل تردیدی وجود ندارد که رقم واقعی شهروندان فقیر، کسانی که ماهانه کم‌تر از دو هزار افغانی درآمد دارند، بیش از ۵۴ درصد است.

علاوه بر این، در سال جاری در حالی که ناامنی افزایش یافته، کم‌آبی نیز بسیار بیش‌تر شده است. حاصلات زراعتی کم‌تر شده، تا جایی که سازمان ملل متحد در افغانستان از کم‌بود محصولات اولیه‌ی مورد نیازی مانند گندم خبر داده و نسبت به آن هشدار داده است. در کنار این مشکل، بی‌کاری نیز افزایش یافته است. هم‌اکنون مطابق آمار رسمی، در کشور بیش از هفت میلیون بی‌کار وجود دارد. بسیاری از کسانی که شاغل به حساب می‌آیند نیز کار تمام وقت یا کاری با مزایای مالی اندک دارند. علاوه بر تمام این‌ها نفوس در کشور نیز سیر صعودی دارد. رقم متوسط تعداد هر خانواده به هفت نفر رسیده است.

در کشوری که دست‌رسی به خدمات اولیه‌ی صحی بسیار محدود است، خانواده‌ها قادر به حمایت کودکان شان نیستند و دولت نیز در این خصوص برنامه‌ی خاصی در نظر ندارد، نتیجه چیزی غیر از این نخواهد بود که کودکان مجبور به تکدی‌گری و انجام کارهای شاقه می‌شوند و از آموزش نیز محروم می‌گردند. این وضعیت خاصه از این جهت نگران‌کننده است که در نظر بگیریم، هم‌اکنون بیش از سه و نیم میلیون کودک عملاً از دست‌رسی به خدمات آموزشی رایگان محروم‌اند. رقم خشونت علیه کودکان افزایش یافته و تکدی‌گری به یک شیوه‌ی معمول برای یافتن نان در بین کودکان تبدیل شده است.

ادامه‌ی این وضعیت سبب خواهد شد که خشونت علیه کودکان افزایش یابد، کودکان محروم از آموزش بیش‌تر شود و در نتیجه نسل جدیدی روی کار خواهد آمد که اغلب بی‌سواد و فاقد تخصص خواهند بود. این وضعیت به تشدید بزه‌کاری اجتماعی و در نتیجه یک بحران اجتماعی جدی منجر می‌شود.

نویسنده: احسان نوید/ اطلاعات روز

برچسب ها

در همین رابطه بخوانید

بدون دیدگاه